آندیا!
اونجا که معصومه صابر میگه : آدم چقدر خالیست از خودش وقتی پر است از یادِ کسی...
اونجا که پائولو کوئیلو میگه:
همیشه میترسیدم کسانی را که دوست دارم یک روزی از دست بدهم
اما باید از خودم بپرسم آیا کسی هم هست بترسد از اینکه من را یک روز از دست بدهد؟
میگفت آدما زخماشونو یادشون نمیره ، برای همین بهت زخم زد که فراموشش نکنی ولی تو مرهم شدی واسش و اون راحت فراموشت کرد.
گذشته ابری میباشد که روی فکرمان را پوشانده. آینده هم در پس پردهٔ خیال است.نه آیندهٔ ما معلوم است ، نه گذشته خودمان را می توانیم تغییر دهیم.
ارزششو نداره.
تو هیچوقت ارزششو نداشتی
هیچوقت ارزش خوب بودنای منونداشتی ولی خوب درس گرفتم
یاد گرفتم
بزرگتر از اینی که هستم شدم.
من؟ صدایی آرام و سکوتی بیصدا؛
حضوری کمرنگ و غیبتی نامرئی؛
رنجیده و یادآور؛ بیآزار و از یادرفته.
اگه قیافه شروین توی گروه نبود می موندم
حال بهم زن تاریخ
___
خیلی ممنونم که با رفتنت منو خوشحال میکنی
همچین افرادی چون تو نباید قدرت تکلم هم داشته باشن
باید بمیرن
آندیا!
اگه قیافه شروین توی گروه نبود می موندم حال بهم زن تاریخ ___ خیلی ممنونم که با رفتنت منو خوشحال میکنی
چیکاررر شروین دارررید ؟ بچههه
آندیا!
13 همه جای شهر تویی تو تمام صندلی های شهر انگار با تو خاطره دارم انگار تموم شهر و دوتایی قدم زدیم ا
14
چرا الان نباید کنار من باشی؟
دقیقا الان که نیازت دارم
دقیقا الان که میخوامت
هیچوقت هیچکدوممون برای هم تو وقتای مهم نبودیم
نه تو حالا هستی
نه من حالا کنارت