خاطرات یادآوری میکند چقدر دلتنگش هستم ، و اتفاقات یادآوری میکند چرا نباید کنار او باشم .
احتمالا ، بالاخره ، بزرگ شدهام . . .
سوگواری برای عزیزی که خودش خواسته بره، هیچوقت تموم نمیشه.
تو میمونی و یه مشت چرا و اگه و ای کاش.
همه چی اولین بارش سخته
اولین بار میترسی
اولین بار خجالت میکشی
اولین بار تعجب میکنی
دیگه بار سوم چهارم برات روتینه
همیشه باید از اون اولین باره دوری کرد
اون سد بزرگه اولین باره
انجام که بشه
دیگه هیچوقت برات غیرقابل درک نیست.
شروع کن
من اون شب رو گریه نکردم،
ولی بعدش، هر بار که اتفاقی افتاد، یه بار هم به یاد اون شب گریه کردم.
شهرام شبپره میگه که: توی هر شهر غریبی میشه باتو موندنی شد.
چرا قبلا دقت نکرده بودیم که این چقدر میتونه تعریف قشنگی باشه؟!
آنهایی که ریشه ندارند؛ تا محبت میبینند
میروند وگرنه کدام درخت را دیدهای
که باغبانش را ترک کند!؟