آدم ها تنها در یک نقطه دلتنگ میشوند؛
جایی که دیگر هیچ راهی به غیر از جدا شدن باقی نیست..
حسی ندارم جز خنثی بودن. جز اینکه چیزی برام مهم نیست. حتی دیگه نمیخوام گریه کنم. و حتی دیگه نمیخوام به جایی تعلق داشته باشم. نمیدونم دقیقا چمه اما احساس میکنم که دیگر چیزی رو احساس نمیکنم، دیگه حسام ته کشیدن، دیگه قاتلِ احساساتم شدم.
وقتی میگن یاد بگیر از زندگیت لذت ببری و به تهش فکر نکنی
واسم مثل این میمونه که به آدمی که از طبقه بیستم هلش دادن بگی از تماشای منظرهی سقوط لذت ببر
و به ترکیدن آخرش فکر نکن .
آندیا!
اسکار قشنگ ترین جمله ام میرسه به: [چیکار کنم تا خوب شی؟ . . . .!]
اسکار بدترین لحظه هم میرسه به اون لحظه که نمیدونی واقعا نمیشد یا تو کم تلاش کردی؛!