eitaa logo
اندیشانه
45 دنبال‌کننده
689 عکس
140 ویدیو
334 فایل
تئولوژی @sadid20 : ارتباط با مدیر
مشاهده در ایتا
دانلود
✍ شبهه :چرا با داشتن دینی واحد، مراجع تقلید ما نظرات مختلف در احکام دینی دارند؟ ✅ پاسخ : 1⃣ در زمان حضرت رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) در میان اصحاب اختلافی وجود نداشت. زیرا در صورت بروز هر گونه ابهام و مشکلی در فهم قرآن و سنت از این بزرگواران توضیح خواسته و موضوع توسط معصومین (ع) کاملاً روشن می شد. اما در زمان غیبت، فقهاء به علت عدم دسترسی مستقیم به امام (ع)، بایستی از قرآن و منابع و مدارکی که از ائمه معصومین (ع) رسیده، این احکام را استنباط نمایند. 🔺از این رو مراجع معظم تقلید (علی رغم اتفاق نظر در اصول عقاید و معارف بنیادین)، در فهم احکام از روایات، با مشکلاتی روبرو هستند که باعث اختلافات در برخی احکام شده است. مثلآ : 2⃣ از حیث سند روایت:  ممکن است فقیهی، شخصی را که در سند روایتی آمده ثقه و قابل استناد بشمارد،  در صورتی که همین راوی را فقیهی دیگر اصلاً معتبر ندانسته و به روایت او عمل نکند و این منشأ اختلاف احکام می شود. 3⃣ اجمال در متون روایات: گاهی اوقات در متن روایات عباراتی بکار می رود که گرچه در زمان معصومین (ع) احتمالاً معنای آن واضح و روشن بوده است ولی در حال حاضر یعنی زمان غیبت معنای روشنی از آن بدست نمی آید. مثل لفظ غنا که مفهوم مبهمی دارد و برای آن مصادیق متعددی بیان می شود، این موجب اختلاف در فتاوی  می شود. 4⃣ ابهام در جهت صدور روایات: قدرت و حکومت در زمان ائمه اطهار (ع) در اختیار بنی امیه و بنی عباس که از دشمنان اهل بیت هستند بوده است و در مواردی ایشان به راحتی و در آزادی نمی توانستند تمامی احکام را که مخالف آنها بوده است بیان کنند و در مواردی برای حفظ اصل اسلام و یا جان و مال شیعیان مجبور می شده اند که از روی تقیه احکام را بر وفق نظر مخالفین بیان کنند و یا اینکه آنرا در پرده و با کنایه و بدون صراحت بیان نمایند. لذا بعضاً این اخبار و روایات با آن دسته از روایاتی که در مقام بیان احکام واقعی هستند تعارض پیدا می کنند که هر فقیهی بایستی حکم واقعی و صحیح را در این میان استنباط نماید و بالطبع هر یک بنا به داشته ها و مقدماتی که در اختیار دارند به نتیجه ای خاص می رسند که شاید با یکدیگر اختلاف داشته باشد. 5⃣ اختلاف در مبانی اصولی: یکی از علومی که یک مجتهد برای اجتهاد و استنباط به او نیاز دارد و ابزار وی برای استخراج احکام به حساب می آید علم اصول فقه است که در آن از قواعدی که به وسیله آنها احکام استنباط می شوند بحث می شود و مقدمه ای برای فقه و فقاهت محسوب می شود که اختلاف در این اصول و قواعد موجب اختلاف در اجتهاد و بالطبع در احکام می شود که هر شخص فقیهی با توجه به مدارکی که دارد دارای مبانی خاصی بوده و اصول و قواعد خاص را قائل است که در نتیجه تأثیر مستقیم در نحوه استنباط احکام می گذارد و منشأ اختلاف فتاوا و احکام می گردد. 6⃣ اینها قسمتی از مسائلی بود که موجب اختلاف احکام می شد ولی توجه به این نکته نیز مهم است که در مسائل نظری هر رشته ای متخصصین آن با یکدیگر اختلاف نظر پیدا می کنند بطور مثال تمام فیزیکدانان و شیمی دانان و یا پزشکان در همه مسائل با هم اتفاق نظر ندارند و چه بسا اختلاف نظر در کمیسونهای پزشکی قبل از عمل جراحی به نتیجه روشن نرسد و علوم اسلامی و انسانی نیز از این قاعده مستثنی نیست. @andishaneh
✍ اسلام، دختران‌ایران را نجات داد. بنا بر شریعت زرتشتی، پدر حق دارد فرزند خود (پسر یا دختر) را به عنوان بَرده به دیگری بفروشد. حتی اگر پدر بداند که دخترش قرار است شکنجه شود یا به هر طریق مورد آسیب قرار بگیرد باز هم میتواند فرزند خود را بفروشد. سند: کریستین بارتولمه، زن در حقوق ساسانی، ترجمه: دکتر ناصر الدین صاحب الزمانی، تهران: مؤسسه مطبوعاتی عطائی، 1337، ص 40. مشاهده اسکن کتاب: w57.ir/8 در قوانین زرتشتی، پدر حق دارد به زور با دختر خود همبستر شود. سند: روایت آذرفرنیغ فرخزادان، بند 20 مشاهده اسناد کامل: w57.ir/9 ایرانیان مسلمان شدند. چون اسلام به همه یاد داد که دختر مایه برکت زندگی است. محمد (ص) می‌فرمود: در هر خانه‌ای که دختر متولد شود ملائکه بر آن خانه نازل می‌شوند: مَا مِنْ بَيْتٍ فِيهِ الْبَنَاتُ إِلَّا نَزَلَتْ كُلَّ يَوْمٍ عَلَيْهِ اثْنَتَا عَشْرَةَ بَرَكَةً وَ رَحْمَةً مِنَ السَّمَاءِ وَ لَا يَنْقَطِعُ زِيَارَةُ الْمَلَائِكَةِ مِنْ ذَلِكَ الْبَيْتِ... سند: محدث نورى، مستدرك الوسائل، ج 15، ص 116، حدیث 17709. مشاهده اسناد کامل: w57.ir/7 امام صادق (علیه السلام) دختران حسنه اند و پسران نعمت اند. براي حسنات پاداش آيد و از نعمت ها بازخواست شود. اَلْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ اَلْبَنُونَ نِعَمٌ فَالْحَسَنَاتُ تُثَابُ عَلَيْهِنَّ وَ اَلنِّعْمَةُ تُسْأَلُ عَنْهَا. سند: تحف العقول عن آل الرسول صلی ال، ج 2، ص 382 @andishaneh
﴾﷽﴿ 💠 اگر حدیث غدیر اهمیت بسیاری دارد و دلالت بر جانشینی بلافصل علی(ع) از پیامبر اسلام(ص) دارد چرا این حدیث در کتب اربعه شیعه ذکر نشده است؟ ✍ موضوع کتاب من لایحضره الفقیه شیخ صدوق و تهذیب الاحکام شیخ طوسی (که دو کتاب از کتاب های موسوم به کتب اربعه هستند) چنانکه از نامشان پیداست در خصوص مباحث فقهی و احکام عملی است. استبصار شیخ طوسی نیز تنها روایات متعارض در مباحث فقهی را جمع کرده است. با این حساب حتی همه مباحث فقهی را هم ندارد. الکافی مرحوم کلینی روضه اش روایات متفرقه، فروع آن روایات فقهی است و تنها اصول آن بخشی از روایات اعتقادی را ذکر کرده و نه همه مسائل اعتقادی را. ضمن اینکه حدیث غدیر هم در اصول و هم در روضه کافی موجوده + خطبه غدیر 👈 https://basaer14.persianblog.ir/51d4ddx0LghQQwOajM9m- بنابراین، از سویی تراث روایی شیعه محصور در کتب اربعه نیست و منابع ارزشمند دیگری نیز احادیث و روایات را نقل کرده اند. از دیگر سو، معیار شیعه در پذیرش یا رد روایات، بودن آنها در کتب اربعه نیست بلکه سنجه روایات چیزی دیگری است. افزون بر این، کتب اربعه موضوعیت چندانی ندارد و از زمان شهید ثانی این واژه وارد سپهر واژگانی منابع شیعی شد. بله کتب اربعه روایات معتبر بیشتری را نسبت به منابع دیگر اورده از این رو، از اهمیت بالایی در نزد شیعه برخوردار است. با این حال به اعتراف دانشمندان شیعه، کتب اربعه حتی جامع همه روایات فقهی نیز نیست چه رسد به اینکه گنجایش همه روایات را داشته باشد. شایان ذکر است ببشتر روایات کتب اربعه مبتنی بر پذیرفتن امامت مطلقه اهل بیت(ع) است که تنها یکی از صدها دلیل حقانیت آنان حدیث غدیر است. حدیث مذکور از نظر همه عالمان خاصه و بسیاری از علمای عامه صحیح و معتبر است که مرحوم علامه امینی در کتاب بی‌نظیر الغدیر؛ آن را از (۱۱۰) صحابه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، و (۸۴) نفر از تابعین، و (۳۶۰) راوی حدیث، از کتب اهل سنت، از قرن دوم تا قرن چهاردهم هجری قمری معرفی کرده است. @andishaneh
حال اگر کسی مدعی باشد که بخشی از آیات و سور قرآن از آن حذف شده است، به ناگزیر باید بپذیرد که نقشه هدایت الهی در کتاب موجود کامل نشده و بخشی از مجموعه ای که می تواند در کامل شدن حجت بر مردم تاثیرگذار باشد، در اختیار آنان قرار نگرفته است. این امر به معنای کامل نشدن حجت خداوند بر مردم است. به عنوان مثال کسانی که مدعی اند آیات یا سوره هایی در زمینه ولایت و امامت حضرت امیر (ع) از قرآن حذف شده است و اختلاف پدید آمده در میان امت اسلامی از آغاز تا کنون را ناشی از این امر می دانند، در حقیقت پذیرفته اند که با حذف این بخش از قرآن حجت الهی بر مردم در زمینه امامت و ولایت کامل نشده است. یعنی مردم در روز قیامت می توانند با خداوند محاجّه کنند که اگر مانع تحریف آیات و سور ناظر به امامت و ولایت می شد، آنان از نعمت هدایت در سایه اهل بیت (ع) محروم نمی شدند! حال با پذیرش تاکید قرآن بر سنت اتمام حجت از سوی خداوند، آیا جایی برای چنین احتجاجی باقی می ماند؟! 3-1. مخدوش شدن نظریه خاتمیت اسلام خاتميت به معناي پايان پذيرفتن نبوت است و خاتميت پيامبر اكرم (ص) به اين معنا است كه هيچ‌كس پس از ايشان هرگز به مقام سفارت الهي و وساطت الهي ميان خداوند و مردم نرسيده و هيچگاه خداوند از رهگذر وحي با كسي سخن نخواهد گفت. از این رو، قرآن در برابر سایر کتب آسمانی در کنار دو نقش تصدیقی و تکمیلی ، نقش مهیمنی را نیز برعهده دارد: « وَأَنزَلْنَا إِلَیک الْکتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَینَ یدَیهِ مِنْ الْکتَابِ وَمُهَیمِنًا عَلَیهِ » مهیمن بودن قرآن در برابر سایر کتب آسمانی بدان معنا است که خداوند اراده کرده، کژتابی هایی آن کتب که عموماً از رهگذر تحریف در آنها راه یافته، با ظهور کتابی با پیراستگی کامل یعنی قرآن اصلاح نماید. قرآن از این جهت نقش معیار و محک برای بازشناخت آموزه های سره از ناسره آن کتب را بازی می کند. راز آن که در میان همه کتب آسمانی تنها بر حفظ و صیانت قرآن تاکید شده همین نکته است. به عبارت روشن تر، چون بنای خداوند آن بود که آموزه های تحریف شده سایر کتب آسمانی را با آمدن قرآن باز نمایاند، ضرورتی بر حفظ و صیانت آن کتب از عدم راهیافت تحریف در آنها نمی دید و از آن جا که برای قرآن افزون بر نقش هدایتی، نقش اصلاح آموزه های کتب آسمانی پیشین را در نظر گرفته است، می بایست صیانت آن را از هر گونه دخل تصرف تضمین می کرد که این امر به صراحت قرآن اتفاق افتاد. حال اگر کسی مدعی راهیافت تحریف در قرآن باشد، به ناگزیر باید بر ضرورت نزول کتاب آسمانی دیگر پای فشرد تا در سایه آن تحریفات راه یافته در قرآن شناخته شده و به کنار گذاشته شوند و نزول کتاب آسمانی دیگر به معنای ضرورت برانگیختن پیامبری دیگر برای دریافت آن کتاب آسمانی از سوی خداوند است. پیداست که معنای این سخن مخدوش شدن نظریه خاتمیت اسلام است. بنابر این اگر کسی خاتمیت اسلام را پذیرفته و مدعی است که قرآن آخرین کتاب آسمانی است که از سوی خداوند برای هدایت جهانیان فرو فرستاده شده است، به ناگزیر باید راهیافت هرگونه دخل و تصرف در این کتاب آسمانی را مردود اعلام کند. برگرفته از کتاب «پیراستگی قرآن از تحریف» اثر استاد علی نصیری @andishaneh
خلاصه-غرب-شناسی-سید-احمد-رهنمایی-ویرایش-اسفند-97.docx
حجم: 4.13M
📚✍📚✍📚✍📚✍ خلاصه کتاب غرب شناسی نویسنده: سید احمد رهنمایی @andishaneh
آیا علیه السلام رئیس است؟! ✍️ به قلم حجت الاسلام دکتر قربانی مقدم 🔹در سالهای اخیر بر زبان گویندگان و قلم نویسندگان اینطور رایج شده که امام صادق رئیس مذهب جعفری است. درحالی که این تعبیر کاملاً غلط و ساخته و پرداخته مخالفین شیعه است. البته بعضی نیز با توجه به جایگاه علمی امام صادق و نقش بی بدیل ایشان در احیاء اسلام، گمان کرده اند که این لقب، تمجید از مقام شامخ حضرتش محسوب میشود و مکرر آن را بر زبان جاری میکنند. 🔹باید دانست که اصلاً مذهبی به نام «جعفری» وجود ندارد و هیچ یک از متکلمین و علمای بزرگ شیعه مانند شیخ مفیدها، سید مرتضی‌ها، شیخ صدوق‌ها و... از چنین مذهبی نام نبرده اند. آنچه هست مذهبی است به نام دوازده امامی که مؤسس آن، شخص پیامبر است و البته امام اولش امیرالمومنین میباشد. امام صادق علیه السلام نیز ششمین پیشوا محسوب میشود. 🔹علامه امینی در کتاب و در کتب گوناگون اثبات کرده اند که شیعه از زمان پیامبر و با دستور شخص ایشان ایجاد شده است. اما از آنجایی که مذاهب فقهی چهارگانه اهل سنت نوعا اواخر قرن دوم پیدا شده است، سعی کرده اند پیدایش مذهب تشیع را تا زمان فوق به عقب رانند، زیرا حقانیت مکتبی که از صدر اسلام وجود داشته نسبت به مذاهبی که در اواخر قرن دوم پدیدار شده، امر واضح و روشنی است. (البته مخالفینی که مقداری انصاف داشته باشند، پیدایش شیعه را تا زمان فوق به تاخیر می اندازند، وگرنه بعضی از معاندین، چنین تبلیغ می کنند که شیعه ساخته و پرداختهٔ قرون متأخرتر مثلاً در زمان صفویه است.) 🔹 بله حتی می‌توان به دلیل حجم عظیم روایات امام صادق علیه‌السلام، با مسامحاتی فقه شیعه را فقه جعفری نامید، اما مذهب شیعه که مفهومی وسیع‌تر دارد و شامل یک برنامه اعتقادی، اخلاقی و عملی است، از دوره پیامبر عزیز اسلام و با امامت امیرالمومنین علیه السلام شکل گرفت. 🔹به هرحال آنچه مسلم است، نقش عظیم امام صادق علیه السلام در حفظ و احیاء اسلام (و نه فقط تشیع) است. اما نباید فراموش کرد که حضرت صادق علیه السلام، امامِ ششمِ مذهبی است که دهها سال قبل از ولادت ایشان، توسط ص تاسیس شده است. @andishaneh
4_110356465956422150.exe
حجم: 6.64M
💻 در این مجموعه 19 عنوان از کتاب های استاد مصباح یزدی گردآوری شده است. - آموزش عقاید - آذرخشی دیگر از آسمان کربلا - درپرتوآذرخش - در پرتو ولایت - نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه - آموزش فلسفه جلد اول و جلد دوم - راهیان کوی دوست - بر درگاه دوست - پندهای امام صادق(ع) - خودشناسی برای خودسازی - به سوی تو - یاد او - جنگ و جهاد در قرآن - نظریه سیاسی اسلام جلد اول و دوم - کاوش ها و چالش ها جلد اول و دوم - پیش نیازهای مدیریت اسلامی - گفتمان روشنگر - تهاجم فرهنگی - پرسش ها و پاسخ ها جلد اول تا جلد پنجم @andishaneh
اگر چه درد… اگر چه هزار غم داریم کنارِ حضرتِ معصومه ما چه کم داریم کنارِ دخترِ باران و خواهرِ خورشید بهشت حرفِ کمی هست تا حرم داریم 🌷 ولادت با سعادت حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختران مبارک 🌷 @andishaneh
🚫شبهه🚫 شیعه معتقد است امامان دوازده‌گانه آن‌ها علم غیب دارند، در حالی‌که خود آنان در روایات متعددی علم غیب را از خود نفی کرده‌اند به طور مثال کشی از علمای بزرگ شیعه نقل می‌کند که امام صادق(ع) فرموده: به خدا قسم من علم غیب ندارم و اگر داشتم زمین خوبی را برای خود بر می‌داشتم. ✅ پاسخ شبهه: در ابتدا باید توجه داشت که روش دشمن در برابر اعتقادات شیعه، پیدا کردن یک روایت از گوشه و کنار کتب روایی و با استفاده از آن، به اعتقادات ناب شیعه اشکال کردن است. مرحوم کشی در رجال خود نقل می‌کند: امام صادق(ع) فرمود: به خدای یکتا - که جز او خدایی نیست- سوگند که من غیب نمی‌دانم، ... باغی بین من و عبدالله بن الحسن به شراکت بود که تقسیم کردیم، قسمت هموار و خوب آن زمین به او رسید و قسمت سنگلاخ به من؛ اگر من علم غیب داشتم هر آینه آن قسمت هموار را بر می‌داشتم. 🔹در رابطه با این روایت و بحث علم غیب امام صادق(ع) باید گفت: 🔸 اولا: این روایت و روایات همگون با روایات فراوانی که در بیشتر کتب روایی شیعه نقل شده و مضمون آن‌ها این است که ائمه اطهار(ع) علم غیب داشته‌اند در تعارض است و با یک روایت یا چند روایت معدود نمی‌توان آن همه روایت را کنار گذاشت، به طور مثال خود امام صادق(ع) فرمود: به خدا كه من كتاب خدا را از آغاز تا پايانش می‌دانم، چنان كه گویى در كف دست من است، در قرآن است خبر آسمان و خبر زمين و خبر گذشته و خبر آينده. 👈یا در روایت دیگری فرمود: من آن‌چه در آسمان‌ها و زمين است مى‏‌دانم و آن‌چه در بهشت و دوزخ است مى‌‏دانم و گذشته و آينده را مى‏‌دانم. همچنین روایات وافری که در کتاب کافی و بصائر و ... در باب علم امام وجود دارد. 🔸 ثانیا: این روایت تنها در کتاب رجال کشی نقل شده و در هیچ کتاب قدیمی دیگری نیست و یک سند بیشتر ندارد، هیچ کدام از محدثان هم عصر کَشّی یا حتی بعد از ایشان نیز آن را نقل نکرده‌اند از این رو، از حیث اعتبار ضعیف است. 📜سند روایت نیز از این قرار است: «أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ الْقُمِّيُّ السَّلُولِيُّ، قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ صَفْوَانَ، عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ، قَالَ‏، قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع)» نفر اول «أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ الْقُمِّيُّ السَّلُولِيُّ» مجهول است و هیچ مدح و ذمی ندارد پس این روایت، ضعیف است و با آن نمی‌توان روایات بسیاری که چندین سند صحیح دارند را کنار زد. 🔹نکته سوم: معمولا این‌گونه روایات یا به جهت طرفیت پایین شنونده بود یا حمل بر تقیه می‌شوند؛ یعنی اگر هم بپذیریم که این سخن از امام صادق(ع) صادر شده می‌گوییم حتما در آن مجلس جاسوسی از دربارخلیفه یا مخالفان بوده که قصد تخریب حضرت را داشته بدین جهت حضرت در مقام تقیه علم غیب را از خود انکار کرده است، تا مدرکی برای آنان وجود نداشته باشد. @andishaneh
✍ آیه در سرزنش شبهه پراکنان و منحرف کنندگان و مِن النّاس مَن یشتری لَهو الحدیث لیُضلّ عن سبیل الله بغیر علم و یتّخذها هُزوا اولئک لهُم عَذاب مُهین (لقمان/۶) برخی از مردم با گفتار و سخنان لغو و باطل، مردم را به جهالت از راه خدا گمراه می سازند و قرآن را به تمسخر و استهزاء می گیرند، چنین کسانی به عذاب با خواری و ذلت گرفتار خواهند شد. 👇👇👇👇 https://eitaa.com/andishaneh
رسائل توحیدی .pdf
حجم: 1.86M
📚عنوان: رسائل توحیدی نویسنده: علامه طباطبائی. ترجمه آقای شیروانی @ketabemobin114 👇🌷 @andishaneh
﴾﷽﴿ ✍ اظهارات مناقشه برانگیز یکی از مدرسان فقه و اصول حوزه در خصوص که باعث بروز واکنش های مختلفی شد را نباید سخنان یک فرد تلقی نمود و در حوزه معنایی فهم یک شخص معنا کرد.. بلکه این اظهارات حاکی از یک تفکر رایج بین دامنه وسیعی از است که در بُعد نظر بدان باورمند و در بُعد عمل مشی خویش را بر اساس آن تعریف می کنند. تعجب بارتر اینکه گستره وسیعی از و علوم دینی در کلاس درس آنان حاضر شده تحت تاثیر گفتار و منش آنها قرار می گیرند و وقتی در پست های و مشغول شدند طبق این باور ناراست خود مشی می کنند و این یکی از آسیب های جدی حوزه هاست که فرآیند تحصیل و تدریس و تحقیق در آنها در غالب موارد منتهی به رشد نمی شود. به نظر می رسد باید به صاحبان این تفکر تریبون و میدان اظهار نظر داد تا آنچه در پشت لسان این گروه هست عیان شود و سستی استدلال شان روشن گردد. هر چه این گروه بیشتر مصاحبه کنند و بنویسند و سخن بگویند به نفع صراط حق و جریان راست اندیش است. تجویز جهت رشد علمی که مطرح فرمودند ابزار بسیار مهمی جهت فهم و گذار از اندیشه صاحبان این طرز تفکر است. با این نگرش می توان گفت این اظهارات را باید مبارک دانست و آغازی برای پایان ناراست اندیشی ها نگریست. هر چه پیشتر رویم ضرورت برگزاری کرسی های آزاد اندیشی در و عیان تر و دیر رونق گرفتن آن خسارت بارتر است. ✍ محمدجعفر علینقی. 👇🌷 @andishaneh