✳️ #نگاشته_های_معرفت_دینی
#ولادت_پر_سرور_بانوی_بی_مثال
فاطمه بانویی است که خداوند بارها در قرآن از او یاد کرد ، در آیۀ «تطهیر» او را در شمار معصومانِ پیراستهدامن برشمرد ، از او در ماجرای مباهله با عنوان «نسائنا» تجلیل کرد، با ولادت او و توصیف او به عنوان «کوثر» و خیر کثیر، در برابر کسانی که پیامبر را فاقد نسل میانگاشتند، به آن حضرت فزونی نسل را بشارت داد ، در سورۀ «دهر» با زیباترین تعابیر از جود و سخاوت او و خانوادهاش تجلیل کرد ، به یُمن و تکریمِ یادکرد او در این سوره به رغم برشمردن انواع نعمتهای بهشتی، از حورالعین یادی نکرد و چون او را در فراق پدر و بیمهریهای امت محزون و متألم یافت، برترین فرشته خود یعنی جبرئیل را برای تسلا و همسخنی نزد او فرستاد و اسرار امت تا روز قیامت را به او بازگو نمود.
چه مدالی از این با ارزشتر که پیامبراکرم(ص) در میان همسران و دختران خود، تنها از فاطمه به عظمت و نیکی یاد کرد، پیوسته مشتاق دیدار او بود و در برابرش به احترام به تمام قامت از جای برمیخاست، او را به شوق بهشت میبوسید و میبویید و در بازگویی اسرار، او را محرم خود میدانست؟!
چه فوز و فلاحی از این گرانبارتر که فاطمه(س) شایستگی همسری و همکفوی انسان والایی همچون علیبنابیطالب(ع) را یافت که همۀ جهانیان در برابر عظمت اندیشه و منش او کرنش کردهاند؟!
چه پیروزی از این درخشانتر که فاطمه(س) در دامن خود فرزندان پاک و پیراستهدامنی همچون حسنین و زینبین را پروراند و انوار پاک اهلبیت و حجتهای الهی(علیهم السلام) به یُمن او پا به عرصه خاک گذاشتند و هدایت امتی بزرگ در پهنه گیتی از آغاز دوره امامت تا ظهور قیامت را عهدهدار شدند و هر یک عالَمی را از پرتو حُسن خود روشنایی بخشیدند؟!
باری، صدیقه طاهره(س) بانویی است که در عرصه عبودیت خداوند، محراب عبادت از سجودِ دمادم او معطر و تاریکی شب با مناجاتش منور بود و در زمینه اهتمام به امور بندگان خدا، قوت افطار خود را به سائلی ارزانی داشت و یادگار خود را به مستمندی بخشید.
کدبانویی مهربان، مشفق و بیمنت که با دست زخمآگین خود آسیاب دستاس میکرد و نان به تنور مینهاد و خانه را رفت و روب مینمود و گهواره طفلان میجنباند. در وفا و تکریم به شوی خود چنان گوی سبقت ربود که با رفتنش تاب و توان از حضرت امیر گرفت و اشکهای دیدهاش را بدرقه راهش کرد.
او بانویی است که با عفت، پاکدامنی و حجاب خود درس پاکی به زنان داد و با همه پاکمنشی و رخ در حجاب داشتن، در هنگامه ضرورت در کنار کعبه غبار تنهایی و بیکسی از چهره پیامبر زدود، در میدان نبرد بر زخمِ ستارهگونه مجاهدان مرهم نهاد ، برای دادخواهی از حق به غارترفته خویش و دفاع از حریم ولایت پای به مسجد نهاد و خطابه آتشین سر داد و با چنین منشی نشان داد که میتوان میان عفت و حجاب و حضور تأثیرگذار در جامعه جمع کرد.
در برخی از روایات دربارۀ چگونگی ولادت فاطمه(س) چنین آمده است:
«جبرئیل(ع) در شب معراج یکی از میوههای درخت طوبی را برای پیامبر(ص) چید و برای تناول به آن حضرت داد و به او به داشتن فرزند دختری به نام «فاطمه» بشارت داد. پیامبراکرم(ص) فرمود: وقتی به زمین هبوط کردم با همسرم خدیجه همبستر شدم و او به فاطمه حامله شد. آنگاه که فاطمه متولد شد، پیامبر با بوییدن و بوسیدن فاطمه(س) بوی درخت طوبی را استشمام میکرد. این امر باعث میشد که آن حضرت به بوسیدن دخترش علاقۀ ویژهای داشت و گاه این امر باعث اعتراض همسرش عایشه میشد و حضرت با این بیان، دلیل علاقه خود را به او توضیح میداد.»
#قدر_والدین_به_ویژه_مادر_خود_را_بیش_از_پیش_بدانیم
بالاترین بدهکاری بشر به خداوند است و به عبارت دیگر بیشترین کسی انسان وامدار اوست، خداست؛ زیرا خداوند است که خلقت و ربوبیت انسان را بر عهده دارد؛ یعنی هم او را آفرید و هم از آغاز آفرینش تا تاریخی بی انتها رشد، تربیت و تدبیر او را برعهده داشته و دارد:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره، 21 )
در مرحله فرودین پدر و مادر در سایه سار اراده و قدرت الهی سهمی هر چند اندک در آفرینش و نیز تربیت فرزندان بر عهده دارند؛ سهمی که در فلسفه از آن به معدّات یاد می شود؛ درست نظیر سهم آب و گل در کشت و کار.
از این جهت خداوند خود به نقش والدین هر چند به صورت طولی، در آفرینش انسان اذعان کرد؛ گر چه تاکید فرمود که آگاه باشید دست و نقش اصلی از آنِ خداوند است:
«أَفَرَأَيْتُمْ مَا تُمْنُونَ أَأَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ» (واقعه، 58- 59 )
و در جایی دیگر نقش والدین در رشد، بالندگی و تربیت فرزند هر چند در دوره کوتاه این جهان را مورد تاکید قرار داد: «وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا» (اسراء، 24 )
پیداست که نقش مادر در این جهت بیش از نقش پ
✳️ #نگاشته_های_معرفت_دینی
#علی_اکبر_الگوی_ممتاز_جوانان
🔹 تاریخ بهترین گواه است که قرب مکانی و همراهی جسمانی هیچ گاه نقش کلیدی را در صلاح و سداد بازی نکرده است و لزوما باعث سعادتمندی فرد نمی شود.
اگر چنین بود باید همسر یا فرزند نوح پیامبر (ع) که علی القاعده طبق ظاهر آیات قرآن، چندین سده با او زیستند، اهل صلاح و سداد می شدند، در حالی که نه تنها سعادت را در آغوش نگرفتند، بلکه عبرت کافران و فاسقان شدند!
🔹 همان گونه که در برابر، بعد مکانی و دوری جسمانی لزوما مانع کمال نبوده و نیست؛ همان گونه که اویس قرنی به رغم دوری شهر و دیار خود با مدینه و عدم توفیق درک زیارت رسول اکرم (ص)، به جایی رسید که آن حضرت از شفاعت او به اندازه دو قبیله تیم و مضر سخن گفت.
گر در یمنی چو با منی پیش منی
گر پیش منی چو بی منی در یمنی
🔹 از این جهت شخصیت ممتاز علی اکبر نباید در سایه سار فرزندی سالار شهیدان گم شود.
او در اوج جوانی بسر می برد و بسان برخی دیگر از فرزندان ناصالح اهل بیت (ع)، می توانست جوانی کند، خوش باشد و عمر خود را در کنار شاهد و شراب و باده و لاله رخان سر کند!
اما چنین نکرد!
🔹 با امام و مقتدای خود؛ نفرمایید با پدر خود، از آغاز راه حرکت از مدینه به مکه و از مکه تا کربلا و تا لحظات جان سپردن و قطعه قطعه شدن محکم و استوار ماند.
نه در راهی که مرگ در آن آشکار بود، ذره ای تردید به خود راه داد و نه از سرنوشت در ظاهر همراه با تلخی و تنهایی گله کرد!
حقیقتا شگفت آور است که سالار شهیدان (ع) ایشان را نه تنها در صورت، بلکه در سیرت و منش شبیه ترین مردم به رسول خدا (ص) توصیف فرمود!
🔹 به راستی این جوان در بیست و پنج سالگی چه کرد که چنین مدال گرانبهایی را بر گردن خود آویخت؟!
جالب است که در تمام زیارت نامه های منسوب به اهل بیت (ع) ناظر به کربلا، لزوما عباس زیارت نامه جداگانه ندارد، اما در همه آنها علی اکبر زیارت نامه جداگانه دارد، با آن که قبر او جداگانه نیست!
آیا چنین جوان لبریز از ایمان و یقین و لبالب از صفا و صدق آفرین و دست مریزاد ندارد؟!
🔹 علی اکبر فقط برای جوانان الگو نشد و راه و رسم پاک زیستن و جاوادنه ماندن را نیاموخت، بلکه به هر میانسال و کهنسالی نشان داد که یک جوان چگونه می تواند گوی سبقت کمال انسانی و الهی را در اختیار گیرد.
ولادت با سعادت علی اکبر و روز جوان مبارک باد!
سحر پنجم فروردین ۱۴۰۰
علی نصیری
http://eitaa.com/alinasirigilani
✳️ #نگاشته_های_معرفت_دینی
#حکمت_تشريع_روزه_از_منظر_قرآن
خداوند در آيات ذيل تشريع روزه را مورد تاکيد قرار داده است:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا کتِبَ عَلَيکمْ الصِّيامُ کمَا کتِبَ عَلَي الَّذِينَ مِنْ قَبْلِکمْ لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ؛ أَيامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ کانَ مِنْکمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَي سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيامٍ أُخَرَ وَعَلَي الَّذِينَ يطِيقُونَهُ فِدْيةٌ طَعَامُ مِسْکينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيرًا فَهُوَ خَيرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَيرٌ لَکمْ إِنْ کنتُمْ تَعْلَمُونَ.
جملات و فقرات اين دو آيه بر اساس قاعده «دفع دخل مقدر» و به عبارت ديگر بر اساس قاعده «پاسخ به پرسشهاي پنهان» کنار هم چيده شدهاند.
بر اين اساس چيدمان معنايي اين دو آيه بر اساس مراحل ذيل قابل تبيين است:
1. پس از آن که با آمدن جمله «يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا کتِبَ عَلَيکمْ الصِّيامُ» تشريع و وجوب روزه بر مؤمنان مورد تاکيد قرار گرفته، اين پرسش به ذهن تداعي ميکند که چرا اين حکم فقط در باره امت اسلامي تشريع شده است؟ خداوند در پاسخ به اين پرسش مقدر فرمود: «کمَا کتِبَ عَلَي الَّذِينَ مِنْ قَبْلِکمْ»؛ يعني تشريع روزه تنها بر مسلمانان محدود نميشود، بلکه بر امتهاي گذشته نيز واجب بوده است.
2. بهرغم تاکيد بر تشريع روزه بر همه امتها، هم چنان اين پرسش به ذهن ميرسد که خداوند از تشريع آن چه سودي ميبرد و چه هدفي از آن را دنبال ميکند؟ فقره «لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ» در حقيقت بيانگر پاسخ به اين پرسش مقدر است؛ يعني خداوند در پاسخ فرمود: بدانيد خداوند از تشريع روزه به دنبال سودي براي خود نيست که نيازي به آن ندارد، بلکه ميخواهد که شما از رهگذر روزه باتقوا شويد.
3. با روشن شدن اصل تشريع روزه، فراگير بودن و برخورداري آن از مصلحت، اينک اين پرسش تداعي ميکند که قرار است مردم چند روز روزه بگيرند؟ فقره «أَيامًا مَعْدُودَاتٍ» در پاسخ به اين پرسش آمده است؛ يعني بدانيد که تنها يک ماه در سال روزه بر مردم واجب شده است.
4. ممکن است اين پرسش پيش آيد که تکليف کساني که به دلايل مختلف قادر به روزه گرفتن در ماه رمضان نيستند؛ نظير بيماران و مسافران چيست؟ فقره «فَمَنْ کانَ مِنْکمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَي سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيامٍ أُخَرَ» بيانگر پاسخ به اين پرسش است؛ يعني آنان ميتوانند در ماههاي ديگر که بيمار يا مسافر نيستند، روزه فوت شده را تدارک کنند.
5. اگر پرسش شود که در ميان مکلفان کساني هستند که نه تنها در ماه مبارک رمضان، بلکه در همه ماهها قادر به روزه گرفتن نيستند؛ نظير سالمندان تکليف آنان چيست؟ خداوند با آوردن فقره «وَعَلَي الَّذِينَ يطِيقُونَهُ فِدْيةٌ طَعَامُ مِسْکينٍ» پاسخ داد که روزه بر آنان واجب نيست و آنان بايد به مستمندان فديه طعام دهند که هر چه بيشتر باشد، بهتر است: «فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيرًا فَهُوَ خَيرٌ لَهُ».
6. فقره «وَأَنْ تَصُومُوا خَيرٌ لَکمْ إِنْ کنتُمْ تَعْلَمُونَ» بيانگر آن است که اي مردم! با پاسخهاي خداوند عذري براي شما باقي نمانده است و روزه را با جان و دل پذيرا باشيد و بدانيد که روزه گرفتن براي شما بهتر و به مصلحت نزديکتر است.
چنان که پيداست تمام فقرات دو آيه مورد بحث با نظم و ساختار معنا دار کنار يکديگر چيده شده و هر يک پاسخ به به پرسشي خاص را بر عهده دارند.
🆔 eitaa.com/alinasirigilani
✳️ #نگاشته_های_معرفت_دینی
#مولفه_های_اعجاز_قرآن
اعجاز قرآن که در هر یک از سورههای قرآن تجلی یافته، دارای هفت مولفه اساسی است که مجموع آنها سوره را در حد اعجاز قرار میدهد:
1. انتخاب موضوع یا سوژه درخور؛ یعنی خداوند با تنظیم 114 سوره برای قرآن، در حقیقت 114 موضوع و سوژه را انتخاب کرده و برای هر یک از آنها یک سوره اختصاص داده است؛ نظیر گنجاندن عصاره همه قرآن در سوره فاتحه، تبیین توحید در سوره اخلاص و هشدار اخلاقی به آدمیان برای گریز از خسارت بیپایان در سوره عصر. موضوعات قرآنی از چنان اهمیت و ارزشی برخورداراند که جا داشت خداوند برای هر یک از آنها سورهای اختصاص دهد.
2. تنظیم برترین محتوا؛ محتوای هر یک از سورههای قرآن از نظر بلندای معنایی و انطباق با حقایق مُکلی و ملکوتی به گونهای است که تنها از خداوند محیط به همه اسرار هستی ساخته و پرداخته است.
3. گزینش برترین مدخل؛ از جمله عجایب قرآن روش آغازگری هر یک از سورههای قرآن با بسمله است که اسرار فراوانی را در خود جای داده است. نیک میدانیم که عموم نگاشتهها و گفتارهای بشری فاقد هرگونه مطلع است تا چه رسد به آن که از حُسن و نیکی آن سخن به میان آید.
4. گزینش برترین و رساترین واژهها؛ میدانیم برای رساندن یک پیام میتوان از چند واژه مترادف بهره جست؛ به ویژه آن که در زبان عرب برای معنا گاه تا هفتاد واژه وضع شده است. این که با توجه به مدلولی و پیامی که قرار است به گوش و جان مخاطب برسد، چه واژههای انتخاب شود که در مقایسه با همه واژههای دیگر برتر و رساتر باشد، به علم و احاطهای نیاز دارد که از حد توان آدمیان بیرون است.
5. گزینش کوتاهترین و رساترین ترکیب؛ هر گفتار به مثابه یک ساختمان است که واژهها خشت آن و شکل و شمایل ساختمان ترکیب آن را نشان میدهد. به عکس ادعای مدافعان صَرفه، یکی از دشوارترین بخش هر کلام را ترکیب آن تشکیل میدهد؛ یعنی یک جمله یا چند جمله از چند واژه و چگونه تنظیم شود که از همه جملات مشابه در عین کوتاهی غیر مخلّ، در افاده معنا از همه رساتر باشد. چنین کاری به بهترین وجه در سورههای قرآن انجام گرفته و قطعاً از توان بشر بدور است.
6. گزینش برترین آرایههای گفتاری؛ هر گفتاری افزون بر واژه، معنا و ترکیب، از آرایههای گفتاری؛ نظیر سجع یا فاصله و التفات برخوردار است که به آنها محسنات بدیعیه گفته میشود و سورههای قرآن به صورت کامل و برتر از هر گفتاری دیگر حاوی این دست از آرایه ها است.
7. برخورداری از ویژگیهای متافیزیکال؛ از جمله ویژگیهای گفتار قرآنی که گاه از آنها غفلت میشود ویژگیهای متافیزیکی یا ملکوتی آنها است؛ نظیر پایان ناپذیری معارف، نور بودن، هدایت بخشی و شفا بخشی. درک و دریافت ماهیت این دست از ویژگیها از توان بشر خارج است تا چه رسد به آن که آنها را در چند جمله تعبیه نماید.
🆔 eitaa.com/alinasirigilani