part of me believes there are things in this world that we don't understand; things like magic, death, destiny. I guess as long as it makes us happy what does it matter what anyone believes.
a girl written by angels
"we cling to our fairy tales until the price for believing them becomes too high."
a girl written by angels
آن شب، برج نجوم از همیشه ساکتتر بود؛
باد آرام از میان سنگهای سرد قلعه میگذشت و آن آهنگ بیکلام، جایی دورتر از جهان، پخش میشد.
دریکو کنار لبهی برج ایستاده بود و به آسمان نگاه میکرد؛ نه به ستارهها، بلکه به چیزی که هیچکس نمیتوانست در نگاهش پیدا کند.
برای چند دقیقه، خبری از خاندان مالفوی، جنگ، پیشگوییها و تمام آن چیزهایی که از او «دریکو مالفوی» ساخته بودند نبود.
فقط یک پسر بود، بالای بلندترین برج هاگوارتز؛
با سکوتی که از هزاران اعتراف بلندتر بود.
و شاید اگر کسی همان لحظه کنارش میایستاد، میفهمید بعضی آدمها وقتی میگویند «خوبم»، فقط دارند به آسمان دروغ میگویند.
این پیام رو فوروارد کنید تا بگم اگر فقط با دیدن چنلتون باهاتون آشنا میشدم ، چه داستانی دربارهی زندگیتون برای خودم میساختم.🕯
اسپم نباشید و محتوا متعلق به خودتون باشه.
کافیه.
a girl written by angels
این پیام رو فوروارد کنید تا بگم اگر فقط با دیدن چنلتون باهاتون آشنا میشدم ، چه داستانی دربارهی زند
چنلایی که خوشم نمیاد رو نمیذارم با احترام🙏🏻🙏🏻🙏🏻