eitaa logo
آنیا ")🇮🇷!
47 دنبال‌کننده
247 عکس
62 ویدیو
0 فایل
•به نام خالق تمام ذرات هستی")♥️🪢• • `` به باریکه‌ای از نور، سبز خواهیم شد!")🌱`` • "و تولدی مجدد..!" • قبل هر کاری اینجا رو بخون:(https://eitaa.com/aniya_59/12 ) • • جانم؟با من کاری داشتی؟ من اینجام!: https://daigo.ir/secret/6410976740
مشاهده در ایتا
دانلود
باید یاد گرفت یه سری چیزا فقط برای ما هستن!
هنوز خیلی مونده تا قدر واقعی کشوری که داخلش زندگی می‌کنیم و وطن ما هستش رو بدونیم..
یه بنده خدایب میخواد بهت ثابت کنه که داری اشتباه فکر میکنی و کلا از اساس تحلیلت اشتباه بوده و استدلال درست یه چیز دیگه بوده؛ بعد ازش میپرسی منبعت کجاست برای این چیزایی که میگی، میگه گوگل:/ آخه مومن واقعا انتظار داری من دلیل و استدلال هایی که صرفا فقط از گوگل هستش رو قبول کنم؟ کدوم عقل سلیمی اینو حکم میکنه اخه؟ گوگلی که دست دشمنه و هر چی که بخواد رو میزاره میمونه و نمیاره و چیزایی که به ضررش باشه رو بایکوت میکنه.. نمیگم نا درسته اینکه گوش بدی به دلیل های یه نفر برای اینکه میگه تو اشتباه میکنی... اتفاقا خیلی هم خوبه اما زمانی که فرد منبع اطلاعاتی که بر اساس اون استدلال داره معتبر باشه و ریشه داشته باشه نه سایتی که معلوم نیست دست کیه و چی میخواد به خوردت بده.. تازه منبع هم اگه معتبر بود مثلا یه سازمان معتبر بود باز باید با عقل خودت بسنجی ببینی این دلایل و اطلاعات با عقل سلیم جور در میاد و یا نه که ازش برای تغذیه ذهنی خودت استفاده کنی.. خلاصه که انتقاد پذیر باشید.. گوش بدید اما درست.. شاید واقعا حق با طرف مقابل باشه و شما اشتباه میکنی.. و چی بهتر از اینکه از جهالت مومن کم بشه!🌱☕️
Hossein Taheri ~ UpMusicHossein_Taheri___Ah_Az_Doori_(128).mp3
زمان: حجم: 4M
آه از دوری... _ 00:11 _ 02:05 _ 02:45 . دوستت دارم.. کاری کردی تو با این دل خسته که تا نفسی هست از داغ تو، خون میبارم:)..
آنیا ")🇮🇷!
آه از دوری... _ 00:11 _ 02:05 _ 02:45 . دوستت دارم.. کاری کردی تو با این دل خسته که تا نفسی هست از
من دلتنگم برا نیمه شبای حرم دم ایوون.. باز بی‌تابم .. هر شب آقا به امید زیارت تو رویاهام میخوابم..:)💔
هر روز که یه روز به عمرم اضافه میشه‌ بیشتر متوجه این میشم که من چقدر خوشبختم که داخل ایران، داخل یه خانواده مسلمون متولد شدم و یک شیعه و محب اهل بیت هستم و بیشتر خداروشکر میکنم برای این محبتی که به من کرده:) جدی خدایا قربونت برم که انقدر دوست داشتنی هستی و هوای ما رو داری:)🔗🫀
حرمله خیر نبینی گل من نو رس بود کشتنش تیر نمیخواست، نسیمی بس بود..
هدایت شده از کانال حسین دارابی
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر خوب بود این مصاحبه‌ با مجری برجسته تونسی؛ روایتی از دل تهران در دوره جنگ‌ ‌ علی رغم تلاش رسانه های معاند در طول مدت جنگ ۱۲ روزه تحمیلی صهیونیست ها علیه ایران برای نشان دادن تصویری آشفته، بحران زده و پر التهاب ازجامعه ایران و القا حس عدم حمایت مردم از کشور، یکی از سلبریتی های تونسی که مقارن با این ایام به ایران سفر کرده بود، ضمن اینکه ایران را کشوری قدرتمند و پیشرفته برشمرد، شجاعت و شهامت ایرانیان را به عنوان تصویر واقعی ایران به جهان مخابره میکند. | عضوشوید 👇 http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
سلام آرام جانم.. این شب ها به این فکر میکنم که در این مصیبت بزرگ شما چه غمی را بر دوش می‌کشید.. و آیا کردار من مایه تسلای این اندوه بزرگ می‌شود؟ یا که با کردار و گفتار و نگاه خود می‌شوم زخمی بر قلب رفیع شما؟ ولی ای کاش اگر شده‌ام زخم شما، کنون جان میدادم و نیست می‌شدم که جان دادن حتی برای باری بر دوش شما نبودن هم سعادت است.. این شب ها گاه و بی گاه با خود زمزمه می‌‌کنم که من فی الحال حقیقتا در کدام سمت تاریخ ایستاده‌ام؟ حق و حقیقت و یا باطل و ظلمت؟ به یاری شما بلند شده‌ام و یا شده ام پشتوانه و دلگرمی دشمن های علی‌اصغر‌کش؟ از حسینیانم و یا یزیدیان؟ در خاطرم این روز ها غوغایی است که مرا به صحرای نینوا کشانده.. آن مصیبت ها.. آن صلاة و عشق‌بازی با معبودِ آینه تمام قد صفات الهی، حسین‌ع و هفتاد و دو یارش که باران تیر هم نتوانست بانی سکوت فریاد خموش سر به فلک کشیده عاشقان شود.. علی اکبری که دلاوری‌اش لشکر دشمن را به رعب و وحشت انداخته بود و پیکر اِرباً اِربایش در آغوش ثارالله دعوت حق را لبیک گفت.. آن عزیز برادر، قاسم که زرهی به تنش یافت نمیشد و دلاوری‌اش که از حیدر کرار به ارث برده بود و جان دادنش در آغوش عمو .. علی اصغر، شش‌ماهه‌ای که جان بانوی ارباب بود و تیر سه شعبه ‌ای که به حنجره‌ کوچکش رحم نکرد.. زینب دختر فاتح خیبر که به سمت قتلگاه‌ می‌دود و زمزمه‌ای که کاش زود تر از شمر به برادر برسم... از کدام مصیبت بگویم و کدام بماند؟ مگر یکی و دو تا است؟ بمیرم برای جدت که چه‌ها کشید.. عمری فقط به درگاه الهی رو زد اما برای دو قطره آب برای شش ماه عطشانش که چون ماهی تقلا میکرد به دشمن رو زد و حرمله‌ای که با تیر سه شعبه پسرش را سیراب کرد.. این لحظات، تک تک مصیبت های عاشورا از جلوی پرده نفسم می‌گذرند.. ولی به راستی حسین برای چه هست و نیستش را فدا کرد؟ جان خود و عزیزانش را در این راه گذاشت تا چه چیزی را به دست ما برساند؟ اما سوال اصلی اینجا است.. آیا ما توانسته‌ایم این امانتی گرانقدر را آن طور که باید محفوظ بداریم؟ همان گرانقدری که نوه رسول خدا برای آن جانش را به میان آورد و تقدیم حضرت حق کرد.. آیا توانسته ایم همانی باشیم که تو میخواهی؟ همانی باشیم که جد بزرگوارت برای آن ندای هل من ناصر ینصرنی را در گوش عالم فریاد زد.. چقدر‌ توانسته‌ایم حجت را بر خود تمام کنیم و یار واقعی شما باشیم؟ گاهی با خود میگویم آقا امام حسین رفت تا امروز شما یاریگری داشته باشی اما واقعا ما ها در این دنیایی که ظلمت آن را فرا گرفته یار واقعی‌ات بوده‌ایم ؟ گاهی با خود می‌گویم اگر یاریگر واقعی‌ات میبودیم که الان ظهور کرده بودی و در میان ما بر عالم حکومت می‌کردی و جرعه‌ای از عدل شیرین و گوارای علی خیبر شکن را به جهانیان می‌چشاندی.. به راستی واقعا بعد از هزار و سیصد و اندی سال از میان جهانی که از انسان‌هایی گونه‌گون پر و خالی شده و آدمیانی بیشمار آمده‌اند و رفته‌اند ۳۱۳ یار واقعی شما پیدا نشده؟ از این ها که ‌نمی‌شود گذشت و جهان پر از ظلمتی وهم انگیز شده است اما درد این است که در این میان هر که به اندازه توان خودش توانسته قدمی به ظهور شما نزدیک شود؟ که می‌گویند قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.. آیا ما واقعا تمام تلاش و توان خود را به میان آورده‌ایم و یا حتی شده و نا‌خواسته شده‌ایم قوت دهنده دشمنان و با اعمالمان هیزمی بر این آتشی که ظالمان عطشان قدرت جوریده‌اند، افکنده‌ایم؟ به راستی که گاهی حتی خود نمی‌دانیم که کنون چه مصیبتی را بر خود داریم متحمل ‌می‌شویم و چه آتشی بر زندگی‌هامان می‌افکنیم.. حقیقتا خسته شده‌ایم دیگر.. دیگر تاب و توان تحمل این همه ظلمت را نداریم.. داریم غرق می‌شویم در ظلمت و منجلابی که خود آن را دست و پا کرده ایم.. می‌دانم نام خود را یاریگر گذاشته‌ایم و بد تا کرده ایم.. ولی می‌گویند که تو نجات دهنده همانی هستی که در انتهای پرتگاه گمراهی ایستاده و حتی گاهی دستان گمراهان ته دره ظلمت را هم می‌گیری و در آغوش امن و پدرانه خود پناه‌ می‌دهی.. عزیز فاطمه بیا و ما را از دست خودمان نجات بده که هر چه بر سرمان آمده خود مسبب آن بوده‌ایم.. بیا ما را از دست بی عقلی خودمان و زندگی های فضاحت باری که خودمان سازنده آن بودیم و توهم گل و بلبل بودنش را داریم، نجات بده.. ای کاش بیایی و کودکان غزه، مظلومان و بشریت را پناه شوی.. ای کاش بیایی و جهان را گلستان کنی و حق را بر بشریت تمام.. تمام تلاشمان این است که یاریگر واقعی باشیم و هر لحظه از مادرتان تمنای نگاهی داریم تا ما را در این مسیر قوت دهند و ثابت قدم کنند، که به همین امید است هر روز دعای فرج را ‌با تمام رو‌سیاهی‌مان می‌خوانیم.. -الهم عجل لولیک الفرج:)💔-
او را پیوسته یاد کن که ``اَلا به ذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُ القلوب!:)♥️🌱`` :)
آنیا ")🇮🇷!
سلام آرام جانم.. این شب ها به این فکر میکنم که در این مصیبت بزرگ شما چه غمی را بر دوش می‌کشید.. و آی
آقا جانم.. مولای من.. هنگامی عزاداری یزدی ها را برای جد بزرگوارتان می‌نگرم، نمی‌توانم چیزی را مانع فرو ریختن اشک هایم کنم که صحرای کربلا به جلوی چشمانم کشیده می‌شود.. به راستی این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست.. می‌بینی؟ این شور و حرارت را می‌بینی؟ این غوغا را می‌بینی؟ این غوغای بی مثل و مانند و اشک هایم دلیلی می‌شوند برای زمزمه مجدد با خودم... در خیالم هی تاب می‌خورد که این مجنون ها را می‌بینی ارباب؟ همین هایی که در تاب و تب غمت این گونه هوش از کف داده‌اند.. اگر همین ها در روز عاشورا در کنارت بودند، در نینوا چه غوغایی که برای تو به پا ‌نمی‌کردند.. شاید می‌توانستند یاری عباس کنند و دو قطره آبی برای اهل حرم بیاورند.. من که چیزی نمی‌دانم اما فقط این را می‌دانم که اگر در صحرای کربلا بودند حتما در یاری‌ات سنگ تمام می‌گذاشتند و حجت را بر خود تمام.. و بار دیگر با خود زمزمه می‌کنم که به راستی حسین‌ع برای چه جان خود را به میان آورد و دعوت حضرت حق را لبیک گفت؟ به راستی برای چه اهل بیت حرمش را فدا کرد؟ ذهنم جست و جو می‌کند.. همان چیزی که حسین با فدای تمام وجودش آن را برای ما به امانت گذاشته.. مگر می‌شود امانتی که بهایش خون دردانه رسول خدا باشد، امانتی‌ای نا چیز باشد؟ تمام تصورم این است که امانتی‌ای که بهایش خون حسین‌ع است، چیزی بیشتر از جان ما برای محفوظ داشتن طلب‌ می‌کند.. و حال تمام وجودم فریاد می‌زند.. فریاد می‌زند که بایستی جانت را برای منتقم کربلا به کف بگیری.. بایستی همه وجودت را برای دردانه فاطمه‌زهرا فدا کنی.. آری! این است بهای واقعی امانتی‌ای که حسین ابن علی از رسول خدا برای ما به امانتی گذاشته! در همین غوغا ناگه به یاد می‌آورم که این فقط عزاداری تاسوعای حسینی یزدی ها است! هنوز عاشورا به میدان نیامده این اند، عاشورا خون به پا خواهند کرد! آقا جان این جان فدا ها را می‌بینی؟ برای یاری‌ات لحظه‌ای دِرَنگ نمی‌کنند و حا‌ضر‌ند که تمام هستی خود را فدای یک تار مویت کنند.. بیا! جان ما بیا! دیگر بس است این دوری و این عذاب.. بیا که قول می‌دهیم وفادارت باشیم.. بیا که قول می‌دهیم عمّارت باشیم... حجت ابن الحسن عهد می‌بندیم که تا قیام قیامت یاورت باشیم.. دل بی تو به جان آمد؛ وقت است که باز آیی!(: -الهم عجل لولیک الفرج:)-