eitaa logo
انجمن راویان دفاع مقدس کاشان
570 دنبال‌کننده
33.1هزار عکس
38.6هزار ویدیو
110 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 درباره خیانت سران ترکیه به جهان اسلام 🔺‏وزیر خارجه ترکیه میگوید غزه در آستانه قحطی قرار دارد، درحالی که کشورش در طول این ۱۵۱ یک روز حتی یک لحظه ارسال کالا برای رژیم صهیونیستی را متوقف نکرده است. آدم های عجیبی بر کشورهای اسلامی حکومت میکنند. اردن جرات باز کردن مرز خودش را ندارد، با اسرائیل رفیق است و از آسمان کمک هایی حداقلی فرو میریزد؛ ترکیه بیشترین صادرات به اسرائیل را دارد ولی همزمان جنگ زرگری با اسرائیل راه می اندازد؛ مصر اجازه نمیدهد کشوری به غزه کمکی ارسال کند، و کمکی هم اگر خواست وارد رفح شود حتما باید با نظارت صهاینه باشد که آنها هم اجازه نمیدهند؛ سعودی نیز برای کمک به غزه کنفرانس برگزار میکند و نتیجه ای ندارد، اما راه زمینی برای تنفس اقتصاد رژیم صهیونیستی را به سادگی باز میکند! 👤 https://eitaa.com/anjomaneravian
🔺امنیت از نان شب هم واجب تر است! 🔹‏میگویند نظامی که مردمش را فراموش کند مانند بشار اسد سقوط میکند، اما نمیگویند که همان مردم بعد از سقوط نظام، به صدها بار بدتر از آن مبتلا خواهند شد؛ بله نظام اسد ناتوان و تحت فشار بود، اما اسد کسی نبود که آگاهانه بخواهد مردم را آزار دهد و به این روز در آورد؛ اسد و سوریه هر دو تاوان استقلال و ایستادگی در برابر ظلم و آپارتاید را میدادند، اما کم آوردند؛ ملت پشتیبانی اش از اسد را برداشت، و اسد با ترجیح فرار بر قرار، خلاء قدرت ایجاد کرد تا دشمن واقعی حالا اینگونه در خاکشان جولان بدهد. 🔹هیچ وقت ملتی را از نظام مستقر نباید نا امید کرد، خصوصا اگر نظام فعلی بر اساس شرایط، بهترین و قابل اعتماد ترین گزینه موجود باشد؛ سوریه ضعیف شد، مردم بی طاقت شدند، اسد رفت، اما چشم انداز تاریک تری مقابل نسل های بعدی قرار گرفت؛ همیشه یک دولت ضعیف و یک قانون ناقص بهتر از بی دولتی و بی قانونی است؛ همیشه باید قدر امنیت را دانست که امنیت از نان شب هم واجب تر است! https://eitaa.com/anjomaneravian
🔺️بشار اسد؛ نه آنچنان سیاه، نه آنقدرها سفید! 🔹به نظرم بشار اسد آنقدر خوب، و سزاوار آن بود که حتی اگر قرار بود کنار گذاشته شود نیز، با عزت و احترام کنار میرفت؛ او مقاومت را دوست داشت، استقلال را میخواست، عزت را بر ذلت ترجیح میداد، غرور ملی را میپسندید و سر سازگاری با ظلم و خصوصا صهیونیسم هم نداشت، و دم از آرمان هم میزد؛ مثل خیلی از ماها که هر کداممان میتوانیم برای خودمان یک بشار اسد باشیم؛ بشار اسدی که همه این خوبی ها را دارد، اما خوی دیکتاتوری اش را هنوز ترک نکرده، دنیا در نظرش بزرگ است، لاکچری بودن را دوست دارد، ادعای بزرگ بودن میکند، اما وقتی بازی به خطوط پایانی و حساسش میرسد، از یک جایی، دیگر میبُرد و نمیتواند ادامه دهد؛ انسانی با ظرفیت محدود؛ مثل خیلی از ماها، که مناسب جایگاه خودمان و آدم آرمانی که از آن دم میزنیم نیستیم! 🔹بشار اسد و امثال او فقط میتوانند بخشی از مسیر مقاومت را بپیمایند؛ آنجا که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کند، همه آنچه را که ارزش می پندارد کنار میگذارد و به حیات دنیوی چنگ میزند. من آقای اسد را سرزنش نمیکنم؛ او فقط همینقدر میتوانست مقاوم باشد؛ او سطحش در اندازه سطح مورد نیاز مقاومت واقعیِ اسلامی نبود؛ و مقاومت مجبور بود با همین ظرفیت و داشته ها، ممنون او هم باشد که تا اینجا همکاری و همراهی کرده است؛ تحلیلِ همه تحلیلگران، محترم؛ اما من معتقدم ترس از مرگ، بشار را کنار زد؛ جنگ داشت به مراحل حساسی میرسید و سطح مقاومت نیز همسطح با جنگ بالا میگرفت؛ اما وقتی دید دشمن به دیوانگی افتاده، حلقه اول فرماندهی حزب الله را ترور کرده، نصرالله را به شهادت رسانده، و حتی رهبری ایران را تهدید میکند، وقتی خودش نیز با چنین تهدیدی مواجه میشود و رسانه های صهیونیستی هر روز خبری در این خصوص کار میکنند، کم می آورد؛ او همزمان در معرض وسوسه ها و وعده های دروغین برخی حکام عرب هم بوده است. 🔹این معادله را جلوی حاج قاسم اگر بگذارند به پیشوازش میرود: خجالت بکشید من را از چندتا گلوله میترسانید؟ با نصرالله وقتی مطرح میکنند میگوید: خودم میدانم من را میکشند لیکن قطعا سننتصر، و باز مسیر را ادامه میدهد! این معادله را آیت الله سید علی حسینی خامنه ای هم به سخره میگیرد و آنگونه، با صلابت در نماز جمعه نصر حاضر میشود؛ همین طور قاآنی ها و حاجی زاده ها و بسیاری از آنانکه در میدان جمهوری اسلامی قدم میزنند با آن رفتار مشابهی خواهد داشت؛ اما آیا جهانبینی اسد نیز مانند جهانبینی افراد فوق الاشاره است؟ 🔹آیا اسد نیز نگاهش به مرگ از دریچه شهادت و رستگاری است؟ آیا دنیا در نگاه اسد نیز به همان اندازه بی ارزش است و او نیز برای مرگِ فی سبیل الله لحظه شماری میکند؟! یقینا خیر! او مقاومت را برای خود تا قبل از ترور تعریف کرده بود! اسد امروز سنگ محکی برای انقلابیونی است که دم از مقاومت میزنند، مقداری از مسیر را هم میروند، اما شاید هنوز به مراحل حساس نرسیده اند که بفهمند چند مَرده حلاج اند؛ انقلابیونی از جنس آنها که خوب بودن را دوست دارند، اما نمیتوانند در زندگی پیاده کنند؛ همانها که احتمالا از زندگی لاکچری بدشان نمی آید، برای خواستگار دخترشان شروط آنچنانی میگذارند، مستاجر را اذیت میکنند، در کار کم فروشی میکنند و حتی ممکن است کاسبی گران فروش باشند؛ بگذریم..! 🔹بشار اسد اما همانگونه که در ابتدا نوشتم، حالا که قرار بود به پایان خط برسد، میتوانست عزتمندانه از دور خارج شود؛ میتوانست آواره نباشد؛ میتوانست این دنیا را بدهد و عقبا را بخرد! او فرصت این را داشت که برای آزادسازی خاک وطنش به جولان حمله کند و [چه پیروز شود و چه شکست بخورد] به یک قهرمان ملی تبدیل شود؛ او میتوانست دموکراسی را بپذیرد و در صورت عدم انتخاب، آبرومندانه گوشه ای از کشورش بنشیند و باز فرصت اثرگذاری داشته باشد؛ میتوانست دست رد به سینه مقاومت نزند و حداقل اجازه دهد مقاومت کارش را پیش ببرد؛ هر کدام از این کارها را کرده بود وضعی بهتر از آنچه اکنون دارد میداشت و عزیز تر و عزتمند تر میبود، حتی اگر از قدرت حذف میشد! 🔹در پایان لازم است بگویم ما فقط واقعیت ها درباره او را مینویسیم، قصد آن را نداریم او را تخریب کنیم؛ چرا که او در حد بضاعت و ظرفیتش خدمات بزرگی به مقاومت داد، لیکن نتوانست وصیت پدر مرحومش را تا پایان حفظ کند؛ وصیتی که به او گفته بود تا زمانی که با ایران هستی، هستی؛ و هر وقت ایران را رها کردی دیگر نخواهی بود؛ و اسد دیگر نیست!