پایان غم انگیزی رقم خورد
آنقدر غمگین که حال باران برای جنازه بی روح شده ام برای نفس های تنگ شده ام به پنجره ضربه میزند .
رازقی مرد
گلبرگ هایش پرپر شدند و روی تکه سنگی پراکنده شدند
سنگی که دست خط تازه ای روی آن حک شده بود .
"رازقی پرپر خواهد شد و عشق قلبش را شکست "