هدایت شده از 𝗦𝗼𝘂𝘃𝗲𝗻𝗶𝗿 .
دود می خیزد ز خلوتگاه من
کس خبر کی یابد از ویرانه ام؟
با درون سوخته دارم سخن
کی به پایان می رسد افسانه ام؟
ته مانده های روحم را بدرقه ی راهش کردم
مسافر است دیگر ...جای اب روان، روح سپارت کردم شاید یک روزی عطر آشنایی از عطر مزارم بغض اشک را در چشمانت بشکند یادی کنی از غم شیرین آن عهد دلباختگی هایمان .
هدایت شده از 𝑨𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝑳𝒐𝒗𝒆
چه کسی میفهمد
در دلم رازی هست !؟
میسپارم آن را
به خیالِ شب و تنهایی خود ...!
-سهراب سپهری
هدایت شده از غَـــمزادِ .
لب تو قهوهٔ تخلیست،
مرا مهمان کن .. قجری باش و به یک جرعه مرا بیجان کن .