eitaa logo
آنــــ روز | (:
108 دنبال‌کننده
646 عکس
117 ویدیو
2 فایل
مؤمن در هیچ چهارچوبی نمی‌گنجد😎✌🏻 هر چیزی که لازمه حواسم بهش باشه و یادم بمونه اینجا می‌خونمتون :👇🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_l7vhopi&btn=(: لطفاً بعد از پیام دادن دوباره بررسی کنید، داخل لینک بهتون جواب می‌دم. @HDHH_FZ
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از هتلِ بی ستاره!
بر فرش حرم گرد و غباریم و نشستیم مارا نتکانی،نتکانی، نتکانی! حسن لطفی
لطف می‌کنید اگر برای اقوام یکی از دوستانمون که امروز به خاک سپرده شدن، نماز وحشت بخونید. سیده صدیقه فرزند سید محمدصالح @anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
امشب هم مهمون یه خانواده دیگه‌ایم از کربلا، از دوستان خاله‌م هستند سه تا دختر دارن که خیلی خوش اخل
. این خانواده‌ای که اربعین سال ۴۰۱ رفته بودیم خونه‌شون امسال این رو برام هدیه فرستادن خاله‌م رفته بوده بهشون سر بزنه، به خاله‌م داده بودن که برام بیاره انگار به زواری که مهمونشون می‌شدن هدیه می‌دادن مثل اینکه گلدونه نوشتهٔ روش برام جالبه، به نظر می‌یاد خودشون نوشتن. @anrooz | آنــــ روز
Dolatmand Kholf ~ Music-Fa.ComShah_panaham_bede.mp3
زمان: حجم: 7.4M
شاه پناهم بده خواننده: دولتمند خالف شعر: محمود حبیبی کسبی @anrooz | آنــــ روز
. اول ربیع که می‌شه طبق عادت می‌خوای پاشی گرد و غبار غم رو رفت و روب کن رخت و لباس مشکی رو از تن دربیاری گوشواره‌هات رو دوباره گوش کنی سیاهی‌های خونه رو جمع کنی خلاصه که بساط غم رو بقچه‌پیچ کنی و جاش، بقچهٔ شادی رو مثل یه بمب باز کنی و همه جا پخش کنی حکمتش رو نمی‌دونم ولی حتی موقع نوشتن جمله‌های بالا هم دلم گرفت اونقدری که نصفش یادم نیامد و ننوشتم من هیچ محرم و صفری، مردم رو تا این حد یکدست مشکی‌پوش ندیده بودم مشکی پوشی که حتی تا آخر صفر هم لباس مشکی رو کنار نذاره! مشکی‌پوشی که مشکی رو مشکی پوشیده... از یه جایی به بعد نمی‌دونستم این مشکی، بابت کدوم غمه، بابت محرمه، بابت رهبره، بابت شهید جدیده؟ سراغ بساط رنگ و لعاب که می‌رم غم هنوز تو استخوونامه من که مشکی از تنم کندم، ولی داغم که یادم نمی‌ره من که گوشواره‌هام رو دوباره انداختم ولی چند تا گوشواره الآن دیگه صاحب نداره؟ از امشب قراره دیگه رنگ لباسامون با هم ست نباشه، رنگ دلامون که هنوز یه رنگه، دلامون هنوز همه، رنگ حسین(علیه السلام) داره این محرم و صفر هم تموم شد ولی تو دفتر خاطرات ما این حسینی‌ترین محرم و صفری شد که چشیدیم همان «محرم و صفری که اسلام را زنده نگه داشته» @anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
. اینم نمکیه که خادم فرهنگی حرم سامرا بهم داد نوشته‌های روی بسته رو ببینید، فارسیه سامرا کلاً انگا
. زیارت کاظمین رو گذاشتم بودم برای همچین روزی که تعریفش کنم. کاظمین برای ما ایرانی‌ها رنگ و بوی متفاوت‌تری داره پدر و پسر امام رضا(علیه السلام) دربارهٔ زندگی مبارزاتی امام کاظم (علیه السلام)، اتفاقات زمانشون، تلاش‌هاشون برای حفظ و گسترش اسلام و روش‌هایی که به کار گرفتند، خوندیم از جود و کرم و اخلاق و منش امام جواد(علیه السلام) زیاد شنیدیم اما داستان ما ایرانی‌ها با این دو امام بزرگوار داستان متفاوت‌تریه یک رابطهٔ دلی‌تر و عمیق‌تر @anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
. زیارت کاظمین رو گذاشتم بودم برای همچین روزی که تعریفش کنم. کاظمین برای ما ایرانی‌ها رنگ و بوی مت
. روبه‌روی ضریح که می‌ایستی فارغ از تمام زندگینامه‌ها ناگهان تمام داستان‌های کودکی‌ات زنده می‌شود تمام کودکی ما، در جوار فرزندان امام موسی کاظم (علیه السلام) شیراز، قم، مشهد و حتی در برخی شهرهای کوچک‌ترمان نیاز به توضیح و معرفی ندارد رابطهٔ قلبی‌ما فرزندان این امام بزرگوار یاد تمام درددل‌هایی که با امام رضا(علیه السلام) کردیم یاد تمام روزهایی که تن خسته و قلب دردمندمون رو حرم حضرت معصومه(سلام الله علیها) بردیم یاد پناه روزهای بی‌پناهیمون تو این سال‌ها دوباره سرت رو بلند می‌کنی رو به ضریح ممنون که فرزندانتون رو به خاک ایران هدیه دادین، ممنون که پناه ایران شدین، ممنون که خاک ایران رو تبرک کردین، بابت ذریه پاک و مهربونتون ممنون و بعد خطاب خاص به تمام جواد(علیه السلام) ممنون که پدرتون رو توی ایران به خاک سپردین... می‌دونم الآن از لحاظ تاریخی ممکنه بهم ایراد بگیرین ولی خب خلاصه که حرم کاظمین برای ما ایرانی‌ها به جز از زیارات وارده حرف یه تشکر دلیه، یه حرف پدر و فرزندی با امامایی که عزیزای دلشون، مهمون ایران عزیزمان... @anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
. بأمانة موسی بن جعفر(علیه السلام) @anrooz | آنــــ روز
. دقیقاً موقعی که دیگه حسابی دیر کرده بودم یادم افتاد که همه اماناتشون رو به امام کاظم(علیه السلام) می‌سپارن، من چرا یادم رفت اینجا دعای عدیله بخونم؟! خیلی دیر بود، بقیه بیرون منتظرم بودن اینه که رفتم. ولی هنوز سر و گوشم دنبال دعای عدیله بود آخر حیاط، توی راه برگشت، مفاتیح پیدا کردم و دعای عدیله رو عکس گرفتم بلکه بیرون از حرم، وقتی منتظر ماشینیم، بخونمش و هی دعا می‌کردم که وسعت حرم چند متر بیشتر کش بیاد و دعا، از جایی که من دارم می‌خونم هم قبول باشه... عاقبت، ولی از پشت میله‌های حیاط حرم هم نرسیدم دعا رو تموم کنم و دعا، توی ماشینی که ما رو به سمت مرز می‌برد تموم شد. عکس اون چند صفحه رو گذاشتم چند متر که هیچی، بیاید دعا کنیم چندین کیلومتر حرم کش بیاد و از همینجا بتونبم بخونیم. پ. ن: دعای عدیله رو یکی از اساتید هیئتمون بهم معرفی کرد، دعاییه که توش اعتقاداتت رو بازگو می‌کنی و پیش امام امانت می‌ذاری. @anrooz | آنــــ روز