آنــــ روز | (:
. زیارت کاظمین رو گذاشتم بودم برای همچین روزی که تعریفش کنم. کاظمین برای ما ایرانیها رنگ و بوی مت
.
روبهروی ضریح که میایستی
فارغ از تمام زندگینامهها
ناگهان تمام داستانهای کودکیات زنده میشود
تمام کودکی ما، در جوار فرزندان امام موسی کاظم (علیه السلام)
شیراز، قم، مشهد
و حتی در برخی شهرهای کوچکترمان
نیاز به توضیح و معرفی ندارد رابطهٔ قلبیما فرزندان این امام بزرگوار
یاد تمام درددلهایی که با امام رضا(علیه السلام) کردیم
یاد تمام روزهایی که تن خسته و قلب دردمندمون رو حرم حضرت معصومه(سلام الله علیها) بردیم
یاد پناه روزهای بیپناهیمون تو این سالها
دوباره سرت رو بلند میکنی
رو به ضریح
ممنون که فرزندانتون رو به خاک ایران هدیه دادین، ممنون که پناه ایران شدین، ممنون که خاک ایران رو تبرک کردین، بابت ذریه پاک و مهربونتون ممنون
و بعد
خطاب خاص به تمام جواد(علیه السلام)
ممنون که پدرتون رو توی ایران به خاک سپردین...
میدونم الآن از لحاظ تاریخی ممکنه بهم ایراد بگیرین
ولی خب
خلاصه که
حرم کاظمین
برای ما ایرانیها
به جز از زیارات وارده
حرف یه تشکر دلیه،
یه حرف پدر و فرزندی
با امامایی که عزیزای دلشون، مهمون ایران عزیزمان...
@anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
. روبهروی ضریح که میایستی فارغ از تمام زندگینامهها ناگهان تمام داستانهای کودکیات زنده میشود
.
بأمانة موسی بن جعفر(علیه السلام)
@anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
. بأمانة موسی بن جعفر(علیه السلام) @anrooz | آنــــ روز
.
دقیقاً موقعی که دیگه حسابی دیر کرده بودم
یادم افتاد که همه اماناتشون رو به امام کاظم(علیه السلام) میسپارن، من چرا یادم رفت اینجا دعای عدیله بخونم؟!
خیلی دیر بود، بقیه بیرون منتظرم بودن
اینه که رفتم.
ولی هنوز سر و گوشم دنبال دعای عدیله بود
آخر حیاط، توی راه برگشت، مفاتیح پیدا کردم و دعای عدیله رو عکس گرفتم
بلکه بیرون از حرم، وقتی منتظر ماشینیم، بخونمش
و هی دعا میکردم که وسعت حرم چند متر بیشتر کش بیاد و دعا، از جایی که من دارم میخونم هم قبول باشه...
عاقبت، ولی از پشت میلههای حیاط حرم هم نرسیدم دعا رو تموم کنم و دعا، توی ماشینی که ما رو به سمت مرز میبرد تموم شد.
عکس اون چند صفحه رو گذاشتم
چند متر که هیچی، بیاید دعا کنیم چندین کیلومتر حرم کش بیاد و از همینجا بتونبم بخونیم.
پ. ن:
دعای عدیله رو
یکی از اساتید هیئتمون بهم معرفی کرد، دعاییه که توش اعتقاداتت رو بازگو میکنی و پیش امام امانت میذاری.
@anrooz | آنــــ روز
هدایت شده از ماهــ نشآن 🇮🇷
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
شنیدهام خاک سرد است
عزیزت را که به خاک میسپاری
سرمایش کمکم حرارت داغش را کم میکند و لابد وقتی به چهلم میرسد، قلبت دیگر آرام گرفته
ولی
انگار
خاک حرم امام رضا(علیه السلام)، که پیکرتان را در آغوش گرفته، سرد نیست
غم مرا که کم نکرده
غم بقیه را هم
قلب ما
هنوز تاب دیدن فیلمهایتان را ندارد
هنوز، با شنیدن صدایتان، محکمتر میکوبد و به جای تپیدن، میدود
قلب است دیگر
چهل شب از خاکسپاریتان گذشته ولی آرام نگرفته است
آرام نگرفته؟
زهی خیال باطل،
داغتان پر حرارتتر هم شده
جاریتر هم شده
پرهیجانتر هم شده
ولی آرام نه، آرام نگرفته...
قلب مؤمن است دیگر
خدا آفریدهاش که برای ولی خدا بزنه
خدا آفریدهاش که تا انتقام ولی خدا را نگرفته، آرام نگیرد...
میگویند خاک سرد است
تجربه میگوید ولی نه آنقدر سرد که دلهایمان را
از داغ اولاد حضرت زهرا(سلام الله علیها) سرد کند.
ما داغ شما را
در دلهایمان تازه نگه میداریم
و یقین داریم
مردم این خاک
روزی انتقام خون پاک شما را میگیرند
و آن روز نزدیک است انشاءالله...
#رهبر_شهید
#با_تو_در_عهدیم_تا_صبح_ظهور
#بسیجدانشجوییدانشگاهبینالمللیقم
🇮🇷 @Bkh_Qom
.
فردا و پس فردا کنکور سراسریه
فارغ از نتایج
خیلی از بچهها استرس شدید دارن و...
براشون دعا کنیم(((:
@anrooz | آنــــ روز
شاید بخشی از آنچه باید به یاد بماند، در روایت شما پنهان شده باشد...
تاریخ فقط در کتابها و گزارشهای رسمی خلاصه نمیشود. گاهی یک خاطره، تجربه شخصی یا روایت یک شاهد، میتواند قطعهای از پازل یک اتفاق بزرگ را کامل کند.
اگر در روزهایی که ایران جنگ، مقاومت، همدلی و وداع را تجربه کرد، شاهد لحظهای از فداکاری، شجاعت، امید یا انسانیت بودهاید، روایت خود را با ما به اشتراک بگذارید.
روایتها مرز نمیشناسند. فرقی نمیکند کجای ایران یا جهان زندگی میکنید؛ روایت شما میتواند بخشی از این فراخوان باشد. روایت خود را برای ما بفرستید. راویان آثار برگزیده به رویداد «همچو سرو» دعوت میشوند؛ برگزیدگان ساکن تهران در رویداد بهصورت حضوری و برگزیدگان ساکن دیگر شهرهای ایران و خارج از کشور بهصورت آنلاین همراه ما خواهند بود.
روایتهای منتخب، پس از تدوین و پرداخت حرفهای، در قالب یک کتاب منتشر خواهند شد.
شاید روایت شما، همان بخشی از تاریخ باشد که هنوز شنیده نشده است...
⏳ مهلت ارسال: تا ۵ شهریور
✍️ متن: ۳۰۰ تا ۵۰۰ کلمه
🎙 صوت: حداکثر ۲ دقیقه
📩 ارسال در بله و تلگرام: @hamcho_sarvv
📞 09900878230
آنــــ روز | (:
شاید بخشی از آنچه باید به یاد بماند، در روایت شما پنهان شده باشد... تاریخ فقط در کتابها و گزارشهای
.
در حال جمعآوری روایتهای بانوان از جنگهای اخیر هستیم
و قراره روایتهای برگزیده در انتها کتاب بشن
اگر خودتون میتونید روایت کنید یا از اطرافیانتون افرادی هستند که اون چیزی رو که این مدت تجربه کردند، بتونن روایت بکنند
عالی میشه اگر روایتتون رو برامون بفرستین(:
@anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
شاید بخشی از آنچه باید به یاد بماند، در روایت شما پنهان شده باشد... تاریخ فقط در کتابها و گزارشهای
.
بهش زنگ زدیم،
برای اطلاعرسانی رویداد که برامون روایت بفرستند
میگه من که کاری نکردم بخوام روایت بنویسم
دیدم خونهٔ مردم خراب شده، یکم بازسازیش کردم
یکم میخش رو صاف کردم
من که کاری نکردم، انگار که به جای خونهٔ خودم، حالا ده تا خونه رو خونه تکونی کردم
کار خاصی نیست که
شما برید از سردارا روایت بگیرید
اونا کار مهم کردند
همکارم بهشون اصرار کرد
گفت حالا من روایتم رو میفرستم برای خودتون، ولی به اسم من پخش نکنیدا، اسمم رو بردارید🥲
آخه چقدر تواضع، چقدر اخلاص🥲
پ. ن:
خانمی بودند که در جریان جنگ رمضان، به بازسازی خانههای تخریب شده از جنگ کمک میکردند.
@anrooz | آنــــ روز
آنــــ روز | (:
. بهش زنگ زدیم، برای اطلاعرسانی رویداد که برامون روایت بفرستند میگه من که کاری نکردم بخوام روایت
.
لهجهٔ ترکی جالبی داشت
داشتم براشون توضیح میدادم که احتمالاً اطرافتون خانمهایی رو میشناسید که تجربهٔ خاصی از جنگ داشته باشن
گفت آره
از همسایههام، اقوامم، دانشآموزام و... کلی نام برد
گفتم چه عالی، پس ممکنه بهشون بگید که داستانشون رو برامون بفرستند
گفت نمیتونند، آخه شهید شدن
ذهنم دوباره حرف قبلیش رو مرور کرد:
دوستم، دانشآموزم، همسایهم، فلان فامیلم و... لیستی که انقدر پرتعداد بود که حتی دقیق یادم نموند.
و قهرمانایی که نمیتونستیم روایتشون رو از زبون خودشون بشنویم...
@anrooz | آنــــ روز