از مسجد تا در خونه امام حسن و امام حسین
زیرِ بغلهاي مولا رو گرفته بودن ، وقتي رسیدن
در خونه ، امام علي فرمود بذارید خودم برم
داخل ، نمیخوام زینبم منو تو این حال ببینه ؛ نگران و مُضطر میشه ...
آهباباعلي
˼اَنتَ مُختَلِف꧇)˹
💔!
غم بیکس شدن رنج یتیمان به کنار
چاه امشب ز غم دوری یارش چه کند . .
˼اَنتَ مُختَلِف꧇)˹
_
سرش شکسته ولی عاشقانه میخندد ؛
نمانده فاصله ای تا وصال زهرایش . . :))
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی راح
علی رفت...💔
#شب_قدر
[@antamokhtalef..🖤]
از حیاط رد شد و دربِ منزل رسید.
در حالِ خروج بود که شالِ زردِ کمرش
به قُلابِ در گیر میکنه و شال شُل میشه
و از کمرِ مبارکِ به زمین می افته.
خودش به خودش فرمود:
اَبَالحسن! کمرت رو برایِ مرگ محکم کن!
واردِ مسجد شد، رَکَعَ رَکَعات...
به نماز ایستاد.
نمازش رو تموم کرد و خودش رفت بالایِ پشتِ بامِ مسجدِ کوفه و این نقلِ تاریخه که هر گاه علی بر بالایِ مناره اذان میگفت، صدایِ اذانش رو تمومِ مردمِ شهر میشنیدن!
اذان بگو آقا...
تو اذان بگو که از فرداشب
در این دنیا دیگه صدایِ تکبیرت شنیده نمیشه...
به قولِ جُرجی جُرداق که صدایِ شما رو
به صوتَ العِدالَتِ الاِنسانی تشبیه کرده، جهان دلتنگ تکبیرِ شماست...
علی جان بلند شو!
بر حالِ این جهان
بر حالِ مردمانِ گرفتار، مضطرِ این جهان
که همگی خسته از شرایطِ بیداد هستن
نظر بنداز و تو کار رو به دست بگیر...
تویی که نانِ جویی طعامت بود
از شدتِ خشکیِ نان، اون رو با سرِ زانو
لقمه لقمه میکردی. بلند شو و برایِ ما پدری کن...
اذان رو قرائت کرد و فرمود:
الصَّلاه الصَّلاه...
از پشتِ بام پایین اومد.
واردِ صحنِ مسجد شد و افرادی رو که در گوشه و کنارِ مسجد، شبانه بیتوته کردن بیدار کرد.
دید اون ملعونِ زنازاده اِبن ملجم
در گوشه ای از مسجد به شکمش خوابیده.
مولا رفت و او رو هم بیدار کرد...
مولا در محراب به نماز ایستاد
جماعت صف به صف پشتِ سرش ایستادن.
در رکعتِ اول سر به سجده گذاشت
همون موقع شمشیر از نیام خارج کرد
دَوان دَوان یورش برد اما ضربه یِ اول
به ستونِ محراب اصابت کرد.
سجده یِ دوم مولا سر رو بلند کرد
و این جمله یِ خودِ ملعونش هست
که گفت همه قدرتم رو جمع کردم!
و دو دستی بر فَرقِ مرتضی وارد کردم...
در همون زمان جبرئیل در آسمان ندا سر داد:
تَهَدَّمَت وَالله اَرکانُ الهُدی!
قُتِلَ ابنُ عَمِّ المُصطَفی
قُتِلَ عَلیُ المُرتَضی
قُتِلَ اِمامُ الاَتقیاء
قَتَلَهُ اَشقَ الاَشقیاء...
|قَدّاره بَند|
#شب_قدر
˼اَنتَ مُختَلِف꧇)˹
دلم حال یتیمی دارد امشب ؛ که سقف خانهاش روی سرش ریخت 💔
سحر بیستم ، بی پِدری بَد دَردیست
دَمِ زِینب شُده بازم مَکُن ای صبح طُلوع .
- قَدقُتِلَالِمولا
˼اَنتَ مُختَلِف꧇)˹
آه بابا علی💔
در گفت نزن
دیوار گفت نزن
زمین گفت نزن
آسمان گفت نزن
ملائک گفتند نزن
حسنین (ع) گفتند نزن
فاطمه (س) گفت نزن
اما علی(ع) دلش میگفت بزن 💔
˼اَنتَ مُختَلِف꧇)˹
دلم حال یتیمی دارد امشب ؛ که سقف خانهاش روی سرش ریخت 💔
ساعت های آخر بود
گفت به جز بچههای فاطمه همه برن بیرون
یهو دید یه قد بلند اون وسط با ادب سرشو انداخته پایین داره میره
گفت عباسم ، تو کجا💔
همه حرفا با توئه ...