هدایت شده از
🌷بر صبح بگویید
🌸که امروز قشنگ است
🌷و ز لطف خداوند هوای دل ما
🌸صاف و قشنگ است
🌷گر لکه ابری به دل افتاده ز یاری
🌸بر گوی که این
🌷گنبد فیروزه قشنگ است
🌸امروز شروع کن به لطف
🌷و ز سر مهر الهی
🌸فردای دگر عمر به فردا
🌷که امروز قشنگ است
🌸یارب تو در این صبح طلایی
🌷نظری بر دل ما کن
🌸حیف است نبریم لذت ایام
🌷که امروز قشنگ است
🌸سلام دوستان عزیز
🌷صبحتون بخیر و شادی
@emamgharib
هدایت شده از
✳️منتظران ظهور
⚫درسهایی مهم و پندآموز از امام هادی (علیه السلام):
1⃣از کسی که زندگی اش را تیره و تلخ کرده ای صفا و صمیمیت نخواه
2⃣از کسی که بر او حیله و نیرنگ نموده ای، وفا مجو.
3⃣از کسی که نسبت به او بدگمان هستی نصیحت و خیر خواهی نطلب.
💥زیرا که قلب و احساس دیگری نسبت به تو، مانند قلب و احساس تو نسبت به او است.
http://eitaa.com/joinchat/2311716878C52740aaed2
فوروارد یادت نشه
🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺
📒بحارالانوار ج 74، ص 181 و ص 182، و همان: ج 78، ص 370 و ص.379
هدایت شده از
▪️امروز که زمین و آسمان می گرید▪️
از بهر غریب سامرا میگیرد
▪️جا دارد اگر که شیعه خون گریه کند▪️چون مهدی صاحب الزمان می گرید..
🏴شهادت امام هادی علیه السلام بر آقا امام زمان عج و همه شیعیان تسلیت....
@emamgharib
هدایت شده از
✳️منتظران ظهور
💠داستان"شب اول قبر و شاهده زنده"💠
📜 علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل كردند كه:
استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» میگفت:
در نجف اشرف در نزدیكی منزل ما، مادر یكی از دخترهای اَفَنْدیها (سنیهای دولت عثمانی) فوت كرد.
این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه میكرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع كنندگان تا كنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله كرد كه همه حاضران به گریه افتادند.
هنگامی كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد میزد: من از مادرم جدا نمیشوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد.
سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روی قبر را با تختهای بپوشانند و دریچهای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.
دختر در شب اول قبر، كنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.
پرسیدند چرا این طور شدهای؟
در پاسخ گفت: شب كنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب میداد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد كه پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.
تا این كه پرسیدند: امام تو كیست؟
آن مرد محترم كه در وسط ایستاده بود گفت: «ِمن امام او نیستم»
در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند كه آتش آن به سوی آسمان زبانه میكشید.
من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع كه میبینید كه همه موهای سرم سفید شده در آمدم.
مرحوم قاضی میفرمود:
چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق میكرد و آن شخصی كه همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بودهاند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا كرد.
📚علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی، معادشناسی، ج 3، ص 110
🌸🌹🌸🌹🌸🌹🌸🌹🌸
http://eitaa.com/joinchat/2311716878C52740aaed2
فوروارد یادت نشه
هدایت شده از
1_54227780.mp3
2.1M
🔳 #شهادت_امام_علی_النقی_الهادی
⏯ #روضه جانسوز امام هادی(ع) و ماجرای دلقک دربار متوکل ملعون
🎤حجت الاسلام #دارستانی
🎤 #محمودکریمی
👌بسیار زیبااااس حتما دانلود کنید.
@emamgharib
هدایت شده از
✳️منتظران ظهور
🏴شهادت امام هادی علیه السلام
دوستان بر من تنها زوفا گریه کنید
به غم نور دل ابن رضا گریه کنید
مادرم فاطمه امروز عزادار من است
یاری فاطمه گیرید عزا گریه کنید
به تسلی دل زار و غمین پسرم
پای تابوت به صد شور و نوا گریه کنید
حضرت هادیِ تان را به غریبی کشتند
به غریبی من امروز شما گریه کنید
پاره پاره شد از آن زهر دل پر دردم
به دل پاره ام از زهر جفا گریه کنید
زهر دادند ولی تشنه نکشتند مرا
همه بر تشنه لبِ کرببلا گریه کنید
چون شنیدید که در بزم شرابم بردند
به غم عمه مظلومه ما گریه کنید
زینب زار کجا مجلس اغیار کجا
به پریشانی ناموس خدا گریه کنید
به نگاهی که زخجلت به روی خواهر بست
سر ببریده شاه شهدا گریه کنید
یاد آن قاری قرآن که لبش پر خون شد
یاد آن چوب و لب و طشت طلا گریه کنید
جای آنانکه به هم جام تعارف کردند
جای آن قهقهه و هلهله ها گریه کنید
یاد طفلان یتیمی که کتک می خوردند
جرمشان جمله همین بود چرا گریه کنید
✍حسین میرزایی
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
http://eitaa.com/joinchat/2311716878C52740aaed2
فوروارد یادت نشه
هدایت شده از
#سوم_رجب_شهادت_امام_هادی_ع
یک عمـــر برای دین منادی بودی
آیینــــه ی صبری متمادی بودی
این قوم همیشه با تو بد تا کردند
با اینکه برای همه "هادی" بودی
#شهادت_امام_هادی_ع_تسلیت
#آجرک_الله_یاصاحب_الزمان_عج
@emamgharib
هدایت شده از
#پاسخهای_امام_علی_ع
پیشوا و عالم بزرگ طائفه نجران نزد عمر آمده و از او سوالاتی کرد عمر پاسخش را ندانسته او را به نزد حضرت امیر علیه السلام رهبری نمود، اسقف در محضر آن حضرت علیه السلام پرسشهای خود را مطرح کرد.
و اینک قسمتی از سوالاتش: ...
#فقط_حیدر_امیرالمؤمنین_است
@emamgharib
هدایت شده از
❦☀️❦✥🕊✥❦☀️❦
#القاب_امام_علی_ع
قسمت ②↫ وصی
وصی به ابجد برابر ۱۰۶ میباشد.
این عنوان و لقب مولا در همان روزگاران حیات پیامبر خدا برای مولا علی رایج بود و دوست و دشمن از این عنوان برای مولا آگاهی داشتند.
مثلا در جنگ جمل ...
#فقط_حید_امیرالمؤمنین_است
@emamgharib
هدایت شده از
✳️منتظران ظهور
🔴سرگذشت ارواح در عالم برزخ(قسمت ۲)
◾️عمویم دوباره صورتش را به من نزدیک کرد و شهادتین را به من تلقین نمود.
همین که خواستم زبانم را تکان دهم دوباره شیاطین به تلاش افتادند اما این بار از راه تهدید وارد شدند...
💥 لحظه عجیبی بود، از یک طرف آن شخص سفید پوش با کارهای عجیبش و از طرف دیگر اصرار عمویم بر گفتن شهادتین و از سوی دیگر ارواح خبیثه که سعی در ربودن ایمان، در آخرین لحظات زندگیم داشتند.
💠زبانم سنگین و گویا لبهایم بهم دوخته شده بود. واقعاً درمانده شده بودم. دلم میخواست از این وضع رنج آور نجات مییافتم اما چگونه؟ از کدام راه؟ به وسیله چه کسی؟
✨ در این کشاکش ناگهان از دور چند نور درخشان ظاهر شدند، با آمدن آنها مرد سفیدپوش به تعظیم ایستاد و آن چهرههای ناپاک فرار کردند،
💫 هرچند در آن لحظه آن نورهای پاک و بی نظیر را نشناختم اما بعدها فهمیدم که آنها ائمه اطهار (علیم السلام) بودند که در آن لحظه حساس به فریاد من رسیدند و از برکت وجود آنها چهرهام باز و سبک شده، لبهایم را تکان دادم و شهادتین را زمزمه کردم.
🌼 در این لحظه دستهای آن سفیدپوش از روی صورتم گذشت و من که در اوج درد و رنج بودم ناگهان تکانی خورده و آرام شدم.
✅انگار تمام دردها و رنجها برای اهالی آن دنیا جا نهاده بودم، زیرا چنان آسایش یافتم که هیچگاه مثل آن روز آزادی و آرامش نداشتم ..
✳️حال زبان و عقلم به کار افتاده بود، همه را میدیدم و گفتارشان را میشنیدم.
🔆در این لحظه نگاهم به آن مرد سفیدپوش افتاد. پرسیدم: تو کیستی؟ از من چه میخواهی؟ همه اطرافیانم را میشناسم جز تو.
🔰گفت: تا حال باید مرا شناخته باشی من ملک الموت هستم. از شنیدن نامش ترس و اضطراب وجودم را لرزاند.
⚜ خاضعانه در مقابلش ایستادم و گفتم: درود خدا بر تو فرشته الهی باد، نام تو را بارها شنیدهام با این حال در آستانه مرگ هم نتوانستم تو را بشناسم، آیا برای تمام کردن کار از من اجازه میخواهی؟
♦️فرشته مرگ در حالی که لبخند میزد گفت: من برای جدا کردن روح از بدن، محتاج به اجازه هیچ بندهای نیستم و تو هم اگر خوب دقت کنی دار فانی را وداع گفتهای، خوب نگاه کن آن جسد توست که در میان جمع بر زمین مانده است.
🔷به پایین نگاه کردم. وحشت و اضطراب سراسر وجودم را فراگرفته بود.
جسدم در میان اقوام و آشنایان بدون هیچگونه حرکتی بر زمین افتاده بود و همسر و فرزندان و بسیاری نزدیکانم، در حالیکه در اطراف جنازهام خیمه زده بودند، ناله و فریادشان به آسمان بلند بود،با خود اندیشیدم: اینان برای چه و برای که اینگونه شیون میکنند؟!
🔘 خواستم آنها را به آرامش دعوت کنم، مگر میشد... فریاد برآوردم: عزیزان من! آرام باشید، مگر آرامش و راحتیم را نمیخواستید؟ پس چرا زانوی غم در بغل گرفتهاید؟!
من اکنون پس از آن درد جانفرسا، به آسایش و آرامش خوشحال کنندهای رسیدهام.
🍂با شمایم آی! آیا صدایم را نمیشنوید؟ گریهتان برای چیست؟ شکوه و شکایت از چه میکنید؟ فضای خانه را پر از دعا و ذکر حق کنید...
✍ادامه دارد...
🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨
http://eitaa.com/joinchat/2311716878C52740aaed2
فوروارد یادت نشه
هدایت شده از
4_6044018737894393792.mp3
9.44M
#پرواز_در_آسمان_رجب6
فایل صوتی ششم
آدمِ بی هدف...
عاشقِ معشوق از دست داده...
دلِ بی دلبـــر ... مُرده است !!
💎 رجب ، ماهِ قیمت گرفتنِ دل
ماه زنده شدنِ جان... به قدومِ دلبر است!
@emamgharib
هدایت شده از
بر نو گلِ باغِ آشــــنایی صلوات
رخسارِ علی؛ نقیِّ هادی صلوات
دلبـندِ سَـــمانه دهُّمـــین مــاهِ وِلا
برعارضِ گلشنِ بهاری صلوات
🍃اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌹
شهادت دهم ولی دین خدمت آقا امام زمان علیه السلام و منتظران آن حضرت تسلیت عرض میکنم.
@emamgharib