✳️منتظران ظهور
✨دانستنیهای روزه✨
شربت های ضد عطش سحر کدامند؟
شربت ابلیمو
شربت خاکشیر
شربت بیدمشک
👇👇👇
زمان افطار تا سحر از عرقیات خنک مثل شاطره و کاسنی استفاده کنید تا حرارت کبد و قلب فروکش کند و تشنگی برطرف شود
👇👇👇
بدترین کاری که با بدن خود می توانید بکنید این است که از افطار تا سحر بیدار بمانید و مداوم غذا بخورید
این کار آسیب های بسیار جدی به بدن
وارد می کند
👇👇👇
پیشگیری از تشنگی روزه داران
نوشیدنی تخم شربتی به دلیل
نگهداشتن آب در دانههای این گیاه در ساعات پایانی سحر توصیه میشود
👇👇👇
نوشیدن سه قاشق گلاب در هنگام افطار
گلاب به دلیل خاصیت ضد «سودا» که دارد، خاصیت دارویی داشته و برای تقویت معده مفید است
👇👇👇
دوغ افطار ممنوع
دوغ موجب بیحالی و بی حسی بیشتر بدن می شود
👇👇👇
علل نوشیدن آب گرم بعد از افطار به جای آب سرد و یخ
جلوگیری از ترک خوردگی دندان ها
سلامت کبد و معده
👇👇👇
در ماه رمضان از مصرف میوه غافل نشوید
قبل از خواب با مصرف یک عدد سیب می توانید هم به کاهش وزن خود کمک کنید و هم دهان خود را ضد عفونی نمایید
🍃🌸🌹🍃🌸🌹🍃🌸🌹🍃
@emamgharib
💠نماز سفارش شده توسط مرحوم آیت الله العظمی بهجت ره در شبهای ماه مبارک رمضان
@emamgharib
رسول خدا (ص) فرمودند:
رمضان ماهی است که؛
ابتدایش رحمت،
میانهاش مغفرت،
و پایانش
آزادی از آتش جهنم است ..
🍃🌸🍃🌸🍃
🌸رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
🎊مستعد سفـــر شهر خدا کرد مرا
🌸از گلستان کرم طرفه نسیـمی بوزید
🎊که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا
🌸فرا رسیدن ماه رمضان بر شما مبارک
🎊در ماه پر خیر و برکت رمضان
🌸برایتان قبولی طاعات و عبادات
🎊را از درگاه خداوند متعال آرزو داریم.
#التماس_دعا🙏
@emamgharib
1087080_221(1).mp3
8.06M
🎧 قرائت سوزناک دعای افتتاح❣
🎤 #حاج_مهدی_سماواتی
🎼 همه باهم دعای افتتاح را زمزمه میکنیم به نیت فرج مولایمان امام زمان علیه السلام
🙏 التماس دعـــا از روزه داران
@emamgharib
🌟دوباره امروزگذشت وقنوت گریان ماند
🌟دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند..
🌟دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما
🌟پس ازنیامدنت گوشه ی خیابان ماند..
به رسم هرشب انتظار میخوانیم:
الهی عظم البلا به نیت تعجیل در فرج مولایمان امام زمان علیه السلام ان شاءالله
@emamgharib
🌸سلام
🍀روزتون معطربه ذکرصلوات برمحمدوآل محمد(ص)
به رسم ادب هرروز:
السلام علی رسول الله وآل رسول الله💖
السلام علیک یااباعبدالله الحسین(ع)
السلام علیک یاعلی ابن موسی الرضا💚
جمیعاورحمت الله🌻
@emamgharib
#سلام_امام_زمانم❤️
گل سپید همیشه بهارمی آیی
برای رونق این لاله زار می آیی
هنوز نبض دلم این سؤال را دارد
که با شروع کدامین بهار می آیی
به پاس این همه آلاله هم شده بی شک
به شهر مردم چشم انتظار می آیی
سپیده سرزده ای آفتاب من پس کی
به چشم روشنی این دیار می آیی
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤
@emamgharib
سلام پدر مهربانم ، مهدی جان
سلام بر تو که سایه ی مهربانی ات راه نفوذ تنهایی را بر هر قلبی می بندد .
سلام بر تو که تشعشع مهرت هر دل یخ زده ای را گرمای زندگی می بخشد .
سلام بر تو که نسیم نوازشگر محبتت هر جان خسته ای را پرامید می کند .
سلام بر تو که باران مقدس نامت هر شوره زار عطشناکی را سیراب می کند .
سلام بر تو و تمام حجم مهربانی ات ...
سلام بر تو ...
@emamgharib
〖سفـࢪهآسمانے!〗
✳️منتظران ظهور 🌸سه دقیقه در قیامت(قسمت ۱۳) 🍀حتی به من گفتن اینکه ازدواج شما به آسانی صورت گرفت و
✳️منتظران ظهور
🌸سه دقیقه در قیامت(قسمت ۱۴)
📘از دیگر اتفاقاتی که در آن بیابان مشاهده کردم این بود که برخی از آشنایان که قبلا از دنیا رفته بودند را دیدم.
🔆 یکی از آنها عموی خدابیامرزم من بود، او را دیدم که در یک باغ بزرگ قرار دارد.
✅سوال کردم: عموجان تین باغ زیبا را در نتیجه کار خاصی به شما دادند؟
🔰گفت: من و پدرت در سنین کودکی یتیم شدیم. پدر ما یک باغ بزرگ را به عنوان ارث برای ما جا گذاشت
اما شخصی آمد و قرار شد در باغ ما کار کند.
اما او با چند نفر دیگر کاری کردند که باغ از دست ما خارج شد. آنها باغ را فروختند و البته هیچکدام عاقبت به خیر نشدند و در اینجا نیز همه آنها گرفتارند...
⛔️ چون با اموال یتیم این کار را کردند، حالا این باغ را به جای باقی که در دنیا از دست دادم به من دادهاند تا با یاری خدا در قیامت به باغ اصلی برویم.
🌴بعد اشاره به در دیگر باغ کرد و گفت:
این باغ دو در دارد که یکی از درهای باغ برای پدر شماست که به زودی باز می شود...
🌲 باغ بزرگ دیگری آنجا بود که متعلق به یکی از بستگان ما بود.
به خاطر یک وقف بزرگ صاحب این باغ شده بود.
☘همانطور که به باغ خیره بودم یکباره تمام باغ سوخت و تبدیل به خاکستر شد!
🍁 بنده خدا با حسرت به اطرافش نگاه میکرد...
شگفتزده پرسیدم: چرا باغ شما سوخت؟؟
🎋 گفت: پسرم اینها همه از بلایی است که پسرم بر سر من می آورد،او نمی گذارد ثواب خیرات این زمین به من برسد...
✨پرسیدم:
حالا چه میشود؟ چه کار باید بکنید؟!
گفت: مدتی طول میکشد تا دوباره با ثواب خیرات باغ من آباد شود به شرطی که پسرم نابودش نکند.
💥 من در جریان ماجرای زمین وقفی و پسر ناخلف اش بودم، برای همین بحث را ادامه ندادم.
✨آنجا می توانستیم به هر کجا که میخواهیم سر بزنیم یعنی همین که اراده می کردیم بدون لحظه ای درنگ به مقصد میرسیدیم.
💫 پسر عمه ام در دوران دفاع مقدس شهید شده بود ،دوست داشتم جایگاهش را ببینم.
بلافاصله وارد باغ بسیار زیبایی شدم.
🌕 مشکلی که در بیان مطالب آنجاست عدم وجود مشابه در این دنیا است...
🌏 یعنی نمی دانیم زیباییهای آنجا را چگونه توصیف کنیم؟!
کسی که تاکنون شمال ایران و دریا و سرسبزی جنگلها را ندیده و تصویر و فیلمی از آن جا ندیده هرچه برایش بگویم نمی تواند تصور درستی در ذهن خود ایجاد کند.
❄️حکایت ما با بقیه مردم همینگونه است. ما باید به گونهای بگوییم که بتواند به ذهن نزدیک باشد.
🌴 وارد باغ بزرگ شدم که انتهای آن مشخص نبود.
از روی چمن هایی رد می شدم که بسیار نرم و زیبا بودند.
بوی عطر گلهای مختلف مشام انسان را نوازش می داد.
🌳درختان آنجا همه و میوهای را داشتند، میوه های زیبا و درخشان...
بر روی چمن ها دراز کشیدم. مثل یک تخت نرم و راحت و شبیه پرقو بود.
بوی عطر همه جا را گرفته بود .
🌾صدای پرندگان و شرشر آب رودخانه به گوش میرسید.
اصلا نمی شد آنجا را توصیف کرد.
🍀 به بالای سرم نگاه کردم درختان میوه و میوه و یک درخت نخل پر از خرما دیدم .
✅با خودم گفتم: خرمای اینجا چه مزهای دارد؟ یک باره دیدم درخت نخل به سمت من خم شد.
🔆 دستم را بلند کردم و یکی از خرماها را چیدم و داخل دهان گذاشتم.
♻️ نمیتوانم شیرینی آن خرما را با چیزی در این دنیا مثال بزنم، اینجا اگر چیزی خیلی شیرین باشد باعث دلزدگی میشود. اما نمیدانید آن خرما چقدر خوشمزه بود.
💠 از جا بلند شدم به سمت رودخانه رفتم.در دنیا معمولا در کنار رودخانهها زمین گل آلود است و باید مراقب باشیم تا پای ما کثیف نشود.
💠اما همین که به کنار رودخانه رسیدم دیدم اطراف رودخانه مانند بلور زیباست... به آب نگاه کردم آنقدر زلال بود که تا انتهای رود مشخص بود دوست داشتم بپرم داخل آب.
✅ اما با خودم گفتم بهتر است سریعتر بروم سمت قصر پسر عمه.
آن طرف رود یک قصر زیبای سفید و بزرگ نمایان بود نمیدانم چطور توصیف کنم.
♻️با تمام قصر های دنیا متفاوت بود. تمام دیوارهای قصر نورانی بود میخواستم به دنبال پلی برای عبور از رودخانه باشم اما متوجه شدم می توانم از روی آب عبور کنم
🔆با پسر عمه صحبت می کردم، او گفت:ما در اینجا در همسایگی اهل بیت هستیم.میتوانیم به ملاقات امامان برویم و این یکی از نعمتهای بزرگ بهشت برزخی است...
ادامه دارد...
🍃🌸🌹🍃🌸🌹🍃🌸🌹🍃
@emamgharib