eitaa logo
سبک زندگی
1.6هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
8.8هزار ویدیو
59 فایل
ارتباط با ما @moshaverraign کانال گرافیک https://eitaa.com/grafikr کانال محصولات گیاهی، مراقبتی پوست و مو لدورا مناسب آقایان و بانوان https://eitaa.com/masolatladora دوره های رایگان https://eitaa.com/sabkazangi آشپزی https://eitaa.com/ashpziharfi
مشاهده در ایتا
دانلود
سئِلَ الاْمامُ الْحُسَینُ علیه السلام عَنِ الاْدَبِ، فَقالَ: هُوَ اَنْ تَخْرُجَ مِنْ بَیتِک، فَلا تُلْقِی اَحَداً اِلاّ رَأَیتَ لَهُ الْفَضْلَ عَلَیک 🌹 از امام حسین علیه السلام معنای ادب را پرسیدند؟ امام علیه السلام فرمود: (ادب) آن است که از خانه که خارج می شوی به هرکسی برخورد می کنی او را برتر از خود بینی (یعنی همیشه دیگران را از خود بهتر بینی و احترام آنها را نگهداری) 📘موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام، ص 910 ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‌─┅═༅𖣔💚𖣔༅═┅─
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️ پاسخ قاطع حضرت زینب سلام‌الله علیها به یاوه‌گویی‌های ابن زیاد
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 حضور زنان محجبه ی آمریکایی در پیاده روی کربلا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✅ دلی که جا ماند. بر اساس کتابی بنام ✅ پایی که جا ماند. طراحی شده است. این کتاب یادداشت‌های روزانه‌ی آزاده‌ی مجروحی بنام سید ناصر حسینی پور از زندان‌های مخفی عراق است که بر اثر جراحت‌های شدید پای او را قطع می‌کنند و در خاک عراق جا می‌ماند.
سلام میدهم از بام خانه سمت حرم چه می شود که بیایم منم قدم به قدم ؟ یک اربعين طلبیدن برای تو سهل است حرم نرفته بمیرم برای من سخت است
اومد کنارم نشست و گفت: حاج آقا یه خاطره برات تعریف کنم؟ گفتم: بفرمایید عکس یه جوون بهم نشون داد و گفت: اسمش عبدالمطلب اکبری بود زمان جنگ توی محله ی ما مکانیکی می کرد و چون کر و لال بود ، خیلی ها مسخره اش می کردند یه روز با عبدالمطلب رفتیم سر قبر پسر عموی شهیدش " غلامرضا اکبری " عبدالمطلب کنار قبر پسر عموش با انگشت یه چارچوب قبر کشید و توش نوشت " شهید عبدالمطلب اکبری " ما تا این کارش رو دیدیم زدیم زیر خنده و شروع کردیم به مسخره کردن عبدالمطلب هم وقتی دید مسخره اش می کنیم و بهش می خندیم ، بنده خدا هیچی نگفت فقط یه نگاهی به سنگ قبر کرد و با دست، نوشته‌اش رو پاک کرد. بعد سرش رو انداخت پائین و آروم از کنارمون پاشد و رفت... فردای اون روز عازم جبهه شد و دیگه ندیدیمش . 10 روز بعد شهید شد و پیکرش رو آوردند جالب اینجا بود که دقیقا همونجایی دفن شد که برای ما با دست قبر خودش رو کشیده بود و مسخرش کردیم وصیت نامه اش خیلی سوزناک بود نوشته بود: " بسم الله الرحمن الرحیم " یک عمر هر چی گفتم به من می‌خندیدند... یک عمر هر چی می‌خواستم به مردم محبت کنم ، فکر کردند من آدم نیستم و مسخره‌ام کردند... یک عمر هرچی جدی گفتم شوخی گرفتند، یک عمر کسی رو نداشتم باهاش حرف بزنم ، خیلی تنها بودم. اما مردم! حالا که ما رفتیم بدونید، هر روز با آقام امام زمان عج حرف می‌زدم ... آقا خودش بهم گفت: تو شهید میشی. جای قبرم رو هم بهم نشون داد... 🌷شهيد عبدالمطلب اكبرى🌷 📝راوی حجت الاسلام انجوی نژاد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به‌نام‌او چادر لبنانی و کیف جاجیم ترکیب قشنگی شده بود مخصوصا با آن پیکسل کوچک نگاره گنبد امام رضا (ع). با این شمایل گوشه‌ی دنجی از حرم اميرالمومنین(ع) نشسته بودم. زانوی غم بغل گرفته بودم و سرم را آنقدر کج کرده بودم که گوشه‌ی انگور ضریح را ببینم. در عوالم خودم بودم که خانمی میانسال در کنارم نشست. از چادرم گمان کرده بود لبنانی هستم. حرفمان گل انداخت خودش را معرفی کرد؛ از بعلبک آمده بود. وقتی فهمید ایرانی هستم با عشق بغلم کرد و از آرزوی دیدار ایران و زیارت امام رضا(ع) گفت. چقدر آرزویش دور و دراز می‌آمد، وقتی از دل فراق کشیده‌اش می‌گفت. دوست داشتم برایش کاری کنم که در ثواب حسرت زیارت امام رضا(ع) شریک باشم. پیکسل را از گوشه کیف در آوردم و در دستش گذاشتم. تصویر گنبد امام رضا(ع) در حرم اميرالمومنین بهانه‌ی خوبی بود که اشکش جاری شود. قول داد برایم در حرم سیده خوله در بعلبک دعا کند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا