❣روش تــربیت
#نیمه_شعبان بود. با ابراهیم وارد کوچه شدیم چراغانی کوچه خیلی خوب بود بچه های محل انتهای کوچه جمع شده بودند . وقتی به آنها نزدیک شدیم همه مشغول ورق بازی و شرط بندی و... بودند.
ابراهیم با دیدن آن وضعیت خیلی عصبانی شد. اما چیزی نگفت من جلو آمدم و آقاابراهیم را معرفی کردم و گفتم:
ایشان از دوستان بنده و قهرمان والیبال و کشتی هستند. بچه ها هم با ابراهیم سلام و احوالپرسی کردند.
بعد طوری که کسی متوجه نشود، ابراهیم به من پول داد و گفت : برو ده تا بستنی بگیر و سریع بیا .
آن شب ابراهیم با تعدادی بستنی و حرف زدن و گفتن و خندیدن ، با بچههای محل ما رفیق شد .
در آخر هم از حرام بودن ورق بازی گفت. وقتی از کوچه خارج می شدیم تمام کارت ها پاره و در جوی ریخته شده بود!
🌷 #شهید_ابراهیم_هادی
📚برگرفته از کتاب سلام بر ابراهیم ۱ ص ۱۷۰
@anti_shobhe110