✔️#نوستالژی
لالایی بخواب اصغر
🥀
#سوژهایناب چشمانم را گرفته بود ،نه شرایط نور مساعد بود برای عکاسی نه جاییکه این خانواده مستقر شده بودند ولی هر چه بود شور و شعور بود به#دلدادگی خدمت حضرت اباالفضل العباس«ع»
پدر نوزاد#شیرخواره خود را در آغوش داشت و هر چند ثانیه به
یک بار#نگاهی به صورت این گل نشکفته
می انداخت و سپس#صورتشبهسرعت
می چرخید سمت ساختمان و گنبد خیمه گاه#اباالفضلیها
پا پیش گذاشتم عرض سلام و ادب نمودم ،محترمانه پرسش کردم اجازه دارم از#ایندُردانه سبز پوش در این حالت چند عکس تهیه کنم
مهربانانه پاسخم داد و گفت چرا که نه ،طفلم را آورده ام تا با#لالایی که برای علی اصغر امام حسین«ع» می خوانند شاید#آرام شود و به#خوابرود او هم #امشببیتاب است
شات میکردم ولی انگار قرار نبود عکسهای #مورددلخواهم ثبت شوند
خودتان را بجای من بگذارید ،اصلا نمی توانستم روی پای خودم بایستم و حالا به یاد بی تابی آن#شیرخواره دشت#کربلا افتاده بودم
با همین حال پریشان روبه آقا کرده و عرض کردم :
مولا جان نمی دانم والدین این شیر خواره که از#محلهدیگری به حسینیه اباالفضلی ها
#مهمان شده اند چه#نیت و#درخواستی دارند خودت شاهد باش و عنایتی بفرما ؛
پدر طفل روبه من کرد و گفت :
همه#اهلآبادیمان می گویند اینجا با همه جا فرق دارد، چند شب است که آمده ایم و امید به#بزرگواری حضرتش داریم
شما هم دعایمان کنید؛
#روضهامشب من متفاوت و انگار جلوه ای دیگر گرفته بود که #قلممقادر به ادامه روایتش نیست
بماند ...
شب ششم محرم ۱۴۴۷ ه،ق
بامداد پنجشنبه دوازدهم تیرماه ۱۴۰۴ه،ش
📸✍ سعید بوجار آرانی
پشت هیچستانم