با یک کلیک وارد بوستان و گلستان سعدی شوید 👇
<http://ganjoor.net/saadi/>
@arayehha
🤍
سعدی نازنین ، با هنرمندیاش
بیش از ۳۵ صفت را در یک غزل آورده تا معشوقه ی دلربایش را بشناساند.
بربود دلم در چمنی سرو روانی
زرین کمری، سیمبری، موی میانی
خورشیدوشی، ماهرخی، زهره جبینی
یاقوت لبی، سنگدلی، تنگ دهانی
عیسی نفسی، خضر رهی، یوسف عهدی
جم مرتبهای، تاجوری، شاه نشانی
شنگی، شکرینی، چو شکر در دل خلقی
شوخی، نمکینی، چو نمک شور جهانی
جادوفکنی، عشوهگری، فتنهپرستی
آسیب دلی، رنج تنی، آفت جانی
بیدادگری، کج کلهی، عربدهجویی
لشکرشکنی، تیر قدی، سخت کمانی
در چشم امل معجزه ی آب حیاتی
در باب سخن نادره ی سحر بیانی
بی زلف و رخ و لعل لب او شده سعدی
آهی و سرشکی و غباری و دخانی
<< سعدی >>
@arayehha
نکته شصت و ششم: ردیف، ضمیر مشترک ، به دست بودن
#دکترروحاللههادی
برگرفته از کانال حافظ خوانی و حافظ دانی
🍁🍁
C᭄❁࿇༅══════┅─
@arayehha
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
🔍 12 دروغی که نویسندهها به خودشان میگویند:
1) برای نوشتن وقت ندارم: سادهترین، متداولترین و دم دستیترین دروغی که هر نویسندهای میتواند به خودش بگوید همین است. لابد خیال میکنید برای آن که بتوانید به خودتان بگویید نویسنده باید روزی هفت هشت ساعت مشغول نوشتن باشد. نخیر! از این خبرها نیست.حتی با روزی نیمساعت هم میتوان نویسنده شد. به شرطی که هرروز واقعا نیمساعت خوب بنویسید. چه من، چه شما، چه استیون کینگ و چه دن براون، همهٔ نویسندهها در طول روز، بیست و چهار ساعت زمان در اختیار دارند.
2) استعداد نویسندگی ندارم: اگر فکر میکنید برای نویسنده شدن به استعداد محتاج هستید، اشتباه فکر میکنید. شاید استعداد ذاتی در این مسیر به شما کمک کند اما فقط داشتن استعداد کافی نیست. ممکن است حتی اصلا چنین استعدادی نداشته باشید ولی با تمرین و ممارست و تکرار میتوانید در این حرفه به موفقیت برسید. نویسندگی بیشتر از تکرار به سماجت نیاز دارد.
3) عیبی ندارد اگر امروز ننوشتم: امروز ننوشتید؟ فکر میکنید اشکالی ندارد؟ فکر میکنید فردا هم وقت هست؟ عیب دارد. خیلی هم عیب دارد که امروز چیزی ننوشتید. نویسنده باید هرروز بنویسد؛ حتی شده ده دقیقه، حتی شده پنج دقیقه. هرروز بنویسید، لازم نیست هرروز نوشتاری را از خودتان در جایی منتشر کنید. همینکه برای خودتان بنویسید هم کافی است. هدف هرروز نوشتن است که دست و دلتان به این کار عادت کند.
4) همینکه به نوشتن فکر میکنم کافی است: هیچکسی با فکرکردن به نوشتن، نویسنده نشده است. وقتی میگویم هرروز بنویسید یعنی عملاً بنشینید پشت میز و مشغول شوید. حالا چه از کامپیوتر استفاده میکنید چه از قلم و کاغذ فرقی ندارد. اما فکرکردن به نوشتن را با خودِ نوشتن اشتباه نگیرید.
5) به سد نویسندگی بر خوردهام: اغلب اوقات، کسانیکه فکر میکنند با سد نویسندگی روبهرو شدهاند درواقع چنین نیست. بلکه فقط دارند بهانه میآورند تا خودشان را راضی کنند که از زیر بار نوشتن، شانه خالی کنند. شما اگر چنین فکری به سرتان زد باید در نظر داشته باشید که حتی اگر واقعاً به سد نویسندگی بر خورده باشید بازهم بهترین راه این است که خودتان را مجبور به نوشتن کنید تا از این حالت خارج بشوید.
6) برای من مهم نیست اگر کسی بهتر از من مینویسد: اینهم دروغ است. خودتان را گول نزنید. هم من میدانم و هم شما میدانید که وقتی سرتان خلوت است مدام دارید خودتان را با دیگر نویسندهها مقایسه میکنید.این مقایسه اگر سبب سرخوردگی شما نشود ایرادی که ندارد هیچ، بلکه حتی میتواند به افزایش کیفیت نوشتارهای شما هم کمک کند چون به شما انگیزه میدهد تا بهتر از رقیبان خود بنویسید.
ادامه دارد...
@arayehha
🔍 12 دروغی که نویسندهها به خودشان میگویند:
7) انتشار این کتاب، زندگی من را متحول میکند: این توهمی بیش نیست با به انتشار رساندن یک کتاب یا به چاپ رساندن یک مقاله یا یک نشریه به احتمال زیاد به جای مهمی نمیرسید. شما باید حالا حالاها به نوشتن و تلاشکردن ادامه بدهید تا شاید ماندگار شوید. پس اگر بعد از منتشرشدن اولین کتابتان یا قبولشدن اولین مقالهتان در این مجله یا آن روزنامه به جایگاهی که فکر میکردید نرسیدید، دلسرد نشوید.
8) هیچکس نوشتههای من را نمیخواند: چه یک کتاب بلند و چه یک داستان کوتاه و چه یک مقاله در اینترنت یا وبلاگ شخصی، مطمئن باشید همیشه کسانی پیدا میشوند که نگاهی به نوشتههای شما بیاندازند، حتی اگر خودتان متوجه این موضوع نشوید. برای هر محتوایی، مخاطبی هست. حتی اگر کسی نوشتههای شما را نمیخواند باید بازهم به نوشتن ادامه بدهید. از این طریق بالاخره به مخاطب هدف خود، دست پیدا میکنید.
9) لازم نیست مجانی بنویسم: برای نویسندهای که هنوز به اعتبار و تجربه نرسیدهاست، مجانی کارکردن با خیلی ارزاننوشتن تنها راه است. در ابتدا، توقع دستمزدهای آنچنانی را نداشته باشید.
10) به ویرایشکردن نیاز ندارم: هیچ نویسندهای در سرتاسر دنیا وجود ندارد که بتواند در همان اولین تلاش و با اولین پیشنویس بتواند نوشتهای بینقص و کامل خلق کند. هر اثری بعد از اتمام نوشتن نیاز به ویرایش دارد و هر نویسندهای هم نیاز دارد که ویرایشکردن را بلد باشد. اگر اهل ویرایشکردن نیستید توصیه میکنم در این مورد تجدیدنظر کنید و اگر ویرایشکردن بلد نیستید از شما دعوت میکنم این فن را بیاموزید یا از دیگر نویسندهها کمک بگیرید.
11) ایدههای من تکراری هستند: تقریباً تمامی ایدهها، کلیتی تکراری دارند. این جزئیات هستند که سبب ایجاد تمایز میشوند. این دروغ خوبی است برای فرار از نوشتن، چون با آن خیلی راحت میتوانید خودتان را متقاعد کنید. با این حال، حقیقت این است که هر اثر داستانی یا غیرداستانی در ابتدا یک ایدهٔ تکراری بودهاست که بعداً به مرور رنگ و بوی منحصربهفردی به خودش گرفتهاست.
12) برای نویسندهبودن باید منزوی باشم: شاید در گذشته چنین بود (گرچه گذشتگان در این مورد بهتر میتوانند قضاوت کنند)، اما اکنون ما در دورانی زندگی میکنیم که انزوا معنا و مفهوم خودش را از دست دادهاست. جدا از اینکه همیشه این امکان را در اختیار دارید تا به شیوههای قدیمی با دیگر نویسندهها و علاقهمندان به مطالعه ارتباط برقرار کنید، اینترنت و شبکههای اجتماعی هم ابزار خوبی برای شما میتوانند باشند تا با باقی نویسندهها آشنا شوید.
✍ بهراد جاود
@arayehha
بیستم آذرماه
زادروز «میرزاده عشقی» شاعر، روزنامه نگار، مدیر نشریه قرن بیستم،نویسنده و نمایش نامه نویس دوران مشروطیت
@arayehha
۲۰ آذر زادروز میرزاده عشقی
(زاده ۲۰ آذر ۱۲۷۳ همدان -- درگذشته ۱۲ تیر ۱۳۰۳ تهران) شاعر، نویسنده و روزنامه نگار
او از هفت سالگی در مدرسههای الفت و الیانس تهران به تحصیل پرداخت و زبان فارسی و فرانسه را بهخوبی آموخت و پیش از فراغت از تحصیل بهسمت مترجمی نزد یک بازرگان فرانسوی مشغول بهکار شد.
در اوایل جنگ جهانی اول با دیگر مردان سیاسی به استانبول مهاجرت کرد و نخستین آثار شاعرانهاش مانند نوروزینامه و اپرای رستاخیز شهریاران ایران را پدید آورد.
پس از بازگشت با گروهی از نویسندگان ارتباط پیدا کرد و در صف طرفداران حزب سوسیالیست و همکاران اقلیت مجلس بهمبارزه پرداخت. در این مبارزه و کوشش سیاسی نیش قلمش بیش از همه متوجه وثوقالدوله نخستوزیر بود.
سخنرانیهای تند و مقالات و اشعار آتشین او برضد قرارداد ۱۹۱۹ باعث شد که وثوقالدوله دستور دستگیری وی را صادر کند و او را روانه زندان کنند. مبارزات سیاسی و مقالات انتقادی شاعر جوان که مجرد میزیست تا پایان زندگی کوتاهش ادامه داشت.
در سال ۱۳۰۲ که نغمه جمهوری ساز شد، عشقی با وجود روشنفکر بودن با آن ساز مخالفت گذاشت و در مقالهای بهعنوان جمهوری قلابی، مخالفت خود را نشان داد و در نخستین شماره روزنامه کاریکاتور قرنبیستم که در همان سال دایر کرده بود، چندین کاریکاتور و شعر تند، مبنی بر هزل بودن جمهوری و جمهوریخواهان درج کرد.
میزان مخالفت او به آنجا رسید که شهربانی وقت دستور توقیف روزنامه را صادر و تمامی نسخههای آن را از سطح شهر جمعآوری کرد. وی در خانهاش به دست دوتن ناشناس هدف گلوله قرار گرفت و در بیمارستان شهربانی جان سپرد.
این شعر معروف بر سنگ قبرش حک شده است:
خاکم بهسر، ز غصه بهسر خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت، چه خاکی بهسر کنم؟
كه استقبالى است از غزل معروف حافظ با مطلع
عشقت نه سرسرىست كه از سر بهدر شود
مهرت نه عارضىست كه جاى دگر شود
@arayehha
عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست
تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
تا نشد رسوای عالم کس نشد استاد عشق
نیم رسوا عاشق، اندر فن خود استاد نیست
ای دل از حال من و بلبل چه می پرسی، برو
ما دو تن شوریده را کاری به جز فریاد نیست
قلب "عشقی" بین که چون سرتاسر ایران زمین
از جفای گلرخان یک گوشه اش آباد نیست
#میرزاده_عشقی
#۲۰آذر / #زادروز
@arayehha
درود بر همراهان گرامی کانال آرایههای ادبی
قابل توجه دوستانی که پیگیر شرح مثنوی معنوی هستند.چون ارسال ویس زمانبر است
لینک کتابخوانی معنوی تلگرام در اختیارتان گذاشته میشود تا به طور مستقیم از مطالب مفید این کانال خوب بهرهمند شوید💎
https://t.me/spiritual_mind/3808
@arayehha
هدایت شده از یک جرعه شعر🖊️
🍂🍂🍂༻🍁༺🍂🍂🍂
﷽
🍂 بیستم آذر؛ سالروز درگذشت آتش اصفهانی
گو به پروانه، که بر سوختنت، غره مشو
که شب هجر، من این کار، مکرر کردم...
#آتش_اصفهانی
*میرزا حسن اصفهانی؛ از شاعران و مرثیهسرایان بنام قرن چهاردهم (عصر مشروطه)، تخلصش در ابتدا "بینوا" و سپس "آتش" بود.
او تمایل به سبک هندی داشت و از "کلیم کاشانی" و "جناب صائب تبریزی" تاثیر پذیرفت.
آتش اصفهانی در بیستم آذر سال ۱۳۰۹ از دنیا رفت و مزارش در تخته فولاد اصفهان در تکیه فاضل سراب قرار دارد.
❉্᭄͜͡💚𝄞
@yekjoreyshaer. 🦋
✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾
═══♥️ℒℴνℯ♥️═══