❖﷽❖
#انبیاء_و_امام_حسین_علیه_السلام
📜و بالسند المتصل إلى العلامة المجلسي «ره» قال في البحار :و روى صاحب الدر الثمين في تفسير قوله تعالى:
✨فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ
أنه رأى ساق العرش و أسماء النبي و الأئمة عليهم السلام فلقنه جبرائيل عليه السلام قل: يا حميد بحق محمد، يا عالي بحق علي، يا فاطر بحق فاطمة، يا محسن بحق الحسن و الحسين و منك الإحسان، فلما ذكر الحسين عليه السلام سالت دموعه و انخشع قلبه و قال: يا أخي جبرئيل في ذكر الخامس ينكسر قلبي و تسيل عبرتي؟ قال جبرئيل: ولدك هذا يصاب بمصيبة تصغر عندها المصائب. فقال: يا أخي و ما هي؟ قال: يقتل عطشانا غريبا وحيدا فريدا ليس له ناصر و لا معين، و لو تراه يا آدم و هو يقول: وا عطشاه وا قلة ناصراه، حتى يحول العطش بينه و بين السماء كالدخان، فلم يجبه أحد إلا بالسيوف و شرب الحتوف، فيذبح ذبح الشاة من قفاه و ينهب رحله أعداؤه و تشهر رءوسهم هو و أنصاره في البلدان و معهم النسوان كذلك سبق في علم الواحد المنان. فبكى آدم و جبرئيل عليهما السلام بكاء الثكلى .
📝 به سند متصل به علاّمۀ مجلسى (ره) در «بحار» گفته كه: صاحب «درّ الثمين» در تفسير: ((آدم به كلماتى از طرف پروردگارش برخورد)) گفته است:
در ساق عرش نام پيغمبر و ائمه (ع) را ديد و جبرئيل به او ياد داد و گفت: يا حميد بحقّ محمد و يا عالى بحقّ علي و يا فاطر بحقّ فاطمه و يا محسن بحقّ الحسن و الحسين و منك الاحسان،
💦چون نام حسين را برد اشكهايش روان شد و دلش فرو ريخت و گفت: برادر جبرئيل در ذكر پنجمين، دلم شكست و اشكم روان شد؛
جبرئيل گفت: اين فرزندت به مصيبتى گرفتار شود كه مصيبتها در برابر آن كوچك باشد، گفت: اى برادر، آن چه باشد؟
گفت: تشنه و غريب و تنها و بىكس كشته شود، براى او ناصر و معين نيست و اگر ببينى او را اى آدم كه مىگويد: وا عطشاه! وا قلّة ناصراه! تا آنجا كه تشنگى چون دود ميان او و آسمان فاصله شود، كسى جوابش ندهد جز با شمشير و باران مرگ و چون گوسفند از قفا سرش بريده شود و دشمنانش خيمهگاهش را غارت كنند و سرهاى خود و يارانش را بر سر نيزهها در شهرها بگردانند و زنانش با آنها باشند؛ در علم خدا چنين گذشته است و آدم و جبرئيل چون زن عزیز مرده گريستند.
📚 نفس المهموم، در کربلا چه گذشت؟ ، صفحه 70
شیخ عباس قمی