#شب_جمعه مشغول مطالعه بودم،
به این دعا رسیدم:
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ لِلِه مِنْ اَوَّلِ الدُّنْیا إِلی فَنائِها
وَ مِنَ الآخِرَةِ إِلی بَقائِها
اَلْحَمْدُلِلهِ عَلی کُلِّ نِعْمَة
اَسْتَغْفِرُ الله مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ اَتُوبُ إِلَیْه
وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ
بعد از یک هفته مجدد خواستم
آنرا بخوانم که در حالت مکاشفه
از ملائکه ندایی شنیدم،که ما هنوز
از نوشتن ثواب قرائت قبلی فارغ
نشدهایم..!
•📚قصصالعلماء•
#علامهمجلسی
8.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در نمازهاتون، دعا برای امام زمان (عج) را فراموش نکنید...
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرج
═━⊰❀🌹❀⊱━
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فضیلت سوره واقعه در شب جمعه💓
✅حتما گوش بدید👌
#شب_جمعه
#سوره_واقعه
نماهنگ شب های جمعه.mp3
4.74M
شب های جمعه آخه چه
سری داره دلهامون میگیره
شب های جمعه مادر میاد
و کربلا بارون میگیره
#امام_حسین_من
#حسینیهپناه
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
صلی الله علیک یا اباعبدالله و رحمة الله وبرکاته
https://eitaa.com/arezoharam
💢از علامه طباطبایی پرسیدم:
دنیا چگونه است؟
ایشان پس از اندکی تأمل فرمودند:
امشب دنیا را میبینی!
من آن لحظه، سخن علامه را متوجه نشدم تا اینکه شب در عالم خواب خودم را در حال شنا کردن در رودخانهای مملو از آب در قم دیدم. آب رودخانه، کدر، و هنگام شنا در این رودخانه، هزاران ریسمان نازک و ضخیم به بدن من متصل شده بود. برای خروج از آب کدر رودخانه، باید تمام این ریسمانهای کوچک و بزرگ از بدن من بریده میشد در غیر اینصورت امکان بیرون آمدن از آب رودخانه وجود نداشت. در تکاپو و تقلای جدا کردن اتصالات بدنم بودم که از خواب پریدم.
صبح وقتی وارد درس علامه شدم، فرمودند:
آقا دیشب دنیا را دیدی؟!
گفتم: من خواب دیدم.
فرمودند: همان خواب، دنیا بود. دنیا همان آب کدرِ رودخانهای بود که در آن شنا کردی، باید آب تمیز را بجویی و باید ریسمانها را تک به تک از خودت دور کنی تا بتوانی از بند و حصار دنیا رهایی پیدا کنی!
مرحوم سعادتپرور تهرانی در تعبیر خواب گفتند:
علامه حقیقت دنیا را به شما نشان دادند، دنیا همین است. یک روز دلبستگی پیدا میکنی و روزی باید از همه این تعلقات رهایی یابی!
علامه طباطبایی از ریسمانهای دنیایی رها شده بود.
✅استاد فاطمی نيا (ره):
چرا گناهت را می آیی میگویی؟
✍خداوند اصلا نمیخواهد بنده اش گناهی راکه مرتکب شده است به کسی بگوید، بعضی ها می آیند به مردم میگویند که من یک وقتی فلان گناه را مرتکب شده ام!
چرا می آيي گناهت رامیگویی!؟ اگرگناهی کردی وپشیمانی، توبه کن! خداوند می بخشد. اصلا خدا دوست ندارد مومنین لکه دار شوند! شیوه ی خدا این است که همیشه زیبایی ها را ظاهر میکند؛
▫️از دعاهای خیلی عظیم القدر است که میفرماید : "یامن اظهرالجمیل و ستر القبیح"
ای خدایی که زیبا راظاهر میکنی و قبیح را میپوشانی
الان اگر ما در اجتماع آبرویی هم داریم ، برای این است که خداوند زیبایی های ما را ظاهر کرده است! اگر خداوند بدی های ما را ظاهر میکرد، آیا دیگر آبرویی داشتیم!؟
محمد حسین یوسف الهی
شهیدی که حاج قاسم وصیت کرده بود کنارش دفن بشه و همسایه همیشگی اش بشود
خاطره ای کوتاه از شهید:
بخاطر بارندگی زیاد،ماشین لندکروز وسط یک متر آب و گل گیر کرده بود هر چه هل میدادند،نمیتونستن آن را بیرون بیاورند . شاید حدود ۱۰ نفر از بچه ها با هم تلاش کردند اما موفق نشدند،حسین از راه رسید و گفت: این کار منه ، زحمت نکشید
همه ایستادند و نگاه کردند حسین با آرامی ماشین را از اونهمه آب و گل بیرون کشید.یکی از بچه ها گفت: تو دعا خوندی ! وگرنه امکان نداشت که ماشین بیرون بیاد
گفت: نه ،من فقط به ماشین گفتم برو بیرون
شهید حسین یوسف الهی مسلط به خیلی چیزها بود که بروز نمیداد و فقط گاهی اوقات چشمه ای از آن اقیانوس عظیم را نمایان میکرد ، آن هم جهت قوی شدن ایمان بچه ها . هر مشکلی بنظر میرسید، اونو حل میکرد، چهره بسیار باصفا،نورانی و زیبایی داشت
👈کارهایی که باعث شد در سن کم به درجه عرفانی والا برسد:
✅ از ۱۹ سالگی تا ۲۴ سالگی که شهید شد تمام سالها بغیر از ۴ روز حرام را روزه بود
✅ نماز شب خوان بود و دائما ذکر خدا میگ...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🟣 چه گناهی باعث میشود خداوند نعمتهایش را از ما بگیرد؟
🎙آیتالله مجتهدی (ره)
شهید"سید مجتبی علمدار"و انگشتری که حضرت زهرا بازگرداند
📌با سید رفته بودیم حمام عمومی. سید انگشترهای دستش را کنار حوض گذاشت. انگشترش را آب برد داخل چاه.خیلی ناراحت شد.به شوخی به سید گفتم: تو نباید به مال دنیا دلبسته باشی.
🔸گفت: «راست میگی ولی این هدیهٔ همسرم بود؛ خانمی که ذریهٔ حضرتزهرا (س) است. اگر بفهمد بد می شود.» روز بعد به همراه سید راهی مازندران شدیم.
🔹دو روز مرخصی تمام شد.راهی تهران شدیم.نگاهم به دست سید افتاد. خواب از چشمانم پرید با تعجب گفتم: «سید این همون انگشتره!گفت آروم باش. خودم دیدم انگشتر به داخل فاضلاب حمام افتاد. حالا همان انگشتر در دست سید بود.
▪️با تعجب گفتم تو رو خدا بگو چی شده؟ اما سید حرفی نمی زد و بحث را عوض می کرد سید را حق مادرش قسم دادم. گفت چیزی را که می گویم تا زنده ام جایی نقل نکن و حتی اگه تونستی بعد از من هم به کسی نگو چون تو را به خرافه گویی متهم می کنند.
▫️سید گفت: «من آن شب به خانه رفتم. مراقب بودم همسرم دستم را نبیند. قبل از خواب به مادرم متوسل شدم. گفتم مادر جان بیا و آبروی من را بخر. بعدش طبق معمول سوره واقعه را خواندم و خوابیدم.
🔻نیمه شب بود که برای نمازشب بیدار شدم. مفاتیح من بالای سرم بود. مسواک و انگشترم روی مفاتیح بود. رفتم سمت مفاتیح تا انگشترم را دستم کنم.با تعجب دیدم همان انگشتری که در حمام گم شده بود روی مفاتیح قرار داشت.نمی دانی چه حالی داشتم.»
#شهیدسیدمجتبیعلمدار