دیروز بعد مدرسه رفتم حرم
بهم زنگ زدن گفتن قراره عصر بریم بیرون و من اینطوری بودم که تنهایی ؟ خب خوش نمیگذره که
وقتی اومدم خونه خیلی یهویی مامانم رو با کیک دم در ورودی دیدم و ذوق فراوان🥺♥️
جداً غافلگیر شدم🥺✨
خدا درمورد من اینطوریه که:
تو فقط یکی رو پیدا کن که بودن پیشش حالت رو خوب کنه تا بلافاصله ازت دورش کنم
احساس میکنم این ماجرا قراره انقدر ادامه داشته باشه که من یاد بگیرم هیچ کس جز خود خدا نمیتونه حالم رو خوب کنه:)