آرزو
https://daigo.ir/secret/2187294252 یه گپ زدنمون نشه؟ پ.ن: مثلا میخوام اون چیز های خوشگلی که دوخته
مرسی ازتون🙃
واقعا از حجم همدلی کردنتون متشکرم♥️
هم اکنون خیلی خیلی اتفاقی یادم افتاد که الان در بیست و سوم محرم هستیم
یعنی از تولد قمری من دو روز گذشته:/
دارم به این فکر میکنم که حالا من تولدم رو فراموش کردم چه معنی داره که همه فراموش کنن
البته توقع کیک و کادو و تبریک ندارما (چون خودم درک میکنم که توی محرمه)
اما حد اقل یکی میومد میگفت عا امروز تولدته:/
پ.ن: خودم میدونم پرتوقعم نیاز نیست بگین😂🤦🏼♀
امیرالمومنین علیه السلام :
در تعجبم از کسی که گمشده ی خود را میجوید
اما خویشتن را گم کرده و آن را نمیجوید
خب سال جدید شروع شده. سالی که قراره بشه یکی از مهم ترین سالهای زندگیم. از امسال قرار زندگی من عوض بشه. حالا چطور؟ میگم براتون...
برمیگردیم به سال های قبل:
♦️من فاطمه ای بودم که خیلی خیلی وابسته به مامانش بود .
♦️فاطمه ای که بدون اینکه از مامانش بپرسه آب هم نمیخورد. ( و البته مامانش هم اذیت میشد)
♦️ فاطمه ای که دوست داشت همیشه اونطوری باشه که بقیه دوست دارن .
♦️دوست داشت همه رو هم زمان از خودش راضی نگه داره و از اینکه این مسئله امکانپذیر نبود خیلی اذیت میشد.
ولی با شروع امسال زندگی من رو توی راهی انداخت که دیگه نیاز نبود (و یا شاید نمیتونستم) اون فاطمه باشم.🙃
البته من اول اصلاً دوست نداشتم توی راهی که زندگی میخواد باشم و به خاطر همین خیلی اذیت شدم.😔
اما کم کم با زندگیم همراه شدم و این همراهی برام لذت بخش شد. 😉
و این همراهی به این معنی بود که من باید خونه پدربزرگم زندگی می کردم و دیگه نمی تونستم به مامانم وابسته باشم و این یعنی ساخت یه فاطمه جدید که مستقل است.
و برنامه من برای سال جدید ساخت همین آدمه .😄
🔹فاطمه ای که با اینکه برای نظر دیگران احترام قائل هست اما نظرات خودشو داره .
🔹فاطمه ای که دوست داره دیگران ازش راضی باشن اما نه به هر قیمتی.
🔹فاطمه ای که از این که توی جمعی بدون مامانش هست احساس ناراحتی نداره.
🔹فاطمه ای که مامانش رو خیلی دوست داره و این دوست داشتن موجب وابستگی به مامانش نمیشه.
_دلم براش تنگ شده
+بهش پیام بده
_چی بگم بهش
+بگو دلت براش تنگ شده
_نمیخوام بفهمه
+بگو میخوام احوالتو بپرسم
_تازگی احوالشو پرسیدم
+دوباره بپرس
_میترسم زیاد پیام بدم خسته بشه
+خب پیام نده
_اما دلم براش تنگ شده
+پس پیام بده
_چی بگم بهش...
پ.ن: نمونه بارز خودرگیری:)))
امام سجاد عليه السلام:
خوشنودى به قضاى ناخوشايند الهى
عالى ترين پايه هاى ايمان و يقين است
دیروز وقتی بر سر مزار یکی از عزیزانم رفته بودم کمی اون طرف تر داشتند فردی رو به خاک میسپردن
در یک آن تمام بدنم لرزید یادم افتاد که سرانجام این بدن من هم همین هست
شاید زود شاید دیر اما آخرش همینه
توی همین فکر ها بودم که نگاهم به قبری که کنارش نشسته بودم افتاد
دختری که توی نوزده سالگی فوت کرده بود
با خودم گفتم اگه من جای اون بودم چی
اما من کلی هدف دارم کلی برای خودم برنامه ریختم حداقل تا بیست و پنج سالگیم برنامه دارم
فکر کردن به این که ممکنه مرگ من خیلی نزدیک تر از چیزی باشه که من فکر میکنم باعث شد متوجه بشم اونجور که باید زندگی نمیکنم
متوجه شدم هدف گذاری هام درست نبوده
هدف اصلی از این زندگی موفقیت در درس و شغل و معیشت نیست البته این هدف ها خوبه در صورتی که باعث نشه هدف اصلی رو فراموش کنیم
هدف اصلی مربوط به بعد از مرگه
این که الان چطور زندگی کنیم که اونجا سرافراز باشیم...