eitaa logo
حوزه هنری فارس
1.1هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
694 ویدیو
28 فایل
اطلاع‌رسانی رویداد‌های فرهنگی هنری استان فارس شیراز، چهارراه خیرات، جنب سینما شیراز 📍 ☎️ ۰۷۱- ۳۲۳۴۹۱۷۳ ارتباط با ما: @chamran38 https://ble.ir/artfars https://eitaa.com/artfars https://fars.hozehonari.ir https://instagram.com/artfars1
مشاهده در ایتا
دانلود
سه قسم جلاله گفت پدر یک خط قرمز داشته. چیزی که واقعا او را عصبانی می‌کرده... به این‌جای صحبت که رسید، مکث کرد. چند ثانیه بعد گفت :«اگر بخواهید می‌روم قرآن را می‌آورم و سه قسم جلاله را می‌خورم!» ادامه داد خط قرمز پدر، ناامیدی بود.
﷽ 🔻سه قسمِ جلاله _اگر بخواهید می‌روم قرآن را می‌آورم و سه قسم جلاله را می‌خورم! صحبت‌هایش که به این‌جا رسید، سرم را خیلی آوردم بالا.گوشم را خیلی تیز کردم.می‌خواستم ببینم چه می‌گوید. جوان ۲۷ ساله‌ای با یک لباس کرمی سربازی ایستاده بود و برای ما صحبت می‌کرد. فرزند شهید بود.گفت که علوم سیاسی خوانده و با پدرش تعداد دفعات زیادی بحث و گفت‌و‌گو داشته. گفت پدر خیلی میهمان‌نواز بوده و اگر کاروان‌خودرویی ما که هفتاد نفر می‌شدیم را دعوت نمی‌کردند به داخل منزل،پدر دلگیر می‌شد. گفت مادر و خواهر و برادرهایش نمی‌دانستند پدر دقیقا چه سمتی داشته. گفت از این‌که ۲۷ سال با شهید زندگی کرده اما او را نشناخته، حسرت می‌خورد. گفت این حسرت برایش ابدی ست. گفت پدر یک خط قرمز داشته.چیزی که واقعا او را عصبانی می‌کرده... به این‌جای صحبت که رسید، مکث کرد. چند ثانیه بعد گفت :«اگر بخواهید می‌روم قرآن را می‌آورم و سه قسم جلاله را می‌خورم!» ادامه داد *خط قرمز پدر، ناامیدی بود.* اگر جایی «نمی‌توانیم» و «نمی‌شد» را می‌شنوید،عصبانی می‌شد. و خیلی جدی وارد گفت‌و‌گو می‌شد. گفت پدر حتی بعد از جنگ دوازده‌روزه، یک ثانیه مأیوس نشد. گفت یکبار به پدر عتاب کرده که دقیقا چه می‌کنید؟! جان آقا در خطر است و دشمن در کمین! پدر اما با آرامش جواب داده حتی اگر تمام سرداران، فرماندهان، بسیجی‌ها و سربازها شهید شوند، این مردم ذره‌ای از خاک‌شان را به دشمن نمی‌دهند. گفت پدر‌ این روزهای بعثت مردم را می‌دید. او کمی از گفته‌های پدرش را گفت. ما هم کمی شنیدیم. مطمئنم ناگفته‌ها خیلی بیشتر از گفته‌هاست. ما منزل شهید اسدی،معاون اطلاعات ستاد کل نیروهای مسلح بودیم. 🌐https://farsnews.ir/ravadar/1776063655721036609 🌐http://ble.ir/tarid_tamame_man ✍️روزنگار به روایت ~~~~~~~~~~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://farsnews.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
گذشته‌ایم همه بی‌دریغ از جان‌ها که مستجاب شود چله‌ی خیابان‌ها 📍 شاعر: ریحانه ابراهیم‌زادگان 📸 عکاس: هاشم عرفان‌منش 📲 با ما همراه باشید : سایت | بله | ایتا | آپارات‌
روادار-شماره سی‌وشش.pdf
حجم: 1.9M
📝بولتن روایی‌خبری «روادار»؛ برای این روزهای ایران. 🕔هر روز ساعت ۱۷ 📌شماره سی‌وششم ۲۴/فروردین/۱۴۰۵ ~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس ‌ 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
هدایت شده از پردیس سینمایی تارخ
💢 رویداد: سووَشون ۴ (مهمان هشتم) عصرهای روایتِ خونِ جوانانِ وطن 🔸مهمان: ● خانواده محترم شهید الهام زائری ● مرثیه سرایی دکتر محمدمهدی سیار 🎙میزبان: سید میلاد دانشور 📆 زمان: چهارشنبه ۲۶ فروردین ماه ⏰ ساعت ۱۶:۳۰ 📍مکان: پردیس سینمایی امین تارخ، تماشاخانه سرو 💠 پردیس سینمایی تارخ 💠 دفتر روایت حوزه هنری فارس 💠 باشگاه امید @Tarokh_cineplex
بزودی ایران‌نمیبازه 🇮🇷 🎤 با نوای : بهنام زارع _ حسن دهقان ✏️ شاعر : حسن دهقان 📍 تنظیم : حسن فاطمی نیا امشب ساعت ۲۰:۰۰ از شبکه های سیما و پلتفرم های داخلی به همت حوزه هنری انقلاب اسلامی استان فارس و جامعه ایمانی مشعر استان فارس @artfars
هدایت شده از پردیس سینمایی تارخ
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید | تیزر سووَشون ۴ (مهمان هشتم) ▪️خانواده محترم شهید الهام زائری ▪️مرثیه سرایی دکتر محمدمهدی سیار 🎙میزبان: سید میلاد دانشور 📆 چهارشنبه ۲۶ فروردین ماه ⏰ ساعت ۱۶:۳۰ 📍پردیس سینمایی امین تارخ، تماشاخانه سرو @Tarokh_cineplex
29.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نماهنگ 🎤 با نوای : بهنام زارع _ حسن دهقان ✏️ شاعر : حسن دهقان 📍 تنظیم : حسن فاطمی نیا تهیه شده در : آنترو تی وی 🔸لینک دریافت فایل با کیفیت https://my.uupload.ir/dl/eyx5rzmD @artfars
شانه به شانه حیاطِ حرم سید علاءالدین حسین پر از دانه‌های ریز باران شده. تابوت حاج‌آقا محسنِ شهید پیش چشمانِ همسرش روی دستانِ آدم‌ها تکان می‌خورد...
﷽ 🔻 شانه به شانه 🔸سال نود و هفت بود که مهرِ برادرزادهٔ شهید اسکندری افتاده بود وسط آیینهٔ قلبت. بیگانه نبودی با شهید، تو را به‌خاطر سفرهای همیشگی‌ات به سوریه می‌شناخت و چه کسی بهتر از همسر شهید تا شما دو تا را وصلِ هم کند، شاید برای یک ابد زندگی. اسفندِ همانْ سال زیر نور زعفرانیِ گنبد حضرتِ رضا عقد شما جاری شد؛ همان‌جا بود که تصمیم گرفتی حرف اول را آخر بزنی. میانِ نمِ بارانی که پیچیده بود دم رَواق، گوشهٔ چادر نوعروست را بالا گرفتی، دستش را محکم میانِ انگشتان مردانه‌ات قبض کردی که: «اگر شما همه‌جا همراهیم نکنی، نمی‌تونم خیلی از کارهای بزرگ رو انجام بدم...» و دخترِ جوان هم چشمش برق زده و دلش هُری ریخته بود که: «منو از چی می‌ترسونی؟ هرجا باشی من شونه به شونه‌ت میام آقا محسن...» 🔸باد تیز و برّندهٔ اسفندِ چهارصد و پنج روی پوستِ تکیدهٔ برادرزادهٔ شهید اسکندری خط می‌اندازد. جای اشک‌های مداوم روی صورتش می‌سوزد. حیاطِ حرم سید علاءالدین حسین پر از دانه‌های ریز باران شده. تابوت حاج‌آقا محسنِ شهید پیش چشمانِ همسرش روی دستانِ آدم‌ها تکان می‌خورد و همراهش قلب‌ او. باید تا گلزار شهدا سوار ماشین بشود ولی که یک لحظه خشکش می‌زند؛ چقدر این صحنه‌ها آشناست. درِ باز شدهٔ ماشین را رها می‌کند و با قدم‌های بلند سمتِ حاج‌آقا محسن بال می‌زند و درست کنار تابوتش فرود می‌آید؛ تمام مسیر به عکس حاج‌آقا روی تابوت خیره‌ است:« دیدی هر جا بودی شونه به شونه‌ت اومدم؟!...» ✍🏻روزنگار ؛ روایت از شهید محسن فتاحی به نقل از همسر شهید 🌐https://farsnews.ir/ravadar/1776247690557519761 🌐https://ble.ir/mohajer128 🌐https://eitaa.com/mohajerr128 ~~~~~~~~~~~~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://farsnews.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
حوزه هنری فارس
گذشته‌ایم همه بی‌دریغ از جان‌ها که مستجاب شود چله‌ی خیابان‌ها 📍 شاعر: ریحانه ابراهیم‌زادگان 📸 عکا
💔چهل شب است که پرچم به دست در میدان به یاد مشت گره کرده‌ات علمداریم.... 📍 شاعر: محمدطه مومنی 📸 عکاس: هاشم عرفان‌منش 📲 با ما همراه باشید : سایت | بله | ایتا | آپارات‌