eitaa logo
حوزه هنری فارس
1.1هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
694 ویدیو
28 فایل
اطلاع‌رسانی رویداد‌های فرهنگی هنری استان فارس شیراز، چهارراه خیرات، جنب سینما شیراز 📍 ☎️ ۰۷۱- ۳۲۳۴۹۱۷۳ ارتباط با ما: @chamran38 https://ble.ir/artfars https://eitaa.com/artfars https://fars.hozehonari.ir https://instagram.com/artfars1
مشاهده در ایتا
دانلود
بزودی ایران‌نمیبازه 🇮🇷 🎤 با نوای : بهنام زارع _ حسن دهقان ✏️ شاعر : حسن دهقان 📍 تنظیم : حسن فاطمی نیا امشب ساعت ۲۰:۰۰ از شبکه های سیما و پلتفرم های داخلی به همت حوزه هنری انقلاب اسلامی استان فارس و جامعه ایمانی مشعر استان فارس @artfars
هدایت شده از پردیس سینمایی تارخ
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید | تیزر سووَشون ۴ (مهمان هشتم) ▪️خانواده محترم شهید الهام زائری ▪️مرثیه سرایی دکتر محمدمهدی سیار 🎙میزبان: سید میلاد دانشور 📆 چهارشنبه ۲۶ فروردین ماه ⏰ ساعت ۱۶:۳۰ 📍پردیس سینمایی امین تارخ، تماشاخانه سرو @Tarokh_cineplex
29.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نماهنگ 🎤 با نوای : بهنام زارع _ حسن دهقان ✏️ شاعر : حسن دهقان 📍 تنظیم : حسن فاطمی نیا تهیه شده در : آنترو تی وی 🔸لینک دریافت فایل با کیفیت https://my.uupload.ir/dl/eyx5rzmD @artfars
شانه به شانه حیاطِ حرم سید علاءالدین حسین پر از دانه‌های ریز باران شده. تابوت حاج‌آقا محسنِ شهید پیش چشمانِ همسرش روی دستانِ آدم‌ها تکان می‌خورد...
﷽ 🔻 شانه به شانه 🔸سال نود و هفت بود که مهرِ برادرزادهٔ شهید اسکندری افتاده بود وسط آیینهٔ قلبت. بیگانه نبودی با شهید، تو را به‌خاطر سفرهای همیشگی‌ات به سوریه می‌شناخت و چه کسی بهتر از همسر شهید تا شما دو تا را وصلِ هم کند، شاید برای یک ابد زندگی. اسفندِ همانْ سال زیر نور زعفرانیِ گنبد حضرتِ رضا عقد شما جاری شد؛ همان‌جا بود که تصمیم گرفتی حرف اول را آخر بزنی. میانِ نمِ بارانی که پیچیده بود دم رَواق، گوشهٔ چادر نوعروست را بالا گرفتی، دستش را محکم میانِ انگشتان مردانه‌ات قبض کردی که: «اگر شما همه‌جا همراهیم نکنی، نمی‌تونم خیلی از کارهای بزرگ رو انجام بدم...» و دخترِ جوان هم چشمش برق زده و دلش هُری ریخته بود که: «منو از چی می‌ترسونی؟ هرجا باشی من شونه به شونه‌ت میام آقا محسن...» 🔸باد تیز و برّندهٔ اسفندِ چهارصد و پنج روی پوستِ تکیدهٔ برادرزادهٔ شهید اسکندری خط می‌اندازد. جای اشک‌های مداوم روی صورتش می‌سوزد. حیاطِ حرم سید علاءالدین حسین پر از دانه‌های ریز باران شده. تابوت حاج‌آقا محسنِ شهید پیش چشمانِ همسرش روی دستانِ آدم‌ها تکان می‌خورد و همراهش قلب‌ او. باید تا گلزار شهدا سوار ماشین بشود ولی که یک لحظه خشکش می‌زند؛ چقدر این صحنه‌ها آشناست. درِ باز شدهٔ ماشین را رها می‌کند و با قدم‌های بلند سمتِ حاج‌آقا محسن بال می‌زند و درست کنار تابوتش فرود می‌آید؛ تمام مسیر به عکس حاج‌آقا روی تابوت خیره‌ است:« دیدی هر جا بودی شونه به شونه‌ت اومدم؟!...» ✍🏻روزنگار ؛ روایت از شهید محسن فتاحی به نقل از همسر شهید 🌐https://farsnews.ir/ravadar/1776247690557519761 🌐https://ble.ir/mohajer128 🌐https://eitaa.com/mohajerr128 ~~~~~~~~~~~~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://farsnews.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
حوزه هنری فارس
گذشته‌ایم همه بی‌دریغ از جان‌ها که مستجاب شود چله‌ی خیابان‌ها 📍 شاعر: ریحانه ابراهیم‌زادگان 📸 عکا
💔چهل شب است که پرچم به دست در میدان به یاد مشت گره کرده‌ات علمداریم.... 📍 شاعر: محمدطه مومنی 📸 عکاس: هاشم عرفان‌منش 📲 با ما همراه باشید : سایت | بله | ایتا | آپارات‌
نان روزهای جنگ اهالی روستا برای بچه‌های مستقر در جبهه و پای لانچرها نان می‌پختند؛ نان تیری. خانم‌ها با عشق و شوخی و خنده و با دعا و سلام و صلوات هم خستگی درمی‌کردند، هم عشق را وارد خمیر و نان می‌کردند.
﷽ 🔻 نان روزهای جنگ 🔸چهل روز از جنگ گذشت، خبری از کمیابی و کم آبی و احتکار و هر چیز دیگری که فکرش را بکنیم، که شاید در گذر این روزها کمی سختمان بشود نیست. غم دوری و از دست دادن عزیزانمان هست، اما به قول بچه های دفتر روایت آستین به دندان گرفته‌ایم که صدایمان را اجنبی نشنود. 🔸چند سال پیش که کتاب نان سالهای جنگ را می‌خواندم، با خواندنش پرت می‌شدی به دفاع مقدس هشت‌ساله، زمانی که زنان و دختران آن سر ایران برای مردان این سر ایران نان می‌پختند، بسته بندی می کردند و با سلام و صلوات بدرقه می‌کردند، تا به دست دلاورمردانشان برسد. شاید هم بعضی‌ها کسی را در جبهه نداشتند، اما احساس دین می کردند و می‌خواستند دینشان را به جبهه‌ها ادا کنند. 🔸امروز در روستای مادریم، بهجان بودم. برای دیدن بچه هایم، که 32 روز می‌شد مهمان خانه پدربزرگ و مادربزرگ بودند. شنیدم اهالی روستا داوطلب شده‌اند و برای بچه‌های مستقر در جبهه و پای لانچرها نان می‌پزند. نان تیری. سراغشان رفتم. پخت این نان هنوز به حالت سنتی انجام می‌شود و بعد از یکی دو ساعت واقعاً نانوا را از پا درمی‌آورد. اما خانم‌ها با عشق و شوخی و خنده و با دعا و سلام و صلوات هم خستگی درمی‌کردند، هم عشق را وارد خمیر و نان می‌کردند. 🔸سنشان را که جمع و تفریق می‌کردی زمان جنگ تحمیلی یا کودک نوپا بودند یا حداکثر دوازده‌سیزده‌ساله. اما انگار الان به جبران آن نبودن‌ها در میدان، می‌خواستند جبران کنند. مطمئنم مزه این نان فرق دارد. این نان قوت می‌دهد، شجاعت می‌دهد و کلاً حال‌خوب‌کن است. 📌پی‌نوشت‌: روستای بهجان از توابع شهرستان جهرم است. ✍️روزنگار ؛ به روایت 🌐https://farsnews.ir/ravadar/1776177287064367665 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://farsnews.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
هدایت شده از حوزه هنری بوشهر
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید| نماهنگ «شَروه‌های تنگسیری» 🌅 به دین ما خدا رو هرکه بنده‌ست اگه جونم ببازه باز برندَه‌ست رجز می‌خونه خونِ تو هنوزم: حرومی‌ها! «خلیج فارس زنده‌ست» 🎙خواننده: حسین کشتکار - ساسان نوذری 📝 شاعر: میلاد عرفان پور 🎼 آهنگساز : ساسان نوذری 🔖 تولیدِ 📲 با حوزه هنری بوشهر همراه باشید: [سایت] | [مرکز روایت] | [بله] | [ایتا]
حوزه هنری فارس
💔چهل شب است که پرچم به دست در میدان به یاد مشت گره کرده‌ات علمداریم.... 📍 شاعر: محمدطه مومنی 📸 عکا
🌱 دو رباعی تازه از رضا علی اکبری ای شعرتر ای ترانه خیس وطن عالم همه "تن" دیس وتو"سر" دیس وطن برپوست سرد ِدفترت ای شاعر باجوهرِخونِ گرم بنویس: وطن *** زیبای هزارپاره برمی خیزی ای زخمی ِخوش قواره برمی خیزی هرچند که خردوخسته وتاشده ای ایران! ایران! دوباره برمی خیزی 📍 شاعر: رضا علی اکبری 📸 عکاس: هاشم عرفان‌منش 📲 با ما همراه باشید : سایت | بله | ایتا | آپارات‌
هدایت شده از پردیس سینمایی تارخ
📸 آلبوم تصاویر | عصر روایت سووَشون ۴ (مهمان هشتم) ▪️خانواده محترم شهید الهام زائری ▪️مرثیه سرایی دکتر محمدمهدی سیار 🎙میزبان: سید میلاد دانشور 📆 چهارشنبه ۲۶ فروردین ماه @Tarokh_cineplex