eitaa logo
حوزه هنری فارس
1.1هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
694 ویدیو
28 فایل
اطلاع‌رسانی رویداد‌های فرهنگی هنری استان فارس شیراز، چهارراه خیرات، جنب سینما شیراز 📍 ☎️ ۰۷۱- ۳۲۳۴۹۱۷۳ ارتباط با ما: @chamran38 https://ble.ir/artfars https://eitaa.com/artfars https://fars.hozehonari.ir https://instagram.com/artfars1
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از KHAMENEI.IR
❤️ وصف بی‌مثال شیراز 🌷 بهترین نقطه‌ی تلفیق دین و هنر و حماسه 🎨پوستر جدید KHAMENEI.IR به مناسبت پانزدهم اردیبهشت، روز شیراز 💬 رهبر شهید انقلاب: یکی از امتیازات تمدّنی کشور عزیز ما که همیشه باید مورد توجّه قرار بگیرد، این است که توانسته دین را و حماسه را و هنر را با هم تلفیق کند. ✏️ اگر حمل بر مبالغه نشود، من عرض میکنم شاید بهترین نقطه‌ای از کشور ما که این سه عنصرِ تلفیق‌شده و ترکیب‌شده در آن بوضوح مشاهده میشود، فارس و شیراز است. شیراز جایی است که این سه عنصر، در‌هم‌تنیده خودشان را نشان میدهند؛ با همدیگر همراهند و شریکند. ۱۴۰۳/۰۸/۰۲ 📥 نسخه قابل چاپ | افقی | استوری 💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از  جهاد فرهنگی شیراز
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽«دیدار آشنا» 🔹بازسازی سفر ۹ روزه رهبر شهید انقلاب به استان فارس 🗓١١تا١٩ اردیبهشت ۱۳۸۷ «کانون فرهنگی تبلیغی سرو مدیا»
هدایت شده از پردیس سینمایی تارخ
💢 رویداد: سووَشون (مهمان دهم) عصرهای روایتِ خونِ جوانانِ وطن 🔸مهمان: ● خانواده محترم شهید رحمان رضایی ● شعرخوانی آقای ایوب پرندآور 🎙میزبان: سید میلاد دانشور 📆 چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ماه ⏰ ساعت ۱۷ 📍پردیس سینمایی امین تارخ، تماشاخانه سرو 💠 حوزه هنری انقلاب اسلامی فارس 💠 پردیس سینمایی امین تارخ 🔹با همراهی: ▪️بنیاد شهید و امور ایثارگران استان فارس ▪️سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری شیراز ▪️هیئت لثارات الحسین (ع) شیراز @Tarokh_cineplex
✅دفتر روایت حوزه هنری برگزار می‌کند: 🔰کـــــــــارگاه آمـــــــــوزشـــــــــی عـــــــــکـــــــــاســـــــــی با تـــــــــلـــــــــفـــــــــن هـــــــــمـــــــــراه چگونه با عکس روایتگری کنیم ⁉️این کارگاه برای چه کسانی است؟ 💯اگر روایت‌نویس یا نویسنده باشید، شما مخاطب اصلی این کارگاهید؛ ◀️ چون قراره نگاه و فلسفه‌ی لزوم عکس‌برداری برای یه قلم به دست رو به چالش بکشیم، ◀️جزئیات و ایده‌های کمک‌کننده برای یه عکاسی خلاق رو به قدر نیازمون یاد بگیریم، ◀️کمی از تئوری‌های عکاسی و اصول و قواعد کلی اون بدونیم، ◀️ از دست عکس‌های کج، ساده و ایستا خلاص بشیم ◀️ و ضرباهنگ و ریتم عکس‌های چشم‌نواز رو با هم بررسی کنیم. ⏪ همه‌ی اینا قراره با یه گوشیِ ساده انجام بشه ولی در بالاترین نمره‌ای که قراره به دست بیاریم 😊 ✅ مدرس: سرکار خانم فاطمه رحیمی، چهره سال بخش روایت هنر انقلاب اسلامی فارس ⏰ زمان پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵، ساعت ۹ الی ۱۲ 📍مکان: چهارراه خیرات، حوزه هنری استان فارس 📌 هزینه ۲۰۰هزار تومان اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام: ۰۹۱۷۱۲۰۰۸۶۴
حوزه هنری فارس
📍 واکنش هنرمند کارتونیست «احمدرضا سهرابی» به تجاوز آمریکایی-صهیونی به خاک «وطن» 📲 با ما همراه باشید
بسوز ای سعی باطل! پرچم ایران نمی‌سوزد نمی‌دانی مگر در شعله‌ها ایمان نمی‌سوزد... 📍واکنش هنرمند گرافیست «سارا نجفی» به تجاوز آمریکایی-صهیونی به خاک «وطن» 📲 با ما همراه باشید : سایت | بله | ایتا | آپارات
هدایت شده از آنترو TV
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥 بوم بوم - اژدر با زهپاد ایرانی آشنا بشید 👇🏻ما را در آنترو TV دنبال کنید 👇🏻 ایتا / بله/ آپارات / روبیکا
شیراز میزبان کارگاه تخصصی «وطن پارسی» شد 🔹دوره حرفه‌ای کارگاه‌های زبان و ادب فارسی با عنوان «» روزهای ۲۳ و ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ به میزبانی در شیراز برگزار می‌شود. 🔸این رویداد چهره‌هایی چون یوسفعلی میرشکاک با موضوع «زبان فارسی از خراسان تا فارس»، ناصر فیض با عنوان «فارسی، زبان پایداری»، قربان ولیئی با مبحث «گونه‌شناسی زبان و جهان عرفانی سعدی» و زهیر توکلی با موضوع «نقش زبان فارسی در استمرار هویت ایرانی» در این کارگاه به ارائه مباحث تخصصی خواهند پرداخت. 🔹علاقه‌مندان می‌توانند تا ۲۰ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ برای شرکت در این کارگاه و دریافت گواهی حضور، از طریق این نشانی ثبت‌نام کنند. 🆔 @hozehonari_ir
آتش آن روز به سردار مصیب بختیاری، زنگ زدم و کلی سفارش حمید رو بهش کردم. گفت خیالت راحت! وقتی بچه‌ها رو پیدا می‌کنن همه اون ۱۹ نفر تو همون حالت سوخته بودن. چیزی از پیکرا باقی نمونده بود. تنها پیکری که بیشتر از بقیه سوخته بود، پیکر شهید مصیب بختیاری بود که آخرین لحظه خودش رو انداخته بود روی بچه‌ها.
﷽ 🔻 آتش آن روز 🔸_آقا حمید مجرد بود! ما چند مدت قبل از شروع جنگ رفتیم خواستگاری. همه چیز خوب پیش رفت و قرار شد پنجم عید مراسم عقدشون رو برگزار کنیم. علی، برادر حمید نیم نگاهی به مادر می‌اندازد و دوباره رو به مجری می‌کند: _ نُه اسفند که به بچه ها خبر می‌رسه و فراخوان میدن، حمید تند تند شروع میکنه به جمع کردن وسایلش. توی مدت زمان کمی آمادهٔ رفتن میشه. مادر می‌گوید وقتی توی حیاط از هم خداحافظی کردیم، چند قدمی که رفت سمت در، یک دفعه ایستاد. دوباره برگشت. رسید به من و محکم منو تو آغوش گرفت. 🔸نمی‌دانم. شاید علی هم دلتنگِ آغوش برادر شد که یکهو بغض کرد و ساکت شد. میکروفون را پایین گرفت. اشک هایش را پاک کرد و دوباره ادامه داد: _ مادرم تعریف می‌کنن که چند ثانیه محکم من رو تو آغوشش گرفته بود. بعد منو از خودش جدا کرد و یک دفعه گفت: "مامان من فکر می‌کنم این سفر، سفرِ آخر من باشه." علی باز بغض کرد. اما ساکت نشد. با همان لرزش صدا ادامه داد: _مادر بهش گفته اینجوری نگو حمید! من میخوام وقتی برگشتی برات عروسی بگیرم. این حرفارو نزن. ولی حمید گفته نه مامان. این سفر آخر منه‌. برو یه تیکه کاغذ برام بیار میخوام وصیت کنم. 🔸مردِ جلویی ام، دستش را روی چشمهایش می‌گذارد و شانه‌هایش می‌لرزد. آنقدر گریه‌اش طولانی می‌شود که حس می‌کنم از یک جایی به بعد برای خودش گریه کرد. _من به فرمانده نیرو دریایی که تو این اعزام همراهشون بود و می‌شناختمشون، سردار مصیب بختیاری، زنگ زدم و کلی سفارش حمید رو بهش کردم. گفتم مراقب این داداش ما باش و هواشو داشته باش. ایشون هم گفتن خیالت راحت. حواسم بهش هست. بعد از شهادتشون بهم ثابت شد که سردار به قولی که به من داد عمل کرد‌. 🔸باز نگاهم می‌رود سمت نمایشگر و عکس حمید. میکروفون دست گرفته و مداحی می‌کند. چشم می‌گردانم توی سالن. نگاهم گره می‌خورد به کتیبهٔ بزرگ هیئت عشاق الزهرا (س). بچه های هیئت هم آمده اند. یادم می‌افتد به صحبت های برادرش که اول مراسم، با بغض گفت: حمید خیلی صدای خوبی داشت. 🔸_اون روز بچه ها توی سازه امنی که ساخته بودن برای مواقع خاص، پناه گرفته بودن. ۱۹ نفر بودن. ۱۹ تا از بچه های نیرو دریایی. آتیش دشمن، سازه رو هدف میگیره. سه تا موشک اصابت میکنه به ابتدا و انتها و میانه‌ی سازه. بچه ها از هر طرفی که می‌خواستن فرار کنن نمی‌شده. از همه طرف آتیش به سمتشون می‌اومده. 🔸به اینجای روایت که می‌رسد، ساکت می‌شود. انگار که می‌خواهد سخت ترین جملات عمرش را به زبان بیاورد. کمی روی صندلی جا به جا می‌شود. دستی روی صورتش می‌کشد و دوباره میکروفون را به دهانش نزدیک می‌کند و به سختی و بریده بریده جملات را به زبان می‌آورد: _وقتی بچه‌ها هیچ راهی نمی‌بینن، یه جا جمع می‌شن. حلقه می‌زنن. هر ۱۹ نفرشون دست میندازن دور گردن همدیگه و می‌شینن. یه پتو پیدا می‌کنن. میندازن روی خودشون برای اینکه شدت آتیش کمتر اذیتشون کنه. 🔸به گریه می‌افتد. نه تنها او که همه سالن به گریه می افتند. هیچ کس ساکت نیست. انگار که آتشِ آن روز، تا اینجا زبانه کشیده و به دل‌های همه ما رسوخ کرده. _وقتی بچه هارو پیدا می‌کنن همه اون ۱۹ نفر تو همون حالت سوخته بودن. چیزی از پیکرا باقی نمونده بود. تنها پیکری که بیشتر از بقیه سوخته بود، پیکر شهید مصیب بختیاری بود که آخرین لحظه خودش رو انداخته بود روی بچه‌ها. شهید بختیاری تا آخرین نفس، با تمام وجودش از بچه ها مراقبت کرد. 🔸روضهٔ گودال و قتلگاه که پخش می‌شود، صدای هق‌هق و گریه‌ی زن و مرد، سالن را پر می‌کند. علی، میکروفون را روی پا می‌گذارد و صورتش را میان دستانش پنهان می‌کند. بعد هم یک دل سیر اشک می‌ریزد. همه اشک می‌ریزند؛ اما حالا برای سیدالشهدا. ✍️ روزنگار ؛ روایت از نهمین برنامه سوشون با حضور خانواده 🌐https://farsnews.ir/ravadar/1778064054955755157 🌐https://ble.ir/revaayatevesal ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://farsnews.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar
هدایت شده از پردیس سینمایی تارخ
📸 آلبوم تصاویر | عصر روایت سووَشون (مهمان دهم) ● خانواده محترم شهید رحمان رضایی ● شعرخوانی آقای ایوب پرندآور ● مرثیه خوانی حاج عباس زحمتکشان 🎙میزبان: سید میلاد دانشور 📆 چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ماه 💠 حوزه هنری انقلاب اسلامی فارس 💠 پردیس سینمایی امین تارخ 🔹با همراهی: ▪️بنیاد شهید و امور ایثارگران استان فارس ▪️سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری شیراز ▪️هیئت لثارات الحسین (ع) شیراز @Tarokh_cineplex