eitaa logo
حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
1.1هزار دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
640 ویدیو
23 فایل
اخبار و فعالیت‌های فرهنگی هنری حوزه هنری زنجان زنجان- خیابان امام(ره)-میدان پانزده خرداد- جنب دبیرستان ولیعصر(عج) ٠٢۴- ٣٣۵۶٣١۵٩ 📌ارتباط با ما در بله، ایتا، تلگرام و اینستاگرام: https://zil.ink/artzanjan.ir سایت: zanjan.hozehonari.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷معجزه‌ی دیگر🇮🇷 برای بارِ بی‌شماری، انگشتم را روی دکمه‌های کنترل تلویزیون چرخاندم و کانال‌ها را یکی‌یکی جابه‌جا کردم. نهایتاً روی شبکه «ایران خبر» توقف کردم، اما حوصله‌ی شنیدن خبرهای ناخوشایند را نداشتم. انگشت اشاره‌ام را روی دکمه‌ی کاهش صدا فشردم تا عددِ ۶ را نشان دهد و سکوت حاکم شود. نگاهی به صفحه گوشی انداختم؛ ساعت از ۲۳ شب گذشته بود. چادر نماز سفیدم که با گل‌های فیروزه‌ای‌اش تزیین شده بود، از روی قلاب جاکفشی خودنمایی می‌کرد و گویی مرا به سمت خود می‌خواند. آن را از جا کنده و بر سر کشیدم؛ حال و هوایم با پارچه‌ی لطیف چادر هماهنگ شد و آرامشی عمیق در وجودم جاری گردید. ناگهان مادرم را دیدم که در چارچوب در ایستاده بود. از فرطِ محبت، لبخندش را می‌پاشید روی صورتم. من هم بی‌انصافی نکردم و لبخندش را بی‌جواب نگذاشتم. با چشمانی آکنده از التماس به سخن درآمدم: «التماس دعا عزیزم...» او انسانِ دورنگری بود و حالِ مرا خوب می‌شناخت. چند قدم به سویش رفتم، دستان گرمش را میان دستانم فشردم و نگاهم را در چشمانش قفل کردم. آنگاه چشمانم را بستم و شعله‌های مهری که در جانم پرورش داده بودم را با او تقسیم شدم. «مفاتیح‌الجنان» را از کنار قرآن قدیمی‌ای که یادگارِ نوه‌های آقاجان و با هزار بگو و مگو به دستم رسیده بود، برداشتم. انگشتم را روی لیست ادعیه به رقص درآوردم و بالاخره شماره صفحه را پیدا کردم. عنوانِ «دعای جوشن کبیر» که در بالای صفحه، برجسته‌تر و پررنگ‌تر از سایر کلمات نوشته شده بود، قلبم را مالامال از طمأنینه کرد. گذشت زمان را اصلاً حس نمی‌کردم. هرچقدر نام‌های اعظم الهی را زیرلب زمزمه می‌کردم، ذوق و حال معنوی‌ام لطیف‌تر می‌شد: «یا انیس من لا انیس له، یا طبیب من لا طبیب له...» ناگهان صدای زنی که گویی از تهِ چاه می‌آمد مرا به خود جلب کرد. مکث کردم: «ملت شریف ایران...» نه خدایا! دیگر رمقِ اخبارِ ناگوار را ندارم. اما نگاهم روی تیتر قرمزی که با فونت سفید خودنمایی می‌کرد، خشک شد: «آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، سومین رهبر نظام مقدس انقلاب اسلامی.» چشمانم را چند بار باز و بسته کردم. درست می‌بینم؟ از فرطِ خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدم. همان خنده‌های دوران کودکی روی گونه‌هایم نقش بست. خدایا! یعنی تمام شد؟ آن غم‌ها و دغدغه‌ها؟ با تمام انرژی که جمع کرده بودم، فریادم در خانه‌ی قدیمی پیچید: «مامان! بدو تلویزیونو نگاه کن!» مادر با کفگیر در دست و حالتی دویده، خود را از آشپزخانه نشان داد. چشمانش را روی تیتر قرمز قفل کرد و آنقدر خوشحالی‌اش بالا گرفت که بدون آنکه نگاهش را از تلویزیون بگیرد، به لکنت افتاد: «ای... این... خب... خبر درسته...؟» مفاتیح را روی طاقچه گذاشتم و از فرط شادی، خود را در آغوش مادر جا دادم. صدای خنده‌ی مادر را شنیدم که بعد از مدت‌ها، دوباره طنین‌انداز شده بود. او با لبخند پرسید: «چه دعایی کردی دختر...؟» سرم را روی شانه مادر تکیه دادم و در دل گفتم: «خدایا! مگر می‌شود کسی را حتی یک بار هم از پشت دوربین ندیده باشی، ولی این‌قدر شیفته و عاشق او باشی؟» ✍️ روایت از فاطمه طوماری پس از اعلام خبر رهبری آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه‌الله) شما هم راوی باشید👇 🇮🇷@revayat_zanjan لینک کانال👇 🇮🇷 https://eitaa.com/revayat_zanjan 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
نوسروده دکتر امیرحسین الهیاری.mp3
زمان: حجم: 2.1M
✍ نوسروده دکتر امیرحسین الهیاری ما قُل هوالَّلهیم که بی‌هیچ واهمه مافوقِ هر چه ولوله آییم و همهمه تیغِ اَحَد ز فرقِ اُحُد می کِشَد لهیب کی ملحِدانِ بیهُده! ما تک شما همه! تعویذِ "احمد" است به عزمِ فَدَمدَمَ گیرم یهود شعبده آرند و دمدمه دینِ "محمد" است! چه غم گر که چند روز سجّاح دست داده به دستِ مُسَیلَمه؟!ا حاکم به غیرِ حکمِ شهادت نمی‌دهد محکم قدم گذار چو آیی به مَحکمه نک نقشِ کفر و صورتِ ایمان مجسّم است حیران در این میان مَنِشین چون مجسّمه! بیت‌العتیقِ چشمِ تو بر ما مبارکا والی مکرّم است و ولایت مکرّمه هر کس که مبتلای تو شد تشنه جان سپرد این است ابتلای علمدارِ علقمه پیرم به ذوالفقار نظر کرد و گفت: هان!! هر روز روزِ مرحمه، امروز ملــــحمه!! وی دفترِ فلک، چو ورق میخوری، هنوز خون می‌چکد ز صفحه‌ی اولادِ فاطمه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ پ.ن: _ فدمدم علیهم ربهم بذنبهم _ تعویذ: باطل‌السحر _ دمدمه: افسون، مکر _ سجاح و مسیلمه: نام دو پیامبر دروغین که پس از وفات حضرت رسول(ص) دعوی رسالت کردند. _ ملحمه: خونریزی، جنگ 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای سلام علیکم اکنون که صدای چکاچاک شمشیرها در نبرد تاریخ‌ساز حق و باطل به اوج رسیده، داغ سنگین رهبر شهیدمان که بزرگ‌پرچمدار ایران و اسلام بود دل‌ها را مجروح ساخته و چاووش پیروزی ایران عزیز بر فرعون‌های زمان گوش‌ها را می نوازد، مژده اعطای لوای قدسی و الهی رهبری و ولایت فقیه بر قامت شما جان رفته را به کالبد مردم ایران و مسلمانان جهان بازگرداند. ما هنرمندان که همواره سالکان حقیقت و دلدادگان ولایت بوده‌ایم و هیچ آرمانی جز نشاندن پرچم مقدس ایران بر قله‌ی موعود تمدن ایرانی‌اسلامی نداریم، این انتخاب و انتساب را هدیه‌ای بزرگ به ایران عزیز، داغدیده و سربلند، ذیل عنایات حضرت حجت(عج) می‌دانیم. لبیک ما به شما سلاله‌ی شایستهٔ آن امام شهید، لبیک سربازانی است که در جبهه هنر تا آخرین نفس، چونان کوه در تبعیت از امام خود، استوار می‌مانند و خونخواهانه تا شکست دشمنان نور و حقیقت از پا نمی‌نشینند. ما را سری‌ست با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
https://survey.porsline.ir/s/mz6REHeQسامانه هم‌عهدی و بیعت هنرمندان با رهبر جدید انقلاب اسلامی✨ 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
دعای نادعلی خوانده‌ام، دعا علوی است چو نی ز نای حسینی است، نینوا علوی است مقام ردّ فسون آستین موسوی است بلی، ولی چون نظر می‌کنی، عصا علوی است جماعتی است به هر گوشه در قیام اما تو اقتدا به علی کن که مقتدا علوی است علی است نقطه‌ی تعبیر «جاء نصرالله» علی قریب و مبین است و فتح با علوی است هزار دست گدایی اگر چنین گستاخ به آستان رضا می‌برم، رضا علوی است به آستان رضا می‌برم که چاره کند اگر نکرد، خدا می‌کند، خدا علوی است لوای صلح فرودآر و ذوالفقار برآر بزن به سینه‌ی مرحب، که مرحبا علوی است عدو! ز گنبد آهن مبر امید امان ببین! که بر سر ما گنبد طلا علوی است ✍️ شعر از دکتر اميرحسين الهیاری 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
🥀به یاد شهیده زهرا رهنورد🥀 🥀نوگل پرپر شده‌ی مدرسه میناب🥀 🇮🇷خلوت مادر دختری🇮🇷 باد سرد اسفند می‌وزید و گرد و غبار، آسمان را پوشانده بود. تعدادشان زیاد بود. زن قطعه را همان بار اول یاد گرفته بود. هر چه نباشد خانه‌ی دخترش بود. نشست بالای سرش. «مامان ببین برات از شکلاتایی که دوست داری گرفتما» زن هیچ صدای دیگری نمی‌شنود. خلوت مادر و دختری دارند. انگشتانش را روی صورت دخترش می‌کشد «نگران امتحاناتت نباشیا مامان. تو قبول اسفندی» زن بلند شد. نوشته‌ی روی سنگ قبر را برای بار هزارم خواند. ✍️ داستانک از حدیثه قهرمانی برای دختران دانش‌آموز شما هم راوی باشید👇 🇮🇷@revayat_zanjan لینک کانال👇 🇮🇷 https://eitaa.com/revayat_zanjan 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
🥀به یاد نوگل های پرپر شده‌ی مدرسه میناب🥀 🇮🇷آخرین درسِ مدرسه🇮🇷 اخبار، قاب کوچکی از یک دخترک هشت ساله را نشان داد. کوله صورتی‌اش پر از طرح‌های کارتونی بود. کتاب فارسی‌اش را توی دستش گرفته بود. معلمش با خطی زیبا زیر املای ۲۰ گرفته‌ی او نوشته بود: «مرحبا دخترم، آفرین!» تصویر دخترک در ذهنم ماند. تصور کردم بعد از زنگ آخر. دفترش را توی دستش می‌گیرد. کل راه برگشت تا خانه را می‌دود‌ و نمره‌اش را به مادرش نشان می‌دهد. بعد، صدای مهیبی آمد. تصویر عوض شد. همان کوله صورتی، اما حالا از زیر آوار در می‌آمد. رد خون روی کیف مانده بود. دختر توی درس شهادت بیست گرفته بود. ✍️ داستانک از زهرا فضلی برای دختران دانش‌آموز شما هم راوی باشید👇 🇮🇷@revayat_zanjan لینک کانال👇 🇮🇷 https://eitaa.com/revayat_zanjan 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
🥀به یاد نوگل های پرپر شده‌ی مدرسه میناب🥀 🇮🇷آخرین پرواز، اولین کربلا🇮🇷 معلم موضوع را روی تخته نوشت. به بچه‌ها گفت انشا‌ی یک خطی بنویسند و نقاشی‌‌اش را بکشند. یک ساعتِ بعد از حمله دشمن به مدرسه‌شان. مادرِ سهیل از بین آوار دفتر نقاشی پسرش را بیرون کشید. در دفتر سهیل، زیرِ خطِ معلم، پاسخی جا مانده بود: «اگر پرنده بودم، پرواز می‌کردم و می‌رفتم کربلا.» ✍️ داستانک از ریحانه میرزائی برای دختران دانش‌آموز شما هم راوی باشید👇 🇮🇷@revayat_zanjan لینک کانال👇 🇮🇷 https://eitaa.com/revayat_zanjan 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
📌تاپای جان برای ایران 🎥 از حضور جوانان زنجانی به یاد «امام شهـــید» 🇮🇷حضرت آیت‌‌الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای🇮🇷 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
📌 اثر جدید استاد حسن روح الامین ای صاحب ذوالفقار وقت مَدد است 🚩 ببینید| ، در شام شهادت امیرالمؤمنین علی (ع) فتح خیبر به دست ایشان و بمباران تل‌آویو را به دست فرزندان و شیعیان او، در تابلو نقاشی به‌نام «مع الله» ترسیم کرده است. 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |
فزت و رب الکعبه 🖤 فرا رسیدن ایام سوگواری شهادت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) تسلیت باد 💠 حوزه هنری استان زنجان در فضای مجازی: ایتا | بله | سایت |