حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
#روایت #حسینیه_اعظم_زنجان #شهدای_حسینیه_زنجان 🇮🇷«دیدار آخر»🇮🇷 همه جلوی حسینیه جمع شده بودند. چند
#روایت
#حسینیه_اعظم_زنجان
#شهید_میناخانی
🇮🇷«دیدار آخر»🇮🇷
همه جلوی حسینیه جمع شده بودند.
چند ساعت بیشتر از حمله به حسینیه اعظم نمیگذشت و هنوز بوی سوختگی مشاممان را آزار میداد.
خودم را به نزدیکی جایگاه رساندم.
قرار بود با شهدای حسینیه وداع کنیم.
توی بلندگو اعلام کردند که راه را باز کنند.
شهید علیرضا صحبتلو
و
شهید روحالله میناخانی
مداح شروع کرد به طلب حلالیت از علیرضای شهید، امدادگری که شب حادثه توی حسینیه اعظم شیفت بوده!
وقتی مداح از شهید میناخانی طلب شفاعت کرد، ناله و شیون مردم که با «یاحسین» همراه بود، در فضا پیچید.
چشمم خورد به دختر جوانی با کاپشن مشکی و خردلی که کنار خانوم دیگری ایستاده بود و گریه میکرد.
نزدیکتر شدم.
از خانمی که دختر را به بغل کشیده بود پرسیدم: با شهید نسبتی دارید؟
گفت: «خواهر شهید میناخانیام»
ماتم برد. چه تصادفی!
دستان لرزانم را روی شانهاش گذاشتم و برایش صبر حضرت زینب را آرزو کردم. میدانستم هیچ چیز داغ دل خواهر را تسکین نخواهد داد.
به سمتم برگشت:
_ داداشم از بچگی آرزوی شهادت داشت.
همیشه بعد از نماز برای خودش طلب شهادت میکرد...
بغض کرد و نتوانست حرفش را ادامه بدهد.
اشک توی چشمهایش میدرخشید؛ اما سعی میکرد مانع ریختنش شود.
لبخند به لب آورد:
_ داداشم میدونست میخواد بره. شب قبل شهادتش شام دعوتمون کرد. همهمونو یکییکی بغل کرد و خداحافظی کرد.
خودش میدونست این آخرین دیداره...
زبانم قفل شده بود و نمیدانستم چه بگویم که تسکین قلبش باشد.
فقط توانستم دست بگذارم روی شانهاش و بگویم:
«حتما بخاطر همین اخلاصش بوده که گلچین شده...»
✍️خدیجه خدائی| فروردین ١۴٠۵|
براساس صحبتهای خواهر شهید روحالله میناخانی
شما هم روای باشید 👇
خانه روایت حوزه هنری زنجان| 🇮🇷
@revayat_zanjan
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا | بله | سایت |
#روایت
#حسینیه_اعظم_زنجان
#شهدای_حسینیه_زنجان
🌱«تبرکی» 🌱
ایستاده بودم گوشه خیابان و نگاه میکردم به ماشینی که تابوت شهدای حسینیه اعظم را جابهجا میکرد.
خیابان غلغله بود و صدای بلند مداحی همه جا را پر کرده بود.
یکی از دختر کوچولوهای فامیل بدو بدو از وسط جمعیت آمد پیشم.
جفت دستهایش را مشت کرده بود و چشمهایش از خوشحالی برق میزد.
مچ دستش را باز کرد و یک برگ سبز گذاشت کف دستم :«مال تو»
با خنده گفتم:
«پس اینا دیگه چیه جمع کردی؟!»
چشمهایش را گرد کرد:
«فکر نکنی این یه برگ خالیهها، اینا تبرک شهیده.»
آنجا بود که انگار آن تکه برگ جلوی چشمهایم جان گرفت.
محکم توی دستم فشردمش و به این فکر کردم که در نگاه اول شاید این برای همه یک تکه برگ باشد، اما برای من زندهترین یادگاریِ شهید است.
✍️نرگس احمدی| فروردین ١۴٠۵|
آیین وداع با شهدای حسینیه اعظم زنجان
شما هم روای باشید 👇
خانه روایت حوزه هنری زنجان| 🇮🇷
@revayat_zanjan
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا | بله | سایت |
#روایت
#حسینیه_اعظم_زنجان
🚩«حبّالحسین»
...
شکر که حبّالحسین هنوز میان جان ماست؛
همان چیزی که اگر هزار بار هم زمین بلرزد و دیوارها خم شوند، باز از میان دل مردم دوباره سبز میشود و همه جا را نورانی میکند.
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا | بله | سایت |
حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
#روایت #حسینیه_اعظم_زنجان 🚩«حبّالحسین» ... شکر که حبّالحسین هنوز میان جان ماست؛ همان چیزی که ا
#روایت
#حسینیه_اعظم_زنجان
🚩«حبّالحسین»
حوالی پنجِ صبح از یازدهمین روزِ عید بود.
جایی میان خواب و بیداری شناور بودم که صدای انفجاری دور، مثل دستی که ناگهان پرده را کنار بزند، مرا در رختخواب نیمخیز کرد.
گوشی را برداشتم و بیقرار، کانالهای خبری را بالا و پایین کردم:
حسینیه اعظم زنجان در اثر حمله دشمن آسیب دیده بود.
ترس و خشم جانداری با هم در دلم چنگ انداخت.
ما در حسینیه قد کشیده و جاودانه بودن عشق اباعبدالله در سینه را آموخته بودیم.
چشمهایم را بستم و به ضرب و زور خیال، تلاش کردم همهچیز را مثل قبل از فرو ریختن ساختمانها تصور کنم.
دارالشفا…
جایی که خدا میداند چند نفر با التماس و نذر از درهایش گذشته بودند، حاجت گرفته و بعد در مسیرِ برگشت، برای دیگران شیرینی پخش کرده بودند؛ شیرینیهایی که همیشه بوی امید میداد.
کتابخانه…
همان پناهِ امن و خلوت روزهای نوجوانیام. قفسههایی که میانشان قدم میزدم و روح تشنه یادگیریام را با کتابهایش سیراب میکردم؛ همان کتابهایی که حالا تلی از خاکستر ازشان به جا مانده بود. همانجا بود که چند بار در پویشها برنده شدم و با ذوق جایزههایم را گرفتم.
سنگفرشهای حیاط…
همانجا که هر محرم شمع خریده بودم از بساط پسرکهای شمع فروشش. شمعهایی که وقتی روشنشان میکردم، حس میکردم دعاهایم راه پیدا میکنند به جایی که دست ما نمیرسید.
مهمانسرا…
جایی که همین چند هفته پیش، همراه بچههای نویسنده دعوت شده بودیم برای افطار. برایمان غذای حضرتی آوردند و من در دل فکر کرده بودم چقدر خوب است که این افتخار نصیبم شد تا این ماه رمضان را سر سفره آقا افطار کنم.
دکانهای اطراف را میبینم که صاحبانشان هر صبح با «یاالله» کرکرهها را بالا میدادند. از همان «یاالله»هایی که بوی رزق حلال میدهد.
نمیدانم هر بار که چشمشان به گنبد طلا میافتاد چه میگفتند یا چه میخواستند؛ فقط میدانم که نگاهشان همیشه لحظهای روی آن میماند.
انگار با امام حسین آهسته گفتوگو میکردند.
اذان ظهر اقامه میشود.
گروههای امدادی در رفت و آمدند. خاک بلند میشود. صدای بیلها و همهمه آدمها در هم میپیچد. در دلِ همان آشفتگی، میان آوارهای تازه، نماز جماعتی باشکوه برپا میشود؛ مثل درختی که از دل یک کویر، ناگهان قد بکشد.
ما امام حسین را تنها نمیگذاریم.
این جمله نه شعار است و نه هیجان؛ بیشتر شبیه تپش یک رگ است که آرام و بیتظاهر، زیر پوست میزند.
شکر که حبّالحسین هنوز میان جان ماست؛
همان چیزی که اگر هزار بار هم زمین بلرزد و دیوارها خم شوند، باز از میان دل مردم دوباره سبز میشود و همه جا را نورانی میکند.
✍️حدیث محمودی | فروردین ١۴٠۵|
شما هم روای باشید 👇
خانه روایت حوزه هنری زنجان| 🇮🇷
@revayat_zanjan
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا | بله | سایت |
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روایت
#حسینیه_اعظم_زنجان
#تجمعات_مردمی
🇮🇷🎷«نوای نی»
شلوار جین پوشیده با دُورس خارجی.
کتانیهایش از برند معروف است.
ریش بلند و ظاهری آراسته دارد.
به قول امروزیها، خیلی خفن و لاکچری است.
یک چهارپایه پلاستیکی گذاشته وسط خیابان و ایستاده نی میزند.
میگویند استاد نیزنی است.
ماشینها از دو طرفش رد میشوند و با نوای غریبی که در نی میدمد، همگی چند ثانیه مکث میکنند.
مغازهدارها میگویند همان شب که دشمن وحشیانه به حسینیه اعظم زنجان حمله کرد، به وسط خیابان آمد و بدون هیچ حرفی یکدمه، چهار ساعت با نی همنوایی کرد.
کسی چه میداند؟!
شاید همین نوا، اوج دلشکستگی یک هنرمند است که فریادش میزند.
چشمهایش را بسته و به نام وطن، به عشق حسین و حسینیه، برای مردم غمش را در نی میریزد.
از همان شب، اینجا شد چندمین پاتوق مردمِ شهر زنجان.
هر شب مردم جمع میشوند دورش و پرچم تکان میدهند.
همدلیها چه مفاهیم عجیب و گستردهای پیدا کرده در این شبها.
✍️مریمتوکلی| فروردین ١۴٠۵|
شما هم روای باشید 👇
خانه روایت حوزه هنری زنجان| 🇮🇷
@revayat_zanjan
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا | بله | سایت |
#دیوارنگاره | 🇮🇷پرچم ایران🇮🇷
💠 دیوارنگاره میدان ولیعصر زنجان؛ روایتگرِ ایرانِ سربلند
🔹 طرحی با نقش پرچم که پیامِ اقتدار و انسجام ملی را در روزهایی که همدلی، جان کلام است، فریاد میزند.
🔹️خانهی طراحان انقلاب اسلامی
@KHATTMEDIA
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا | بله | سایت |
#شعر
#طبس
#تکرار_طوفان_طبس
تا خدا طبس را کرد قتلگاه آمریکا
ترسناک شد ایران در نگاه آمریکا
روز آمدند اما شب عقب عقب رفتند
بی فروغ و ظلمانی است زآن پگاه آمریکا
خاطرات آن دوران شد به اصفهان تکرار
رفت تا فلک حتی دود آه آمریکا
کرده فتنهها شیطان در مقابل ایران
تا شود سگی مو زرد پادشاه آمریکا
در سه جنگ تحمیلی ما مقاومت کردیم
از قدیم در گیریم با سپاه آمریکا
ای سپاه ایرانی وارث سلیمانی
وه تو بر فنا دادی عز و جاه آمریکا
غرب آسیا تار و منطقه گرفتار و
در خلیج شیرانند سدّ راه آمریکا
ثبت کن به تقویمی نیست شیعه را بیمی
از غرور و تهدید گاه گاه آمریکا
راه تنگه هرمز باز، بسته خواهد ماند
خاک بر سرِ شوم و بی کلاه آمریکا
ای شیوخ این اطراف عاری از شرف، اشراف
فاصله بگیرید از پایگاه آمریکا
طلحههای دیروز و شمرهای امروزند
حامیان بی عقل و رو سیاه آمریکا
میشود بلی فانی با سلاح ایرانی
هر که خانهای سازد در پناه آمریکا
ای امیر کشورها تکیه کن به ایران، یا
با طناب اسرائیل رو به چاه امریکا
گو «کلامیا» اغیار زین دیار بگریزند
نیست منطقه دیگر دل به خواه آمریکا
✍️کلامی زنجانی | ١٧ فروردین ١۴٠۵ |
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا | بله | سایت |
#شعر
#طبس
#تکرار_طوفان_طبس
در دشت رقم خورده پریشانی شیطان
این است همان بی سرو سامانی شیطان
شد نقشِ برآب و علنی نقشه شومش
شد باز عیان حیلهی پنهانی شیطان
نادانی شیطان ز پس پرده برون شد
برداشت خدا پرده ز نادانی شیطان
نادانی او چیست اگر «بَل هُم اَضَل» نیست
این است همان وجههی حیوانی شیطان
برخاسته با اذن خدا لشکری از شن
عزمش همه جَزم است به ویرانی شیطان
پیش آمده شنهای طبس باز در این دشت
پیش آمده وضعیّت بُحرانی شیطان
طوفان طبس وقت رجزخوانی شیران
طوفان طبس وقت لُغُز خوانی شیطان
«لا حولَ وَ لاقُوّه» روی لب شنهاست
این قافیه را باختن ارزانی شیطان
خورده ست چه شلّاقی از این لشکر شنها
شلتاق شیاطینی و شیطانی شیطان
در فکر فرارند شیاطین زمان که
در کاخ سیاهند چو زندانی شیطان
زودا که فروپاشدو هم بُگسَلَد از هم
با اذن خدا سلطنت فانی شیطان
داد از کف خود شوکت پوشالی خود را
لرزید چنین شوکت سلطانی شیطان
تا شرح دهد قدرت پوشالی خود را
در صدر خبر قصّه طولانی شیطان
گرچه ژنرالاند همه بُزدل و دلسرد!
جمعی شده سرگرم نگهبانی شیطانی
این پیر خِرفت از چه کند حادثه پنهان؟!
چون پینه ننگ است به پیشانی شیطان
در گور تل آویو شود دفن که زودا
عفریت، رفیقِ دغل و جانی شیطان
با اذن خدا هیمنه اش بارز فرو ریخت
خورده ست رقم لحظه پایانی شیطان
با هر رجز لشکر ایمان به دل شب
لرزیده شُغالانِ خیابانیِ شیطان
جایی که به ایمان یَلان خورده قسم عشق
سودی نکند شطینت افشانی شیطان
طوفان طبس باز در ابران شده تکرار
این است همان لحظهی ویرانی شیطان
✍️ناصر دوستی | ١٧ فروردین ١۴٠۵ |
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا | بله | سایت |
#شعر
#مرگ_بر_آمریکا
کزین مجادله سودی نبرده آمریکا
به سرزمین وفا بذر فتنه میکاری
برای کشتن مردم دلار میآری
اگر طراوت گلهای باغ را کشتی
و یا ز میوه ی باغات، بردهای مشتی
ز یادتان یم و طوفان شن نرفته هنوز؟
بیا به معرکه در آتش بلا تو بسوز
به بیست و هشتم مرداد دادهای جولان؟!
گرفتهای چه جوابی! به سیزده آبان
مجسمه به کفش شعلههای شر دادی
نماد فتنه بود نه نماد آزادی
سپید کاخ شما میشود سیه، روزی
رسد به امت ما روز فتح و پیروزی...
قسم به سیلی محکم که خورده آمریکا
کزین مجادله سودی نبرده آمریکا
شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر دشمن
کنار همتمان، داده آبرو به وطن
قسم به عرش و خلایق، قسم به پیرو جوان
قسم به پرچم خوشرنگ، میهنم ایران
قسم به جنگ جوانان با مرام و غیور
که کرده، صهیون غدّار را ز میهن دور
قسم به خون دل و آرمان خامنهای
قسم به روح بلند و به جان خامنهای
قسم به خون حاجیزاده و سلیمانی
قسم به باقری و شاهدان ایرانی
قسم به اشک یتیمان خون جگر گشته
قسم به آه پدرهای بیپسر گشته
قسم به ضربهی شمشیر حیدر کرار
که کرده، در جدل، عمربن عبدود را خوار
قسم به خون حسین و قسم به صبر حسن
قسم به صولت رزمندگان پاک وطن
قسم به همت ارتش قسم به عزم سپاه
قسم به خون محصل خروش دانشگاه
قسم به خون شهیدان هستهای وطن
که کرده همتشان راه عشق را روشن
به شهریار حقیقت مجید زنجانی
قسم، که کاخ شما میرود به ویرانی
قسم به وحدت احرار پاک و با وجدان
که راهشان ره حق و مرامشان قرآن
در این جهاد چهل ساله آرمان جوئیم
بدون واهمه ما گفتهایم و میگوئیم
که عزت و شرف و اقتدار ما اینست
«که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است»*
* تک مصرع از استاد علی اکبر خوشدل
✍️ منصور کلامیفرد | ١٧ فروردین ١۴٠۵ |
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا | بله | سایت |
#روایت
#روایت_جنگ
#تکرار_طوفان_طبس
...
طبس۲ برگ زرینی از افتخارات و حماسهآفرینی غیورمردان این سرزمین در تاریخ است.
وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا | بله | سایت |
حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
#روایت #روایت_جنگ #تکرار_طوفان_طبس ... طبس۲ برگ زرینی از افتخارات و حماسهآفرینی غیورمردان این
#روایت
#طبس
#تکرار_طوفان_طبس
🇮🇷«طبس۲»🇮🇷
بامداد شانزدهم فروردین ماه دو فروند بلک هاوک و دو فروند هواپیمای C130 وارد حریم هوایی ایران میشوند.
خیال نکنید پدافند هوایی ایران ندیده؛ بلکه تعمدی اجازه میدهد این پرندهها با خیال راحت وارد این سرزمین شوند.
رزمندگان اسلام مشغول رصد آنها هستند. چشم تیزبین عقابهای پدافند هوایی یک لحظه از آنها برداشته نمیشود.
بلک هاوک در باطن سیاه خود میاندیشد سیاهی شب، ضامن حرکت موفق او در یافتن خلبان جنگنده آمریکایی است.
جنوب استان اصفهان همان نقطهای است که پدافند هوایی ایران اجازه داده هواگردها به آن منطقه برسند.
عملیات آغاز میشود.
«تو رستم تهمتنی بزن که خوب میزنی»
هواپیمای C130 ابتدا مورد اصابت قرار میگیرد. برای فرود اضطراری اقدام میکند که با آتش تکاوران فراجا و همکاری نیروهای بسیج مردمی و سپاه سرافراز، به لطف الهی سرنگون میشود.
دو بالگرد بلک هاوک در کمین خشم مقدس رزمندگان اسلام قرار میگیرند و منهدم میشوند.لاشهی هواگردها نقش بر زمین میشود.
خوشحالم در این روزگار، بنیصدری نیست تا آثار این خفت آمریکاییها را بمباران کند.
تعدادی از نیروهای این هواگردها زنده هستند. در این مرحله تکاوران دلیر ایرانی وارد عمل میشوند و با آنها درگیر شده و به درک واصلشان میکنند.
این عملیات در زمانی شکل گرفت که ترامپ ادعا میکرد پدافند هوایی ایران نابود شده است.
دو فروند C130 و دو فروند بلک هاوک با یاری خدای متعال نابود شدند تا خاطره صحرای طبس را برای ما تداعی کند.
طبس۲ برگ زرینی از افتخارات و حماسهآفرینی غیورمردان این سرزمین در تاریخ است.
وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ
✍️منیره زینالی | ١٧ فروردین ١۴٠۵ |
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا | بله | سایت |
🇮🇷پایان با ماست..!✨️✌️
طراح: ثنا محمدپور
مجمع هنرمندان قطره زنجان
@ghatre_media_znj
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا | بله | سایت |