eitaa logo
انجمن‌ارواح‌ِغمگین
100 دنبال‌کننده
926 عکس
441 ویدیو
1 فایل
"Overthinking... [پناه می‌برم به فکر‌های کوچک و شیرین، از تلخی‌ها و واقعیت‌ها.] https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_sdimqu3&btn=انجمن‌ارواح‌غمگین
مشاهده در ایتا
دانلود
۵۱ روز پیش از کلاغه جهت اطمینان پرسیدم تولد شفقه کی بود. بعد بهم گفت پنجاه و یک روز دیگه. بماند که چقدر تو تقویم حساب کردم که اشتباه نکرده باشم، و انگار تولد یه شفقه. یک شفق که بیشتر تو ایران و زندگی‌مون نداریم؛
تولد شفقِ‌قطبی مبارک✨🌌.
958.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در حال رفتن به خونه شفق. این گل رو بهش میدم و یکمی ناز بازی در میاریم و در آخر برای اتمام کار کیک رو با شتاب میزنم به صورتش که برگردیم به همون اصل خودمون که بیخیال پرنسس بازی.
بذارید یه سناریو برای امروز بسازم:
تلپ میشیم خونه شفق اینا، صحنه اول: اول که وارد میشیم کیک رو میزنیم تو صورت شفق، عرفانه گیتارش رو یهو از پشت در میاره بعد ناشیانه شروع می‌کنه به زدن برای ایجاد صداهای عجیب و بامزه. شفق می‌ره صورتش رو میشوره، ملیکا دستش کیکیه که خودش درست کرده و میخواد بذاره روی میز که همون موقع شفق میاد تا وارد میشه اول گارد میگیره فکر می‌کنه دوباره می‌خوایم کیک رو بزنیم به صورتش ^-^ صحنه دوم: دور میز نشستیم و کلاه گذاشتیم روی سرهامون نازنین‌چای از آشپزخونه با مثلاً با رقص چاقو ولی خیلی فان میاد و عرفانه که داره چایی میخوره تا این صحنه رو میبینه دستش رو با حالت ☝️🏻 میاره بالا و دوباره می‌ره سمت گیتارش برای زدن. هولمس شروع می‌کنه به روی میز زدن، آگاتا سوت می‌زنه، شفق می‌خنده و تیکه میندازه. صحنه سوم: یونا با کلی شمع اومده، شمع ها رو روشن میکنیم و چراغ ها رو خاموش و فضای خونه 🪄🎐🎈🌿✨🕯🌘 شده. گلشید یکی از شمع هایی که روی میزه رو سمت خودش میکشه و آروم شروع می‌کنه به صحبت کردن، اول کسی متوجه نمیشه ولی کم کم همه شیفته صحبت‌هاش میشن. صحنه چهارم: B کیک رو نصف می‌کنه و می‌ذاره تو ظرفا، من یکی یکی کیک ها رو میدم به اونایی که دور میزن، نازنین‌چای می‌ره چایی بیاره، ریرا همراهش می‌ره صرفا برای اینکه اذیت کنه نازنین رو صدتاشون از آشپزخونه کل خونه رو گرفته بعد هردو با خنده میان تو جمع. کیکی رو که ملیکا درست کرده رو میخوریم و سورپرایز میشیم از طمع بی‌نظیرش (بماند که چقدر ملیکا استرس داشت که نکنه کیکش بد بشه). صحنه پنجم: عرفانه نشسته پیش شفق و چند وقت یه بار مزه میپرونه. آگاتا و گلشید کنار جیک تو‌ جیکن معلوم نیست چی میگن بهم؟. نازنین و ریرا با همه دائم در حال حرف زدن با بقیه‌ن. ملیکا می‌خنده و حرف میزنه گاهی خطابش به منه گاهی شفق و عکس از لحظه‌ها میگیره. یونا این موقعیت رو نقاشی می‌کشه.
من با این آهنگ تصور کردم.
چیزی نیست، عبارتی‌ست که آن را می‌گوییم وقتی که درون‌مان لبریز از همه چیز است. -محمود درویش
اینجا خیلی محتوای فاخری داره، فقط تولید کننده محتوای فاخر(من)، فعلا داره برای زنده موندن تلاش می‌کنه :/ . پس مثل بچه خوب دیگه لفت ندین🚶
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
انجمن‌ارواح‌ِغمگین
یازدهمی داریم اینجا؟ اگه داریم، پس خسته نباشید. و یه خداقوت بزرگ هم پیشاپیش برای سال دوازدهمتون میگ
دوازدهمیا خسته نباشید. و دوباره یه خسته نباشید مشتی برای این یه ماه باقی مونده. ایشالا و امیدوارم هرچی که میخوایید بهش برسید. آمین.