eitaa logo
‌ پلاک 221B خیابان بِیکِر🌟
72 دنبال‌کننده
449 عکس
33 ویدیو
2 فایل
‌‌‌‌ ` چهار درصد مواقع که کنترل تلویزیون رو گممی‌کنید، آخر سر توی فریزر پیداش می‌کنید! Apollo's Daughter !!!🏹 🌅 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_qo0o56n&btn=قبل.از.هرچیزی.بگو.که.کابین.چندییی!! 🌅 @Qmari3
مشاهده در ایتا
دانلود
آتارگاتیس نمی‌توانست بین دو دنیای خوب انتخاب کند: دنیای بی نهایت و بی تفاوتِ خدایان،یا دنیای کوتاه و گرم و پر از درد انسان ها.
او تلاش کرد تا با تمام توانش،آن مرد را در کنار خود نگه دارد،اما مرد یک انسان بود و زمان،دشمن انسان هاست.
آتارگاتیس با تمامِ جادوی خود،نتوانست جلوی جریان زمان را بگیرد و مرگ،آن خطِ مرزی که هیچ خدایی نمی‌توانست نادیده بگیرد،آمد و آن مرد را از او جدا کرد.
در آن لحظه،قلب الهه شکسته شد.او که می‌توانست تمامِ جهان را به تسخیر خود درآورد،حالا در برابرِ یک مرگِ کوچک،درمانده بود.او احساس کرد که وجودش دیگر برای آن جایگاهِ بلند و پر زرق و برق در آسمان ها مناسب نیست.
او که حالا طعمِ غم و فقدان را چشیده بود،دیگر نمی‌توانست آن الهه ی بی خیال و بی دردِ سابق باشد. آتارگاتیس،با قلبی که از شدت درد سنگین شده بود،به سمتِ ساحلِ دریا دوید.او به دریا نگاه کرد و باخود گفت:
‌ پلاک 221B خیابان بِیکِر🌟
او که حالا طعمِ غم و فقدان را چشیده بود،دیگر نمی‌توانست آن الهه ی بی خیال و بی دردِ سابق باشد. آتارگ
اگر نمی‌توانم در دنیای شما زنده بمانم،پس در بی کرانگیِ این آب ها گم می‌شوم،جایی که نه زمان به من برسد و نه یادِ او از دلم برود.
او خودش را به آغوشِ خنک و عمیقِ اقیانوس سپرد.اما جادوی الهی او حتی در لحظه ی سقوط هم او را رها نکرد...
دریا،او را نپذیرفت که دوباره به شکل یک الهه باشد و زمین هم او را نپذیرفت که به شکل یک انسان باز گردد.در آن لحظه ی درخشان و غم انگیز،بدنِ اون تغییر کرد.
پاهایش که با سنگینیِ غم به زمین می‌خوردند،به پره هایی نرم و براق تبدیل شدند و پوستش درخششِ صدف هارا گرفت.او دیگر یک الهه نبود،تبدیل به یک پری دریایی شده بود.
از آن روز به بعد،می‌گویند پری های دریایی،نگهبانانِ غمگینِ اقیانوس هستند.آن ها زیباییِ خیره کننده ای دارند،اما اگر به چشم هایشان دقیق نگاه کنی،ردی از آن اشک های قدیمیِ الهه ای را می‌بینی که در جست‌وجوی عشقی بود که قرار بود تمامِ دنیای او را تغییر دهد.