🌹 #اخلاق_شهدایی 🌹
یڪی از حسنات دیگر شهید
ڪہ ڪسی از اون خبر نداشتہ و
بعد از شهادتش متوجہ شدند
این بوده ڪہ بہ طور ماهانہ
نصفی از در آمد شغلش را
بہ نیازمندان روستا ڪمڪ می ڪرده
و حتی بہ روستای های همجوار ،
بہ خانواده هایی ڪہ تحت پوشش
ڪمیته بودند سرڪشی و ڪمڪ می ڪردند .
سالروز شهادتت مبارک مرد بزرگ
#شهید_محمد_احمدی_جوان
#اولین_شهید_مدافع_حرم_استان_بوشهر
@asganshadt
#اخلاق_شهدایی
#از_اهل_بیت_الگو_میگیرم
دیر بہ خانہ می آمد،بازهم با بچہ ها بازی میڪرد مخصوصا با ابوالفضل
هیچوقت نمیگفت خستہ ام و همیشہ خستگی را پشت در خانہ میگذاشت.
صبور بود،آرامش خاصی داشت
وقتی سفره پهن بود درحضور مهمان از من تشڪر میڪرد و همین خستگی را از تنم در می آورد.
میگفت عاشق این زندگی ام
میگفت چون عاشق اهل بیت هستم در رفتار با خانواده ام از آنها الگو میگیرم
#شهید مدافع حرم #ستار_محمودی
@asganshadt🔴
💖 #اخلاق_شهدایی 💖
بہ غیبت ڪردن خیلی حساس بود ، 😧
می گفت هر صبح در جیبتان مقداری سنگ بگذارید ، برای هر غیبت یڪ سنگ بردارید و در جیب دیگرتان بگذارید ، 🙂 شب این سنگ ها را بشمارید ، این طوری تعداد غیبتها یادمان نمی رود ، و سعی می ڪنیم تعداد سنگ ها را ڪم ڪنیم ... ☺️👌
✍ فرمانده گردانهای آموزش نظامی و تخریب لشڪر مڪانیزه 31 عاشورا
🌷 #شهید_علی_اکبر_جوادی
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 👇
@asganshadt
💖 #اخلاق_شهدایی 💖
اون شب بہ سنگر ما آمده بود تا شب را در سنگر بگذراند . 😴
ولی ما او را نمی شناختیم .
هنگام خواب گفتیم :
« پتو نداریم برادر !!! » 🙂
گفت : « ایرادی نداره ... »
یڪ برزنت زیر خود انداخت و خوابید .
صبح وقت نماز فرمانده گردانمان آمد و گفت :
« برادر خرازی شما جلو بایستید . »
و ما تازه فهمیدیم 😥 ڪه او فرمانده لشگر حاج حسین خرازی بود ...
👈 سردار شهید حاج حسین خرازی– فرمانده لشگر امام حسین (ع) ♥️
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت👇
@asganshadt
💖 #اخلاق_شهدایی 💖
« اگر ڪسی او را نمی شناخت ؛
هرگز باور نمی ڪرد ڪه با فرمانده ی لشڪر مقدس امام حسین (ع) روبروست ." »
«نماز جماعت ظهر تمام شد . جعبہ شیرینی را برداشت . چون وقت تنگ بود ؛ سریع خودش بہ هر نفر یڪی می داد و می رفت سراغ بعدی .»
« رسید بہ " حاج حسین خرازی" .
چون فرمانده بود ڪمرش را بیشتر خم ڪرد و جعبہ را پایین آورد .»
ّ« رنگ حاجی عوض شد . با اخم زد زیر جعبہ و گفت : "خودت مثل بقیه یڪی بده " »
✍ #شهید_حاج_حسین_خرازی بہ نقل از آقای مرتضوی
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 👇
@asganshadt
#اخلاق_شهدایی
به غیبت ڪردن خیلی حساس بود؛ میگفت هر صبح در جیبتان مقداری سنگ بگذارید، برای هر غیبت یڪ سنگ بردارید و در جیب دیگرتان بگذارید، شب این سنگ ها را بشمارید، این طوری تعداد غیبتها یادمان نمیرود و سعی میڪنیم تعداد سنگ ها را ڪم ڪنیم.
#شهید_علےاکبر_جوادی 🌷
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 👇
http://eitaa.com/joinchat/3191013389Cbefb30f800
🌹 #اخلاق_شهدایی
امر بہ معروف و نهی از منڪر در سیره
شهدا
فڪر می ڪرد ڪه چطور می تواند دوستانش را بہ مسجد بیاورد . روزهای گرم تابستان در حالی ڪه روزه بود می رفت مزرعہ برای درو . نزدیڪ غروب دست مزدش را می گرفت ، هندوانہ و خربزه می خرید و می برد مسجد . بعد هم می رفت سراغ هم سن و سالهاش و می گفت : بیاید بریم مسجد میوه خریدم ، بخوریم ... یڪم هم قرآن بخونیم .
#شهید_گل_محمد_غزنوی🌷
#دعوت_بہ_مسجد🕊
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت
@asganapshadt
#اخلاق_شهدایی 🌹
یڪی از بچهها به شوخی پتو رو پرت ڪرد طرفم . اسلحه از دوشم افتاد و خورد تو سر ڪاوه . ڪم مونده بود سڪته ڪنم ؛ سر محمود شڪسته بود و داشت خون میآمد .
با خودم گفتم : الانه ڪه یه برخورد ناجوری با من ڪنه . چون خودم رو بیتقصیر میدونستم ، آماده شدم ڪه اگر حرفی ، چیزی گفت ، جوابش رو بدم .
دیدم یه دستمال از تو جیبش در آورد ، گذاشت رو زخم سرش و بعد از سالن رفت بیرون ! این برخورد از صد تا سیلی برام سختتر بود !
در حالی ڪه دلم میسوخت ، با ناراحتی گفتم : آخه یه حرفی بزن ، همونطور ڪه میخندید گفت : مگه چی شده ؟ گفتم : من زدم سرت رو شڪستم ، تو حتی نگاه نڪردی ببینی ڪار ڪی بوده !
همونطور ڪه خونها رو پاڪ میڪرد ، گفت : این جا ڪردستانه ، از این خونها باید ریخته بشه ، این ڪه چیزی نیست .
چنان من رو شیفته خودش ڪرد ڪه بعدها اگه میگفت : بمیر ، میمردم .
#سردار_شهید_محمود_کاوه
#درس_اخلاق
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 👇
@asganshadt 🌷
#اخلاق_شهدایی ✨
پنجمین روز شهادت پدرم یکی اومد در خونه. یک آقای روشن دلی بود.
گفتیم:بفرمایید
مرد نابینا گفت: عباس شهید شده؟
گفتیم: بله
گفت: من کسی را ندارم.
من یک هفتهای هست حمام
نرفتم؛
این شهید من را هر هفته روزهای جمعه کول میکرد و به حمام میبرد
و لباس هایم را میشست و بدون چشم داشت میرفت.
#شهید_عباس_بابایی🌷
#شهداسنگنشانندکهرهگمنکنیم
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت ❤️
@asganshadt