روح
نیاز به یه چیز جدید دارم. یه ستاره جدید تو آسمونم. یه لکه آبی وسط سیاهی و خالی بودنم. #سفرنامهروح
Arefd23031_2406-zan-prod-by-maat-.mp3
زمان:
حجم:
11M
آه انقدر امروز خوب بود که نمیخوام روزنگار 6565 رو بنویسم.
#سفرنامهروحگمشده
عزیزم، آخر من که همینطور بیزبانم و کلمات از من گریزان. حالا چه بگویم؟ چگونه بگویم آنچه را که در وهم نه، در اعماق جان، از تو دارم؟
ساده بگویم: دوستت دارم! با تمامم که اندکی بیش نیست و کاش بود.
نازنیم؟ عزیز ترینم؟ لباس حقارت بر تن واژه زاری میکند. تو را چگونه بخوانم؟
شاید نقطه باشی، مثل پرگار، جهانم پیرامون تو رسم میشود. شاید نقطه باشی که آخر هر خط باز به تو برسم. تو آخرین نقطه اتصالم به زمینی، که معلق در گرگ و میش نیستی، انگشتان یخ زده و خونمرده پایم هنوز به آن چسبیده و اگر نیست و محو شدم، تو نقطه میشوی برای -ت- تا تولدی دیگر برایم رغم بزنی.
تو، تو، تو، تو...
روشن یا تاریک، گرما یا سرما. هر روز برای من آن لحظه دیدار است. آن لحظه که خسته راه رسیدهام. میعادگاه همیشگی، صحن جامعرضوی. بر من میتابی، گنبد که نه خورشید است بر بامت و نسیمی آشنا که به قصد خوشآمد گویی ز جانبت صورتم را بوسه میدهد.
سخته، بچه. سخته.
اینکه به بیهوده بودن همهچیز در نهایت پی ببری و همچنان باید توی زندگیت مسئولیتهایی بپذیری و به زندگی ادامه بدی سخته.
بچهها، واقعیتش نمیدونم چی باعث میشه که دنبالکنندههای یه چنل با ادمینش ارتباط برقرار کنن و طرف رو دوست داشته باشن و باهاش صحبتای رندوم کنن.
ولی خب درواقع هدف اصلیم از اینجا تعامل با مخاطبین بود.
روح
بچهها، واقعیتش نمیدونم چی باعث میشه که دنبالکنندههای یه چنل با ادمینش ارتباط برقرار کنن و طرف رو
میدونی مهم نیست که شما حرف نمیزنید، من که میتونم بزنم.
راستش الان از گفتن این حرفا حس خودزنی دارم. اون حس درموندگی ادمین یه چنل دورافتاده توی ایتا که برای دو لقمه پیام ناشناس التماس میکنه و دوتا پیام با مضمون "#نه_به_ایگنور" یا "سلام اصل بده" مواجه میشه.
یا گاهی لاقل برای حفظ ظاهر دوتا پیام خودش به خودش میده و میذاره تو کانال و مثل آدمای نایس بهشون جواب میده. تا شاااااید چهار نفر لابد از سر کنجکاوی بهش دوتا پیام دیگه بدن.
درصورتی که حقیقتا چنلش اون ته مهای لیست کانالها توی گوشی یه ممبره و اصلا شاید پیاما رو نبینه و همینطوری عضو شده و اینا.
ممبرایی که چنلای محبوب خودشونو دارن و صحبتای رندومشونو میبرن که با ادمینای محبوبشون بزنن. حالا تو هی خودتو جر بده و شونصد تا پنجره باز مرورگر از لینک چالش حرف ناشناس ابزارک و تایم فرند بذار 🦦
چیزی که میدونم اینه که برقراری ارتباط پروسه زمانبریه و نیاز به فعالیت داره و باید چیزی باشه که طرفو تحتتاثیر قرار بده یا لاقل تو شخصیت الهام بخش یا قابل تحسین یا کنجکاوی برانگیزی باشی.
ولی تو فقط یه آدم "فاکینگ" معمولی هستی.
فکر کنم جنس امشبم خیلی نابه که دارم اینطوری حرف میزنم.
منی که مکالمات عادیم انگار داره توی قرن ۵ام ودربار سامانیان اتفاق میفته و وسط دوتا جملهام یه بیت شعرم میخونم.
تموم این ۱۸ سال، هرسال مرخرفتر از پارسال. اینکه یه چیز خاص و متفاوتو برای خودم رقم بزنم خیلی برام نجات دهندهاس! اما وقتی که با یکی دربارهش حرف بزنم میگه : وااای عزیزمم گوگولیی تو چقدر فانتزی ای!
ترجمه: زر نزن بابا از دنیای تخمی تخیلیت بیا بیرون