eitaa logo
روح
93 دنبال‌کننده
27 عکس
5 ویدیو
0 فایل
با محتسبم عیب نگویید که او نیز، پیوسته چو ما در طلب شرب مدام است. _ خیام فن. _ سرگردان، همونطور که یک روح باید باشه‌. _ آرامگاه یک ادبیاتیِ بی‌ادب‌. _ صرفا از ایموجی زیاد خوشم نمیاد، اگرنه خیلی هم دوستانه‌ام.
مشاهده در ایتا
دانلود
روح
درونگرای مردم‌آمیز بودن _اونم با این شدت_ به خودی خود وضعیت عجیبیه و‌ توی زندگی خیلی‌ چالش‌برانگیز.
زمان: حجم: 604.9K
دل‌فولادم | نیما یوشیج شعر خوندن برای رزی. شعر خوندن رزی برای من. افکار. دلهره و‌ هیجان. تداعی. دخترک. نورنجستان. خرید. بوته سیر. ماست و موسیر. بزرگ شدن. بلوغ. تولد. مقایسه(؟). پیتزا. دوستای قدیمی. شورِ زندگی. دل فولادم را زنگ کند دیگرگون. | از روز _ 6561ام_ سفر به زمین. | یاد باد آن روزگاران، منابع المپیاد
روح
دل‌فولادم | نیما یوشیج شعر خوندن برای رزی. شعر خوندن رزی برای من. افکار. دلهره و‌ هیجان. تداعی. دخ
مامان و بابا. پرچم. خلوت. خالی. ناخن لب‌پریده. پریشان. کلافه. پرسه زدن توی دیلی افراد رندوم. فشردگی. لبخند. بحران دختر بودن. پسرک پلیور آبی. بغض. ترک‌خوردن سدّ پشت پلک. دود. رخت‌های تازه شسته. گوشت و‌ دندان. دل و‌ نمک. فریادِ" بزن که خوب میزنی" دخترک. | از روز _ 6562‌ام_ سفر به زمین.
Binavayan - kozetBinavayan - kozet_(ahangchin.ir).mp3
زمان: حجم: 4.3M
این آهنگ روحمو به پرواز درمیاره. تقدیم به گیلاس‌های براق چشمونت‌.🌬
روح
مامان و بابا. پرچم. خلوت. خالی. ناخن لب‌پریده. پریشان. کلافه. پرسه زدن توی دیلی افراد رندوم. فشردگی.
مائده ازدواج کرد. عطر نعنا. عقده‌های چرکین. کهنه خشم. کنسرو ماهی. بوی انبه. بوی توت. باهات قهرم. چرخ خیاطی‌تو می‌فروشم‌. کشک قوزی. به یالقوز توهین نکن. من میرم، تو بمون. گِل. دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی. | از روز _ 6563ام_ سفر به زمین.
فراموشی. فراموشی. فراموشی. فراموشی. چی؟ چی؟ چی فراموشم‌ شده؟ آه... کلمات‌. دیگر؟ دیگر! رنج راه هم. درد را هم‌. حالا شادی؟ شادی را هم. پس غمگینی؟ غم را هَ... نه غم نه. غم چیز نیست که فراموشم شود. غم توی رگ‌هامه. قوت روزانه‌م. چیزی که وقتی جلوی آینه می‌ایستم تو چشم‌هام خیره میشه. غم یعنی زنده‌‌ام هنوز‌. من چی؟ تو؟ تو؟ تو غمی. | ناگهان...
این روزها عزیزم، بیش از پیش سهرابم. تو چطور، فروغی هنوز؟! جنبش واژه زیست | تولدی دیگر | آن روزها، منابع المپیاد
روح
مامان و بابا. پرچم. خلوت. خالی. ناخن لب‌پریده. پریشان. کلافه. پرسه زدن توی دیلی افراد رندوم. فشردگی.
تو بارها و بارها با زندگی‌ات شرمساری ‌‌‌‌ از مردگان کشیده‌ای این را من همچون تبی که خون به رگم خشک می‌کند احساس کرده‌ام
روح
مائده ازدواج کرد. عطر نعنا. عقده‌های چرکین. کهنه خشم. کنسرو ماهی. بوی انبه. بوی توت. باهات قهرم. چرخ
تصمیم. رضایت. گذران. تصمیم. پشیمان. ناتوان. کرخت. تاریک. سه‌کنج. ناامید. پناه. بازخواست. عدم ادراک. جبر یا وظیفه. | از روز _ 6564ام_ سفر به زمین.
تو را دوست دارم. فراسوی اندام تنت.
روح
تصمیم. رضایت. گذران. تصمیم. پشیمان. ناتوان. کرخت. تاریک. سه‌کنج. ناامید. پناه. بازخواست. عدم ادراک.
نیاز به یه چیز جدید دارم. یه ستاره جدید تو آسمونم. یه لکه آبی وسط سیاهی و خالی بودنم. | از روز _ 6564ام_ سفر به زمین.
امروز روز نمناکی بود. نمناک از اشک. شوره اشک‌های شب قبل هنوز دور چشم‌ها مانده. حس جنون دیشب کمی کمتر‌‌ و به‌ جایش شرم. از پیامی که دیشب قصد ارسالش را داشتم منصرف شدم... در عوض فقط گشتم تا ببینم پولم به بلیط قطار میرسد برای بوشهر؟ از اینجا قطاری به بوشهر نبود. برای بندرعباس چرا. هنوز اما آنقدر دیوانه نبودم. تماس برقرار شد، صدای آمیخته با امواج خنده در گوشم. پیشنهادم را گفتم، فارغ از وضعیت جنگ. گفتم لااقل مشهد؟! کو پولی؟؟ برای تولد احتیاج به چیزی نیست‌.‌ دیگر هیچ... پس از گذشت اندکی اتفاق افتاد. سیل جدید اشک روانه از چشم و‌ من تسلیم. مچاله. بی‌توجه به اثری که داشت یا نداشت با دست راست رو شانه چپ زدم، نوازش‌وار انگشتانم را میان تارهای ژولیده گیسو... باران بی‌وقفه می‌بارید. ساعتی بعد چمدان کف اتاق بود. در حال نگارش نامه‌ای که حالا امیدوارم هرگز خوانده نشود. چرا که... ساعتی بعد چمدان به دست وارد شدم. کامم تلخ بود و‌ لاجرم تلخی از کلام می‌تراوید... ساعتی بعد‌تر خوب بودم‌...