صلی الله علیک یا باب الحوائج یا ابالفضل العباس
پیچید در هستی شمیمِ ناب دستش
رد شد سیاهی از شب دنیا به دستش
در خانهی خورشید آمد ماهِ تابان
با شوقِ جانش، بوسه زد بابا به دستش
نوحِ نبی در طول دوران رسالت
داده دلش را در دل غمها به دستش
بردهاست ابراهیم نامش را در آتش
تا او گلستان سازد آتش را به دستش
با آن ید بَیضایِ خود کرده توسل
در لحظههایش حضرت موسی به دستش
بخشیدنِ جان بر تمامِ مردگان را
با جان سپرده حضرت عیسی (ع) به دستش
گهوارهای کوچک تِکان میخورد و در آن
طفلی تکان میداد دنیا را به دستش
آری قیامت میکند این طفلْ وقتی
پرچم بگیرد روز عاشورا به دستش
بالاتر از هر پرچم این پرچم همیشه
تا عرش حتی میرود بالا به دستش
آنجا که وقتی میشود دنیای ایثار
روزی توسل میکند دریا به دستش
حتی اگر بر پیکرش دستی نباشد
بسیار خواهد شد گرهها وا به دستش
فرقی ندارد هرچه میخواهد بخواهد
جانم، سرم، قلبم، همه بادا به دستش
عباس شد بابالحوائج تا که باشد
هم عرصهی امروز و هم فردا به دستش
ذکر لب ما یا ابالفضل(ع) است هر دم
همواره خواهد بود چشم ما به دستش
#میلاد_حضرت_عباس
#روز_جانباز
#احمد_رفیعی_وردنجانی
@asharahmadrafiei
مرد عاشق
در عاشقی از چشم و دست و پا گذشته
او از وجودِ خویش بیپروا گذشته
بسیار بوده در دلش شوق رسیدن
از هرچه مانع میشده، یک جا گذشته
عشقش ابالفضل است و عمری، روزهایش
در روضههای ظهر عاشورا گذشته
تا وا کند از دست و پایش بندها را
از بندبند هستیاش حتی گذشته
او دستهای خویش را داده در این راه
با بالهای خویش از دنیا گذشته
گفتم بگویم از بزرگی مثل دریاست
دیدم که وصفش خیلی از دریا گذشته
ما در غم امروز خود ماندیم یک عمر
او راحت از امروز و از فردا گذشته
میشد بماند مثل ما در بندِ دنیا
میشد بماند مثل ما، اَمّا گذشته
این پیکرِ رنجور، عزمی جزم دارد
فرقی نکرده اقتدارش با گذشته
جانباز تعریفیست از زیبایی محض
از بس که از دلبستگی زیبا گذشته
گفتم مبارک باد روزت مرد عاشق
آرام با لبخند گفت از ما گذشته
تعریف میخواهد چکار این راست قامت
این عاشق آزاده از اینها گذشته
#میلاد_حضرت_عباس
#روز_جانباز
#احمد_رفیعی_وردنجانی
@asharahmadrafiei
صلی الله علیک یا ساقی العطاشی
ای ساقی لبتشنگان بابالحوائج
لبتشنهی عشقت جهان بابالحوائج
ماهی که دور حضرت خورشید با عشق
گردیدهای در آسمان بابالحوائج
ای سیرت حیدر به جانت، صولت او
در طاق ابرویت عیان بابالحوائج
گفتند از عشق حسین و ناخودآگاه
لبریز شد از تو، بیان بابالحوائج
در عرصهی جانبازی و از خود گذشتن
ماندهست نامت جاودان بابالحوائج
مبهوت میماند برای گفتنت شعر
در لکنت افتاده زبان بابالحوائج
رد کردی از غیرت امانِ نامهها را
نامت جهان را شد امان بابالحوائج
ای حضرت آب و ادب، در ساحل رود
لب تشنه شد اشکت روان بابالحوائج
آبی ننوشیدی به عشق حضرت عشق
دادی وفایت را نشان، بابالحوائج
زیبندهی تو نام زیبای ابالفضل
دریای فضلت بیکران بابالحوائج
ایرانیام با حضرت عباس جورم
میخواهمت عباس جان، بابالحوائج
#میلاد_حضرت_عباس
#احمد_رفیعی_وردنجانی
@asharahmadrafiei