eitaa logo
اشعار حسینی و آموزش مداحی
6هزار دنبال‌کننده
273 عکس
204 ویدیو
44 فایل
کانال اشعار حسینی این کانال زیر مجموعه کانال مقتل ضامن اشک است. اشعار بر اساس مطالب مقتل است. http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af آی دی برای ارسال اشعار @Yaghoubian آی دی استاد @m_h_tabemanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
اینجا هزار حرمله در انتظار توست  آقا برای آمدنت کم شتاب کن  رحمی به روز من نه به روز رقیه کن  فکری به حال من نه به حال رباب کن  رحمی نمی کنند عزیزم به هیچ کس  حتی به تشنه ای که فقط شیر خواره است  در کوفه ای که وعده ی سوغات مردمش  تنها برای دخترکان گوشواره است  اینجا نیا که آخر سر چشم می زنند  این چشم ها به قامت آب آورت حسین  این دستها که دیده ام از کینه می برند  انگشت را به خاطر انگشترت حسین  برگرد جان من که نبینی ز بام ها  آتش کشیده اند سر و دست و شانه را  یا از فراز نیزه نبینی که می زنند  بر پیکر سه ساله ی تو تازیانه را  می ترسم از دمی که بیایند دختران  با گونه های زخمی و نیلوفری،میا  این شهر بی حیاست به جان سکینه ات  می ترسم از حرامی و بی معجری میا  حسن لطفی ............................................................. کانال اشعار ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af گروه آموزش مقتل https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0 گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
در رهگذرهای غریبی بیقرارم تنهایم ودر فکرتنهاییِ یارم تنها میان بی وفاییها و خُدعه بعد ازخدا تنها امیدم هست طوعه در هر وجب از خاک هرکوچه گذشتم یک یاحبیبی با سرشک غم نوشتم در مسلخ عشق عاقبت رسوا شدم من رسوایِ تو ای زادۀ زهرا شدم من ای شعرِ عشقم را توتنها استعاره دارم شده از عشق تو دارالاماره اسم تو تنها ذکرجاری در سجودم بی تو گسسته جان زهرا تار و پودم قدقامتم را درنماز عشقت ای یار بستم به یاد قدّ رعنای علمدار من ماندم و نجوای آرامی بر این لب وای الامان از آه و زاریهای زینب بازارِ تیغ و تیر در این شهر گرم است با اینکه زیر حنجر ششماهه نرم است بالا نمی آید نفس این سینه تنگ است آقا میا کوفه که رسم کوفه ننگ است آید در و دیوار هر خانه به جنگم شادم که بهر دخت زهرا پیش مرگم درلحظه های آخرم لب تشنه هستم ظرفی چو جام زهر دشمن داده دستم افتاده عکس ماه تو در کاسۀ آب لبهای خونی میزنم بر روی ارباب مجتبی تاجیک ............................................................. کانال اشعار ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af گروه آموزش مقتل https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0 گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
مائیم و شهری که هوایم را ندارد من نه هوایِ بچه‌هایم را ندارد نامرد دیدم  باز مردی کردم آقا... با این دو کودک کوچه گردی کردم آقا  دیدم که خوشحالند خوشها جمع هستند  مظلومِ من مظلوم کُش‌ها جمع هستند  طوعه در این نامردها یک شیر زن بود  تنها پناهم خانه‌ی یک پیرزن بود بود  بیرون زدم تا شعله بر معجر نیفتد مثل مدینه طوعه پشتِ در نیفتد در راه‌ها و کوچه‌هایش چال کندند رسم است اینجا ابتدا گودال کندند گودال وقتی که بیفتی شیر گردند دستت اگر زخمی شود شمشیر گردند  از پشتِ سر نامرد آمد گیرم انداخت تیری به پایم خورد در زنجیرم انداخت  شکرِ خدا خواهر ندارم تا ببیند  این دور و بر دختر ندارم تا ببیند ای آبرویم  آبرویم را که بُردند از دور با نیزه گلویم را که بردند نام تو را بُردم لبم را چاک کردند خون ریخت با چکمه زخم را پاک کردند ای کاش سنگی گوشه‌ای پنهان نمی‌ماند جای شما از من لب و دندان نمی‌ماند طفلی اگر مهمان کوفه گردد آقا سرگرمیِ طفلان کوفه گردد آقا از راه آمد زجر و خوش‌ها جمع هستند شمر آمد و با زجرکُش‌ها جمع هستند روی زمین بودم که رویم را کشیدند تا پشت بام از کوچه مویم را کشیدند طوری کشیدند آنقدر مژگان من ریخت تقصیر سنگ‌پله شد دندان من ریخت خورشید جایش در دل شب نیست برگرد میدانِ کوفه جای زینب نیست برگرد باخنده می‌آیند وخوش‌ها جمع هستند سربسته گفتم بچه‌کُش‌ها جمع هستند حسن لطفی ............................................................. کانال اشعار ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af گروه آموزش مقتل https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0 گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
 از سـرِ دار به دلــدار نگـاهی دارد  آه این مرد چه چشمان پر آهی دارد  زیر لب زمزمه دارد که گرفتار شدم  به ره مکـه هر از گاه نگـاهی دارد  مثل حیدر دلش از کوفه به درد آمده است  روی بام است ولی میل به چاهی دارد  با لب پر ترکش غرق تمنا می گفت:  سخن آخر من، سوی تو راهی دارد؟  همه حرف من این است میا کوفه حسین  کوفـه بهر تو خیــالات تبــاهی دارد  همه بهر علی اصغر پی تیر سه پرند  یک نفر نیست بگوید چه گناهی دارد؟  تو به همراه خودت اهل و عیالی داری  کوفه امـا سر راه تو سپــاهی دارد  قصد دارند عزیـزان تو را خـوار کنند  پس نیا، که حرمت عزت و جاهی دارد  بیشتر از همه دلواپس زینب هستم  بیـن این قـوم مپنـدار پنــاهی دارد  الغرض اینکه بساط همه جور است نیا  سهمت از بیعتشان کنج تنور است نیا  مصطفی هاشمی نسب ............................................................. کانال اشعار ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af گروه آموزش مقتل https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0 گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
جان زینب تو میا کاش ز ره برگردی بیم دارم به اسارت برود خواهر تو بعد تو نیّت این کوفی بی دین این است که بریزند به خیمه به سرِ دختر تو مثل تسبیح پاره شود ازهم آقا ترسم آن است بریزد به زمین اکبر تو قصد دارند بخندند به زانو زدنت قصدشان است ببینند دوچشم تر تو خولی از بهر سرت نقشه کشیده برگرد قصد دارد که به خورجین بگذارد سر تو محمود اسدی ............................................................. کانال اشعار ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af گروه آموزش مقتل https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0 گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
کم کم غروب شد همه رفتند خانه ها پشت سرم چه زود درآمد بهانه ها کم کم غروب شد همه در کوفه جا زدند در کوچه ها چقدر به من پشت پا زدند تا نیمه شب چقدر قدم میزدم حسین من ماندمو دوتا پسر کوچکم حسین در بین یک سپاه ازین مردهای پست یک پیرزن به بی کسیم رحم کرده است من سنگ میخورم به گناه محبتت این صورت شکسته بقربان صورتت افتاده ام زمین و بیاد تن توام من غصه دار زیر لگد بودن توام هرچند دست بسته شدم خواهرم که نیست هنگام دست و پا زدنم مادرم که نیست اینها که زیر نامه ات انگشت میزنند فردا بروی زینب تو مشت میزنند من ذبح میشوم زنم اما اسیر نیست  در کوفه دخترم ز غم و غصه پیر نیست تیر سه شعبه دیدم و آب از سرم گذشت یک لحظه حال و روز رباب از سرم گذشت در کوفه هیچ کس جگرم را زمین نزد در پیش چشم من پسرم را زمین نزد هرچند سخت بود خزانم حسین جان روی عبا نرفت جوانم حسین جان سید پوریا هاشمی ............................................................. کانال اشعار ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af گروه آموزش مقتل https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0 گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
دیگر بریدم از دل تاریک کوفیان از کوچه های خاکی و باریک کوفیان جان رقیه ات نشو نزدیک کوفیان چون می درند از بدنت پیرهن حسین باید نظر به قامت آب آورت کنی فکری برای تشنگی اصغرت کنی قدری نظاره بر جگر خواهرت کنی شاه غریب گشته و دور از وطن حسین این جا نمک به زخم عزادار می زنند زن را برای درهم و دینار می زنند طفل اسیر را سر بازار می زنند غیرت میان کوفه شده ریشه کن حسین می ترسم این که بین بیابان رها شوی بر خاک داغ بادیه عطشان رها شوی غارت شوی و با تن عریان رها شوی برگرد تا رها نشوی بی کفن حسین ای وای اگر که اسب کسی سرنگون شود یا از فراز نیزه سری واژگون شود گودال قتلگاه اگر غرق خون شود ضجه زند عقیله که خونین بدن حسین محمدجواد شیرازی ............................................................. کانال اشعار ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af گروه آموزش مقتل https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0 گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
هيچکس مثل من اينگونه گرفتار نشد با شکوه امدم و بى کس و بى يار نشد حال و روز من اواره تماشا دارد تکيه گاهم بجز اين گوشه ديوار نشد روزه دارم من و لب تشنه و سر گردانم بين اين شهر کسى بانى افطار نشد دست بر دست زنم دل نگرانم چه کنم مثل من هيچ سفيرى خجل از يار نشد گر زنى سينه سپر کرده برايم صد شکر سينه اش سوخته از داغى مسمار نشد اهل اين شهر همه سنگ زن و سر شکنند ميهمانى سر سالم سوى دربار نشد واى اگر که هدفى روى بلندى باشد ديده اى نيست که با لخته خون تار نشد به سر نيزه پريشان شده مويم اما خواهرم در پى ام اواره بازار نشد پيکر بى سرم از پا به سر دار زدند اين بلا بر سر من امد و تکرار نشد قاسم نعمتی ............................................................. کانال اشعار ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af گروه آموزش مقتل https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0 گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
بسم‌الله الرحمن الرحیم وقت عشاء شد هیچکس دور و برش نیست با او کسی جز سایه‌ی پشت سرش نیست یک یک در هرخانه و همسایه هم رفت خاموش شد تا روشنایی سایه هم رفت هرکس که در وا کرد، سردی کرد با او در قحطِ مردان، طوعه مردی کرد با او تنها که ماند از شانه‌هایش بال کندند در کوچه‌های کوفه هم گودال کندند کم‌کم زِ پا از ضربه‌های تیر اُفتاد این مرد با نامردی آخر گیر افتاد وقت وصیت‌ها چه بی‌جان بود این مرد نامردها در کوفه مهمان بود این مرد بر خاک من تربت بخواهید از حسینم جایم حلالیت بخواهید از حسینم از من گذشت اما به مهمان‌ها نخندید وقتی زمین اُفتاد دندان‌ها نخندید از من گذشت اما رها کن نیمه‌جان را از پا مکش بر خاکِ کوچه میهمان را از من گذشت اما به آواره بگریید جای تبسم پای قناره بگریید (حسن لطفی ۴۰۴/۰۴/۰۴)
بسم الله الرحمن الرحیم کردم وصیت بعد خود با دیده‌بان‌ها دیدید اگر از دور رد کاروان‌ها پیکی... سفیری یا نسیمی یا کبوتر با او بگویید از من و زخم زبان‌ها یا نیزه یا تیغ است یا خورجین و خنجر اینجا عوض شد کاسبی‌های دکانها آقا از این شرمنده کاری بر نیامد جایم حلالیت بگیر از قد کمان‌ها دلواپسم دلشوره‌ام دلتنگ و دلخون از حرمله از این کمان آن ریسمان‌ها از دختران از خواهرانت از رُبابت از خیزران‌ها خیزران‌ها خیزران‌ها فگر گلوی تُردِ اصغر باش سخت است این تیرها رد می‌شوند از استخوان‌ها دندان من بشکست فهمیدم که اینجا با چکمه می‌آیند بر روی دهان‌ها (حسن لطفی ۴۰۴/۰۴/۰۴)
بسم الله الرحمن الرحیم گریز روضه حضرت مسلم سلام‌الله وای من خورشید بر خاک بیابان تکیه داد نیزه‌ای را زد به خاک آقا و بر آن تکیه داد آب را با ناتوانی گفت زهرا ناله زد اَینَ مسلم اَینَ هانی گفت زهرا ناله زد اَینَ مسلم گفت اما او جوابش را نداد هیچکس از بین لشکر ظرف آبش را نداد یاد تنهایی مسلم کرد یکباره گریست اَینَ مسلم گفت و مسلم روی قناره گریست (حسن لطفی ۴۰۴/۰۴/۰۴)