#شهادت_امام_صادق_علیه_السلام
کشید بند طناب و شما زمین خوردی
شبیه مادرتان بی هوا زمین خوردی
تمام آینه ها ناگهان ترک خوردند
مگر چقدر شما با صدا زمین خوردی؟
چه عاشقانه سر کوچه ی بنی هاشم
به یاد حضرت خیرالنساء زمین خوردی
شتاب مرکب و زانوی خسته باعث شد
طی مسیر، شما بارها زمین خوردی
صدای ناله ی زهرا مدینه را لرزاند
به دست بسته،غریبانه تا زمین خوردی
دلت شکست وبه یاد رقیه افتادی
خودت برای رضای خدا زمین خوردی
*وحید قاسمی*
#شهادت_امام_صادق_علیه_السلام
گوشه ای از حرای حجره ی خویش
نیمه شب ها،خدا خدا می کرد
طبق رسمی که ارث مادر بود
مردم شهر را دعا می کرد
*هر ملک در دل آرزویش بود
بشنود سوز ربنایش را
آرزو داشت لحظه ای بوسد
مهر و تسبیح کربلایش را*
هر زمان دل شکسته تر می شد
«فاطمه اشفعی لنا» می خواند
زیر لب با صدای بغض آلود
روضه ی تلخ کوچه را می خواند
*
عاقبت در یکی از آن شب ها
دل او را به درد آوردند
بی نمازان شهر پیغمبر
سرسجاده دوره اش کردند
*
پیرمرد قبیله ی ما را
در دل شب،کشان کشان بردند
با طنابی که دور دستش بود
پشت مرکب،کشان کشان بردند
*
ناجوانمردهای بی انصاف
سن و سالی گذشته از آقا !؟
می شود لااقل نگهدارید
حرمت گیسوی سپیدش را
*
پابرهنه،بدون عمامه
روح اسلام را کجا بردید؟
سالخورده ترین امامم را
بی عبا و عصا کجا بردید؟
*
نکشیدش،مگر نمی بینید!؟
زانویش ناتوان و خسته شده
چقدر گریه کرده او نکند؟
حرمت مادرش شکسته شده
*
ای سواره،نفس نفس زدنش
علت روشن کهن سالی است
بسکه آقای ما زمین خورده!؟
در نگاه تو برق خوشحالی است
*
جگرم تیر می کشد آقا
چه بلاهایی آمده به سرت!
تو فقط خیزران نخورده ای و
شمر و خُولی نبوده دور و برت
*
به خدا خاک بر دهانم باد
شعر آقا کجا و شمر کجا!؟
حرف خُولی چرا وسط آمد؟
سرتان را کسی نبرد آقا؟
*
به گمانم شما دلت می خواست
شعر را سمت کربلا ببری
دل آشفته ی محبان را
با خودت پای نیزه ها ببری
*
شک ندارم شما دلت می خواست
بیت ها را پر از سپیده کنی
گریه هایت اگر امان بدهد
یادی از حنجر بریده کنی
*وحید قاسمی*
.
بسم الله الرحمن الرحیم
#شهادت_حضرت_امام_جعفرصادق_علیهالسلام
به نام آنکه پُر کرده جهان از قالَ صادقها
به نام آنکه میرویاند از جانها شقایقها
به نام آنکه از دلهایِ سنگی ساخت عاشقها
که میگردند از نورش مخالفها موافقها
به نامِ حضرت صادق دلت را روضه مهمان کُن
چراغِ اشک روشن کُن بقیعش را چراغان کُن
ندیده حکمت از درسش حکیمی اینچنین دیگر
ادیبی یا طبیبی یا علیمی اینچنین دیگر
ندیده دل صراطَالمُستقیمی اینچنین دیگر
حلیمی یا رحیمی یا کریمی اینچنین دیگر
سفارشهای او شرحِ کلامی از کمالِ اوست
سفارشهای او راهِ رسولالله و آلِ اوست
سفارش میکند بارِ فقیران را زمین مگذار
سفارش میکند در راهِ محرومان قدم بگذار
سفارش میکند دل را به تدبیر خدا بسپار
سفارش میکند هرگز نمازت را سبک مشمار
سفارش کرد ما را تا ادا سازیم دِینش را
به ما بخشید بعد از خود حسینم وا حسینش را
زیارت نامههای ما زیارت نامههای اوست
عزاداریِ ما میراثی از رسمِ عزای اوست
تمام گریههای ما کمی از هایهایِ اوست
شلوغیِ حرمها از حدیثِ کربلای اوست
خودش فرمود صدها حج فقط اجر سلامِ ماست
ثواب یک سلام ما شب قدر امام ماست
به روضه میکشد آقا همیشه منبر خود را
به پای ناله سوزانده تمام حنجر خود را
میانِ گریه میبیند همانجا مادر خود را
ببین خرجِ عزا کرده دعای آخر خود را
چنان نالید در عمرش صدایش مثل زهرا سوخت
خدایا خانهیِ او در هجوم بی حیاها سوخت
چرا در بِین این مردم کسی در فکرِ حالش نیست
به فکر مو سپیدیاش به فکر سن و سالش نیست
به یاد کودکانِ بی کَسَش فکر عیالش نیست
چرا این شعلههای در به فکر دست و بالش نیست
کسی او را نمیگوید عصای خویش را بردار
بیا از بِینِ شعله بچههای خویش را بردار
زمین اُفتاد رحمی کن ببین زانوش زخمی شد
محاسن وای خاکی شد ولی اَبروش زخمی شد
زمین اُفتاد و یاد عمه جانش روش زخمی شد
مکش اینگونه در کوچه مکش پهلوش زخمی شد
زمین اُفتاد و با نیزه کسی اما نَزَد او را
زمین اُفتاد و شُکرش که کسی با پا نَزَد او را
میان مجلس منصور سرپا چند ساعت بود
جسارت شد به پیری که نگاهش غرق محنت بود
به یاد عمه جانش که اسیر یک جماعت بود
جسارت بود و غارت بود و غارت با جسارت بود
رُباب است و غم زینب که دادِ او حرم را بُرد
ببین دیر آمدم دیدم که نیزه کودکم را بُرد
#حسن_لطفی
#شهادت_امام_صادق_علیه_السلام
#امام_صادق_علیه_السلام_شهادت
....................................................................
کانال اشعار ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
گروه آموزش مقتل
https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0
گروه اشعار حسینی
https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
.
#امام_زمان
#امام_صادق
يا بَقیّةَ اللّه آجَرَكَ اللّه
به مناسبت شهادت امام صادق عليهالسلام
قال الامام الصادق علیهالسلام:
سَيِّدِي غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادِي وَ ضَيَّقَتْ عَلَيَّ مِهَادِي وَ ابْتَزَّتْ عَنِّي رَاحَةَ فُؤَادِي...
اى آقاى من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده، خاطرم را پریشان ساخته، آرامش قلبم را سلب نموده است...
شیخ صدوق (ره) در کتاب کمال الدین و تمام النعمة ج ۲ باب ۳۳ حدیث ۵۱
مُنتظِر بر فَرَجَت بود امام ِ صادق
ندبه از هجر تو بِنْمود امام ِ صادق
" سَيِّدِي غَيْبَتُكَ... " گفت و ز ما تاب گرفت
بر غم ِ غيبتت افزود امام ِ صادق
آتش اُفتاد به جانش ز غم غیبت تو
قلبش از دوریِ تو سود امام ِ صادق
گشت از هجر تو بی تاب تر از هر بی تاب
دمی از غصّه، نیاسود امام ِ صادق
داشت از دردِ فراقِ تو رئیس مذهب
" سَيِّدِي غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادي... " بر لب
غیبتت خواب ز چشمانِ تَرَش بُرد بیا
پیر شد بس که غم ِ غيبت تو خُورْد بیا
هَشتمْ گُلِ سَرْ سبد به بستان خدا...
از غم ِ دوری تو شکست و افسرد بیا
از غم ِ غربت تو صادقِ آلِ طاها...
دلخون شد و محزون شد و آزُرد بیا
ای مظهر جبران خدا اَدرِکنا!
شد پشتِ بشر ز هجر تو خُرد بیا
داشت از درد فراقِ تو رئیس مذهب
" سَيِّدِي غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادي... " بر لب
تو که خاتم به تبار آل عصمت باشی
تو قرار است قرار دل اُمّت باشی
تو که منظومهی افلاک بگردد گِردت
تو که صاحب به اَریکهی ولایت باشی
حیف باشد که غمین و دردمند و مضطر
غایب پس ِ پردههای غیبت باشی
وای بر ما نَبُوَد رسم وفا و غیرت
غافل آییم ز تو، تو غرقِ غربت باشى
داشت از درد فراقِ تو رئیس مذهب
" سَيِّدِي غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادي... " بر لب
سرِ سجّاده اش افتاد زمين، يا مهدي!
کرد پشتِ در او شرر، کمین، يا مهدي!
دستْ بسته چو علی غریب شد در کوچه
در برِ دیدهی اولاد حزین، يا مهدي!
نانجیب اَش به زبان و به جگر، زهر انداخت
جدّتان گشت زمینگیر و غمين، يا مهدي!
یک اَباعبدالله، اینجا، یک، کرب و بلا...
ذبح شد در اثرِ خنجرِ کین يا مهدي!
داشت از درد فراقِ تو رئیس مذهب
" سَيِّدِي غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادي... " بر لب
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهادت_امام_صادق_عليه_السلام
#محمد_علی_نوری ✍
جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱
.....................................................................
کانال اشعار ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
گروه آموزش مقتل
https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0
گروه اشعار حسینی
https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab