شدم تا غرق آغوشت، مرا از خود جدا کردی
بگو احساس قلبت را، تو حاشا کرده ای یا من؟
"اَشعارِمَن"
شده عشقی به دلت باشد و انکار کنی یا که از بـودن او در دلت اقـرار کنــی
شده صــــدبار بمیری و شبت روز شود
باز هــــر بار همـین کار، تو تکـرار کنی
"اَشعارِمَن"
شده صــــدبار بمیری و شبت روز شود باز هــــر بار همـین کار، تو تکـرار کنی
شده از روزه ی لبهای کسی خسته شوی
برســد روز ملاقات و تـــــو افطار کنی