‹ من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی؛
"اَشعارِمَن"
‹ من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی؛
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم!
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی؟🤍