یہ روزے قشنگ حرف میزنمـ
انسان ها عروسک هایی کوچک و بی احساسند.عروسک های کوکی که گه گداری یاد قلب خود می افتند انقدر همه چیز برایشان پیچیدست که لحظه ای از قالب خود در نمیایند و بهتر است در تاریکی عمیق اقیانوس ها رهایشان کرد. تا یاد بگیرند نور قلبشان را چگونه نمایان کنند که از قالب خود رها شوند و به سوی روشنایی خورشید و سطح اب بیایند
یہ روزے قشنگ حرف میزنمـ
کاش خودت هم اون چیزی که من توی چشامت دیدم میدیدی(:
یہ روزے قشنگ حرف میزنمـ
خب من یه تصمیمی گرفتم.
تصمیم گرفتم دیگه همسایه نداشته.باشیم.حالا به دلایلی.نه اینکه بدم بیاد دلیلی دیگه ایه.اما حمایت میکنیم.ولی دیگه لیست یا همسایه ای در کار نخواهد بود.ممنون
انقدری که ما تو زندگیمون حیوون راه دادیم،حضرت نوح توے کشتیش راه نداد=)
من بدون تو..گم میشم!
توی سیاهی آسمون،
توی سردی نفس هام و توی تلخی قهوه هام.
تو نور، گرما و شیرینی زندگی منی :)
از غم
اما تو یادت رفته که ساز زدن
پیش چشم آوردن همهی غم هاست؟!
مثل ستاره که ماه را یاد آور میشود
یا ماهی ای که دریا را...
ساز همیشه یاد مرا دارد
یاد غم
یاد شکستن..