eitaa logo
عاشقانه 🇵🇸🇮🇷
24.5هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
450 ویدیو
12 فایل
بسم ربـــ الشهـــــداء و الصــــدیقین کپی با صلوات آزاد حرفاتونو اینجا میخونم https://daigo.ir/secret/3733219990 تبلیغات @t_asheghaaneh تبادل نداریم کانال استیکر @shahresticker
مشاهده در ایتا
دانلود
ای راهب کلیسا دیـگر مــزن به نـاقوس خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس آیا مسیح ایران کــم داده مرده را جان جانی دوبــاره بردار با ما بیا بـه پابـوس آنجــا که خــادمینش از روی زائرینش گرد سفــر بگیــرند با بال نــاز طاووس خورشید آســمان ها در پیش گنبــد او رنگــی ندارد آری چیزی شبیــه فانوس رویــای ناتمامم ساعــات در حــرم بود باقـــی عمر اما افســوس بود و کابـوس وقتــی رسیدی آنجــا در آن حریم زیبا زانو بزن به پای بیــدار خفته در طوس 🌹با ما همراه باشید☺️ 💟eitaa.com/asheghaaneh
آن شب که چارچوب غزل در غزل شکست  مست مدام شیشه می در بغل شکست  یک بیت ناب خواند که نرخ عسل شکست فرزند آن بزرگ که پشت جمل شکست  پروانهء رها شده از پیرهن شده است  او بی قرار لحظهء فردا شدن شده است  بر لب گلایه داشت که افتادم از نفس  بی تاب و بی قرار، سراسیمه چون جرس  سهم من از بهار فقط دیدن است و بس؟  بگذار تا رها شوم از بند این قفس  جز دست خط یار به دستم بهانه نیست  خطی که کوفی است ولی کوفیانه نیست  گویی سپرده اند به یعقوب، جامه را  پر کرد از آن معطر یکریز، شامه را  می خواند از نگاه ترش آن چکامه را  هفت آسمان قریب به مضمون نامه را  این چند سطر را ننوشتم، گریستم  باشد برای آن لحظاتی که نیستم  آورده است نامه برایت، کبوترم  اینک کبوترم به فدایت، برادرم  دلواپسم برای تو ای نیم دیگرم  جز پاره های دل چه دلیلی بیاورم  آهنگ واژه ها دل از او برد ناگهان  برگشت چند صفحه به ماقبل داستان  یادش به خیر، دست کریمانه ای که داشت سر می گذاشتیم به آن شانه ای که داشت یک شهر بود در صف پیمانه ای که داشت  همواره باز بود درِ خانه ای که داشت  هرچند خانه بود برایش صف مصاف  جز او کدام امام زره بسته در طواف  اینک دلم به یاد برادر گرفته است  شاعر از او بخوان که دلم پر گرفته است  آن شعر را که قیمتِ دیگر گرفته است  شعری که چشم حضرت مادر گرفته است " از تاب رفت و تشت طلب کرد و ناله کرد  وآن تشت را ز خون جگر باغ لاله کرد”  اینک برو که در دل تنگت قرار نیست  خورشید هم چنان که تویی آشکار نیست  راهی برای لشکر شب جز فرار نیست  پس چیست ابروانت اگر ذوالفقار نیست؟  مبهوت گام هاش، مقدس ترین ذوات  می رفت و رفتنش متشابه به محکمات  بغض عمو درون گلو بی صدا شکست  باران سنگ بود و سبو بی صدا شکست  او سنگ خورد سنگ، عمو بی صدا شکست در ازدحام هلهله او… بی صدا شکست  🌹با ما همراه باشید☺️ 💟eitaa.com/asheghaaneh