رفیق اگه از کنار بیمارستان رد شدی،یا یه آمبولانس آژیر کنان تو خیابون میرفت،یه دعای هرچند کوچولو براشون بکن،شاید جونش به دعای تو وصل باشه.
اسرا.
امشب غزل ساده ی من ناب ترین شد مهتاب در آغوش تو مهتاب ترین شد؛
مهتاب همان شب که تو خواندی غزلم را
شرمنده شد از نور رخت آب ترین شد؛
قسط مشهد فانوس باز بشه و تو میدونی قرار نیست پرداخت کنی،پس یعنی نمیتونی مشهد بری<<<<<<<<