اسرا.
آنگاه همان زخم،همان کورهی کوچک شد قلهی یک آه،مسیر فوران شد؛
با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم چهها کرد و چنان شد؛
من معمولا برای آدمها گریه نمیکنم، برای رفتاری که باهام کردن گریه میکنم، چون لایق اون رفتار نبودم.