eitaa logo
اسرا.
603 دنبال‌کننده
624 عکس
127 ویدیو
2 فایل
. اینجا وقف امام زمان عزیزمه. _زادهٔ کاشی‌های فیروزه‌ای اصفهان/کشته مرده‌ی حضرت شاه نجف/در تلاش برای انسان بودن/سرباز کوچیک امام/هم‌خونه‌ی کلمات/خسته. کپی؟ نه عزیزم، از ذهن خودت خلق کن. ما، در بله: ble.ir/join/8PGEbEic8m .
مشاهده در ایتا
دانلود
میشه بگید بقیه کانالا چه وِردی میخونن؟ چقدر بهتون میدن که تو کانالشون می‌مونین؟ بگید خب منم از همونا بدم بمونید دیگه.
ای رفیقی که همه زحمت ما گردن توست؛ ما محال است که دست از سر تو برداریم : ).
امام حسین عزیزم تولدتون مبارک. تولدتون بهونه‌ای شد تا از خدا تشکر کنیم که شمارو برای ما آورد. تولدتون مبارک، معیار خنده و شادی ما. ای مرهم تمامی دردهای ما : ).
عیدی به من یه حمایت ریز از اینجا می‌کنید؟
آلبوم اسرا؛من از آن روز که در بند توئم آزادم..mp3
زمان: حجم: 3M
حقیقتاً بله آقای امام حسین. دقیقاً همین. [💆🏻‍♀]
آخ البته روز اون سبزپوش‌های سپاهی که اندازه باباهامون سن دارن و با کلی ریش و ابهت مردونه تو جنگ [گوگولیا] و [داداشم پاسدارای سپاه] خطابشون می‌کردیم هم مبارک‌.
اوه راستی لینک خراب بود، درستش کردم.
شب ولادت حضرت عباسی که اون "به مو رسیدن"‌ـه رو نذاشت پاره بشه مبارک.
و حالا من، اینجا. نظر شخصی من این است که ادامهٔ گِل هرآدمی به جایی آشنا برای همان آدم می‌رود. برای کسی آجری می‌شود از خانه‌ای که سال‌ها بعد برایش خاطره‌ای شیرین رقم می‌زند. دیگری‌را فنجانی کنند که قهوه‌ای بنوشد و کنار عزیزترین فردش نفسی تازه کند. من را احتمالا می‌برند و مساحتی از من می‌سازند، حدودا ۱۵ در ۱۵ و ارتفاعی یک سانتی‌متری. می‌برندم و طیف رنگی‌ای احتمالا فیروزه‌ای، آبی‌ام می‌کنند لعابش که شره می‌کند رویم و از کوره سر بیرون می‌آورم، بسته بندی‌ام می‌کنند و کیلومترها از من آدمی‌ام دور می‌شوم. کارتن کارتن مانند من است که راهی می‌شود. سرنوشت این کارتن‌ها می‌رسد به زندگی کنار مرمرین‌ها و نخ‌های قرمز فرش‌ها و طلایی گنبد. تکه گل من به مقصد می‌رسد و من تا به اتفاق افتادن وصال‌مان بی‌قرار بودم. دنبال چیزی بودم که گم کرده بودم و انگار حالا رسیده بودم به همان‌چیزی که باید. دست می‌کشم بر روی‌ همان مساحت‌های فیروزه‌ای، آبی‌ای که احتمالا من هم میانشان است. چشمم می‌خورد به مشک آویزان ورودی صحن. دوست دارم از پیاله‌ای که ادامهٔ گِل یک نفر دیگریست از آن مشک آب بنوشم. نگاه می‌کنم به کاشی‌ای که اسم "علی" روی آن حک شده، می‌فهمم که همان است، قرار من است. احتمالا ادامه‌ی گل من می‌رسد به کاشی‌ای که در حرم ابوفاضل نام علی رویش باشد. چه مبارک وصالی. حالا من اینجائم با تمام وجودم. اینجا، تمام من نفس می‌کشد. نویسنده: اسرا. [کپی نکن دوست من، قلم خودت خیلی بهتر می‌نویسه💕.]
روز تولد حضرت عباسه و ممنونم که تو آخرین سفر مارو ویلچرسوای با ویلچرهای عتبه عباسیه [👈🏼👉🏼] مهمون کرد و از طرف خادمش بهمون تربت هدیه داد.