eitaa logo
اسرا.
603 دنبال‌کننده
631 عکس
128 ویدیو
2 فایل
. اینجا وقف امام زمان عزیزمه. _زادهٔ کاشی‌های فیروزه‌ای اصفهان/کشته مرده‌ی حضرت شاه نجف/در تلاش برای انسان بودن/سرباز کوچیک امام/هم‌خونه‌ی کلمات/خسته. کپی؟ نه عزیزم، از ذهن خودت خلق کن. ما، در بله: ble.ir/join/8PGEbEic8m .
مشاهده در ایتا
دانلود
خواستم سیاسی بازی راه بندازم تو کانالم یهو یه صدایی گفت "دوغِتِ بنوش بچه دختر، تو توی این مسئله تخصصی نداری." منم دیدم راست میگه ولی از اونجایی که دوغ دوست ندارم و روزه هستم گفتم چشم ولی دوغ ننوشیدم.
دانش‌آموزا رفتن توی گوگل مپ اسم مدرسه‌شون رو به "سازمان انرژی اتمی" تغییر دادن که آمریکا اونجاها رو بزنه. الان به عنوان مثال اصفهان یه هفت، هشت‌تا سازمان داره به اسم پویه، واثقی، شهید فهمیده، شهید مهارت و... داره. هرچی بیشتر توصیف کنم بازم طنز ماجرا بیان نمیشه ==))))).
کجا برم؟ به که گویم دلیل این غم را؟ وطن فروش چه داند بهای پرچم را...
حسین زمان.mp3
زمان: حجم: 1.6M
ما ترکناک یابن الحسین.
وای خیلی خوب شد احسان رو آوردن محفل، نیاز داشتم دوباره یکی بگه حسنین مادرررررمممم🤏🏼.
نیازمندی:
یه جوری هوا گرم شده که درختا شکوفه زده، خدایا خداوندگارا یکم شعله رو کم کن.
شکاف! فیلم‌هایی دست به دست می‌شود از انبوه جمعیت دانشجویان پرچم ایران به دست لباس روشن پوش با صورت‌هایی که پیداست و پوشانده نشده. در برابر جمعیت یک‌دست سیاه‌پوش ماسک‌زده و کلاه‌بر‌سر و سنگ به دست. هر دو را "دانشجو" می‌نامند. گروه اول در سوگ‌اند و گروه دوم در حال جولان دادن. گروه دوم می‌زند و گروه اول پادرمیانی می‌کند که نزنند. گروه دوم هنگام زدن تشویق به ادامه‌ی این عمل می‌کنند و گروه اول دارند دو طرف را از هم جدا می‌کنند. گروه دوم فحش می‌دهند و گروه اول سکوت کرده‌اند. هر دو را "دانشجو" می‌نامند. از گروه اول عکسی پخش می‌شود، یک مرد با صورتی که خون از چشمانش گرفته و به پایین صورتش رسیده. من دلش را ندارم باز کنم و فقط می‌شنوم. اتفاقا هر دو هم "دانشجو" هستند. دانشجوهایی که احتمالا روز اول کنار هم نشسته بودند و توی سر و کله‌ی هم زده‌اند. دانشجوهایی که احتمالا یکی به دیگری دنگ آن شب که رفتند ساندویچ خوردند را بدهکار است اما کسی از او طلبکار نیست. دانشجوهایی که احتمالا روز اول با یک هدف مشترک‌ آمدند "دانش جُستن." اما حالا یک شکاف بزرگ میان آن‌هاست. میان کسی که دیروز به شب‌نشینی‌های خوابگاه دعوتش می‌کردی و امروز با بهت می‌بینی که مشت و لگدهایت همه به او رسید. کسی که همیشه قبل از امتحان‌ها جزوه را به دستت می‌رساند و حالا سکوت کرده، از تماشای له شدنت لذت می‌برد. آن یکی که سعی کرده بودی کمکش کنی و حالا در میان سیاه‌پوش‌هاست. بله، اینها هر دو دانشجو هستند. دانشجوهایی که یک سری اجنبی چشم دیدن رفاقتشان را نداشتند. اجنبی‌ای که با دیدن بیشتر شدن و عمیق‌تر شدن این شکاف خرکیف می‌شود و دو گروه را مقابل هم قرار می‌دهد. در میان شان کسی را داریم که قصدش نفرت‌پراکنی‌ست. قصدش همین آشوب است اما دانشجوی واقعی این را نمی‌خواسته و نمی‌خواهد. دشمن دارد از این دعوا و شعارها تغذیه می‌کند و احتمالا هر دو طرف گیج و گُنگ مانده‌اند. حرف من درباره‌ی "دانشجو"ها بود، نه آن‌هایی که با شوق ریخته شدن خون دانشجوها، چه از گروه اول چه از گروه دوم را تماشا می‌کنند.
ضدانقلاب جماعت که دارن تو ماه‌رمضون عکس و فیلم از غذا خوردنشون میذارن درحالی که نمی‌دونن دیدن همچین فیلمایی تفریح ۹۰ درصد نوجوانان روزه‌داره:
اسرا.
یه جوری هوا گرم شده که درختا شکوفه زده، خدایا خداوندگارا یکم شعله رو کم کن.
سرما رو جدی نگرفتم الان گلوم می‌سوزه. خدا سوزش گلو با زبون روزه رو برای هیچکس نخواد.