eitaa logo
اسرا.
597 دنبال‌کننده
614 عکس
122 ویدیو
2 فایل
. اینجا وقف امام زمان عزیزمه. _زاده کاشی‌های فیروزه‌ای اصفهان/کشته مرده‌ی حضرت شاه نجف/در تلاش برای انسان بودن/سرباز کوچیک امام/هم‌خونه‌ی کلمات/خسته. کپی؟ نه عزیزم، از ذهن خودت خلق کن. ما، در بله: ble.ir/join/8PGEbEic8m .
مشاهده در ایتا
دانلود
اسرا.
_یادته گفتی از اینکه اومدم واحد صوت پشیمونم یا نه گفتم نه؟ +آره _پشیمون شدممممنرنرتیتیتب😭.
_تفسیر سوره‌ی زخرف رو بخون حتما، اخلاقت اصلاح میشه. +الان غیرمستقیم گفتید من بی‌اخلاقم؟ ×چرا غیرمستقیم؟ کاملا مستقیم گفتیم. +مرسی متشکر‌.
بگو این وطن، اگر خسته تن، از آن من است؛ بخوان بی‌امان، که این نیمه‌جان، ایران من است!
از جنگ دوازده روزه تا این جنگ حسرت به دل موندم یه مورد مشکوک ببینم اطلاع بدم به وزارت اطلاعات، خب یکیتون بیاید از جلوی من رد بشید دیگه اه.
خب بچه‌ها صاف و شق و رق بشینید، این لحافا رم از وسط جمع کنید که باید آبرو داری کنیم.
اسرا.
خب بچه‌ها صاف و شق و رق بشینید، این لحافا رم از وسط جمع کنید که باید آبرو داری کنیم.
نمیفهمم چی میشه که یه هم‌وطن با خودش فکر میکنه به دبیر کل حزب الله لبنان تغییر کاربری بده، وا.
یه جوری حس و حال این عکس خوبه که واقعا🛐.
من با صدای جنگنده نترسیدم ولی با این صدای رعد و برق فکر کنم یه نماز آیات افتاد گردنم.
دیگه با مردمی که از دو ساعت قبل افطار میان تو خیابون حرف از خستگی‌ناپذیری نزن دایی جان.
تا قبلش برای کی مهم بود؟! خبرنگارها یکی یکی از کشتی مسافربری پیاده می‌شوند. یکی‌شان شیرازی حرف می‌زند، یکی‌شان جنوبی و یکی‌شان... یکی یکی شروع به ضبط می‌کنند با یک جمله‌ی بدیهی تکراری "ما الان جزیرهٔ خارگ هستیم اینجا همه چی امن و امانه و مردم دارن زندگی‌شون رو ادامه میدن و استخراج و صادرات نفت هم جریان داره." به چندتا سوال از قبل پیش‌بینی شده در مورد وضع جزیره جواب می‌دهند و می‌روند پی ضبطشان از کارگران و... روی صخره می‌نشینم و دریا را نگاه می‌کنم. صدای مصطفی را از دور می‌شنوم _ها به چی فکر می‌کنی؟ +الان واقعا بقیه فکر می‌کنن خارگ نابود شده؟ نفسش را با بی‌حوصلگی بیرون می‌دهد. _ما قبلشم فقط بخاطر نفتمون مهم بودیم. الان مطمئن باش بچه‌های هم‌سن و سال تو از مامانشون می‌پرسن اصلا خارگ کجا هست. نصفشون اسم اینجا روهم نشنیدن. +... _الانم پاشو بریم، اینا اومدن یکم نمایش بدن اینجا و بعدشم که آبا از آسیاب افتاد میرن و دوباره یادشون میره خارگ بوده و مردمی بوده و... ولی من نگاهم قفل شده روی سفره‌ی افطاری کوچکی که آن طرف‌تر پهن کرده‌اند. یکی از کارگران چشمش به من می‌افتد. با دست اشاره می‌کند که بیا. سمتشان می‌روم. با گرمی استقبال می‌کنند. فکر نمی‌کنم از همین جزیره باشند. یک‌هو یکی با لهجه‌ی اصفهانی و یک جعبه در دست سر سفره می‌نشیند "اینم گزی که قولش رو دادم" یکی‌شان با لهجه‌ی شیرازی جواب می‌دهد "ولی دلیل نمیش از زیر اینکه بعد جنگ ما رو دعوت کنی اصفهان و بریونی بدی در بری‌ها" جواب می‌دهد "شما بیاید اصفهان، قدمتون رو تخم چشمای من." و می‌خندند. یکی‌شان که ترک تبریز است، صفحه‌ی گوشی را وسط سفره می‌گیرد "بیاید ببینید" همه دورش جمع می‌شوند‌. _این خانوممه، او که صورتی پوشیده دختر اولمه، اون یکی که گیره سر ستاره‌ای داره دومیه. +ها ماشالله.(اصفهانی‌شان می‌گوید.) ×خدا حفظشون کنه. (شیرازی‌شان می‌گوید.) *خدا برات نگهشون داره.اسمشون چیه؟(یزدی‌شان می‌گوید.) _حسنا و محیا. *خدا حفظشون کنه. _البته ما یه توراهی‌ام داریم. +×*'او ماشالله، دختره یا پسر؟ _یک آقا پسر شاخ شمشاد. +به سلامتی، مبارکه! ×یادت نره عکس آقا پسر روهم به دنیا که اومد نشونُم بدی. *شیرینی ماهم که یادت نره. ... می‌خندند، نان و پنیر را به همراه گز بر بدن می‌زنند و می‌روند سر کار. بعضی‌ها می‌روند سراغ خانه‌هایی که تخریب شده، بعضی‌ها هم سمت شرکت نفت می‌روند. به گرمی با من خداحافظی می‌کنند. به سمت خانه روانه می‌شوم. مصطفی را می‌بینم. برایش نمی‌گویم گز اصفهاني خوردم چون احتمالا گز نخورده‌است. همانطور که دختر آن مرد ترک احتمالا اسم خارگ به گوشش هم نخورده است. دیگر دانسته شدنم توسط کل ایران برایم مهم نبود. مهم نبود که همهٔ بچه‌های ایران خارگ را بشناسند. من در جمعی نشسته بودم به گسترش یک ایران که من برای همه‌شان مهم بودم. احتمالا همین مهم باشد. همین. نویسنده: اسرا. [کپی نکن دوست من، قلم خودت خیلی بهتر می‌نویسه💕.]
هدایت شده از ɴᴇᴠᴇʀʟᴀɴᴅ
زمانی که برای خبری از آقای لاریجانی جایزه ده‌میلیون دلاری گذاشتند. ایشان خندیدند و نوشتند که مرگ را جز سعادت و زندگی با ظالمان را جز خواری نمی‌بینم. شهادتتون مبارک...
اسرا.
زمانی که برای خبری از آقای لاریجانی جایزه ده‌میلیون دلاری گذاشتند. ایشان خندیدند و نوشتند که مرگ را
این اتفاقات که میفته بیشتر می‌فهمم که جمهوری اسلامی یک مکتبه و وابسته به هیچ شخصی نیست که بخواد با نبودن اونا از هم بپاشه.