من ترجیح میدم توی همچین شرایطی سکوت کنم تا وقتی رهبرم صحبت کنه و اون موقع موضعم مشخص میشه ولی از اونجایی که هیچوقت در موقعیت جدی انسان جدیای نبودم اینجا هم نیستم.
اولیش خطاب به اونی که روز اول جنگ تو صف فروشگاهها خودشو گیر انداخت: از کیلو کیلو برنجی که تو انباری دپو کردی چهخبر؟
دومیش خطاب به بچههای کلاسمون: از شهر رویاهایی که میخواستیم بعد عید بریم چهخبر؟ (شهر رویاها رو زدن)
سومی: علاوه بر این چسبای روی شیشه که کی میخواد بکنه، کی میخواد جای چسبا رو از روی شیشه تمیز کنه؟
ششمی خطاب به ادامین ایتایی: سلام عزیزم. ترو جان هر مقدساتی که قبول داری برای ما تحلیل نکن. تروخدا. عاح ما شکثط خوردحایم و این چرت و پرتا هم نگو وقتی هنوز دیپلم هم نگرفتی. مرسی اه.
هدایت شده از رادیو محمدعلی
در دست داشتن عکس آقا مجتبی و شعارِ مرگ بر ضد ولایت فقیه دادن، آسان ترین کارِ ممکن است! اما در این لحظات سخت و دشوار، گوش به فرمان ولی فقیه بودن و جلوگیری از تفرقه، معیار و میزان ولایت پذیری ما را نشان میدهد...
عه راستی هفتمی: حداقل یکم دیگه آتشبس میکردید من بدبخت میخواستم فردا دوتا عکس دربارهی جنگ بذارم وا.
و هشتمی: من منتظر نشستم اونایی که میگفتن بهترش رو میسازیم شروع کنن به ساختن. یاالله عزیزان. یکی از اصلیتریناش حداقل دوسال زمان لازم داره که به بهرهبرداری برسه...
هدایت شده از «منِفیالحال»
داشتم به رضا امیرخانی فکر میکردم. وقتی از کما بیاد بیرون سطح اطلاعاتش از اوضاع فعلی ایران با امیرکبیر میتونه برابری کنه. یکقرن رو باید مطالعه کنه. مونده برسه.
اسرا.
داشتم به رضا امیرخانی فکر میکردم. وقتی از کما بیاد بیرون سطح اطلاعاتش از اوضاع فعلی ایران با امیرکب
نمیدونم وقتی به هوش اومد چجوری میخوان بهش خبر بدن که دوباره نره تو کما.