اسرا.
سلام خب من بلد نیستم برای آغاز چی بگم پس رک و پوست کنده میرم سر اصل مطلب. من برای ادیت یک ویدئو به ک
تقدیمی فردا بسته میشه و همه رو باهم میذارم
اسرا.
_خب در مورد چی حرف بزنیم؟ +زردچوبه و فیزیک کوانتوم به همراه دهه شصتیها و نودیها. _حالا چرا فیزیک ک
_به چپ!
سکوت*
_بچهها به چپ!
به راست چرخیدن بچهها*
_خب عیبی نداره به راست راست!
هدایت شده از آلبوم اسرا.
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما باهم؛ حتی زیر باران!
#فیلمبرداری #ادیت
اسرا.
ما باهم؛ حتی زیر باران! #فیلمبرداری #ادیت
همینجوری کیفیتش بخاطر فیلمبرداری توی شب و نورپردازی و... بد بود، ایتا هم خودش به خوبی کیفیت رو برچید =).
حالا بین خودمون بمونه من عزا گرفته بودم دخترا فردا با اومدن علی قلیچ بیجنبه بازی در نیارن، پست سیدنا تو کانالش رو که دیدم رسما فاتحه خوندم.
ایراننژاد.
به خاطر سرعت اینترنت، کمی طول میکشد تا عکس دانلود شود. محتوا سادهاست، اما ماجرایش نه.
محتوا فقط یک گربه است در دستان مردی که نمیدانیم چه کسیست. در وهلهی اول، حرف استاد جوانی که میگفت "بهخاطر شما خانما که هردفعه عکس گربه میبینید میگید آخی چه نازه، یه ژانر عکاسی جدا باید درست کنیم به اسم گربه گرافی." یادم میآید و احتمالا این عکس، وقتی بیماجرا باشد در همین دسته قرار میگیرد.
و اما ماجرا، ماجرا را زبر عکس مینویسند اما این عکسی که من دیدم، احتیاجی به نوشتن برای توضیح ماجرایش نداشت. حداقل برای مخاطبی که حوصلهی خواندن ندارد. گربهی این عکس در دست مردیست با لباس سفید و قرمز و یک هلال ماه قرمز رنگ که روی جیب مرد دوخته شده است. دستان خاکی مرد خبر از پیدا کردن این گربه در زیر آوار میدهد. برای این عکس همین یک ماجرا کفایت میکند. مردی که از زیر آوار جنگ، یک گربه پیدا میکند. نور بر صورت گربه تابیده و نوید امید میدهد. گربه، در دستان مرد آرام گرفته است و تلاشی برای فرار نمیکند. اما ماجرایی که من میخواهم تعریف کنم. در گربه خلاصه نمیشود.
عکس را بزرگتر میکنم و چشمم به ایران نقش بسته روی لباس مرد میخورد. کمی بیشتر دقت میکنم و میبینم نوشتهاست "ایراننژاد" نمیدانم اولین نفری بودم که به این نوشته توجه کردهام یا نه، اما همین ایران نقش بسته بر لباس داستان بلندی نیاز دارد، به بلندای تاریخ. او یک ایراننژاد واقعی بود. او میتوانست در برابر ادعای نژاد ایرانی چند وطن فروش کاغذ پاره کرده و خود را پیروز این میدان کند. او یکی از ایراننژادهایی بود که برای اثبات حرفش، نیاز به نامخانوادگی نداشت...
نویسنده: اسرا.
[کپی نکن دوست من، قلم خودت خیلی بهتر مینویسه💕.]