هدایت شده از ماهِد.
در حرم ِمطهرِ آبروی ایران ، حضرت معصومه'س و مسجد مقدس جمکران ، بهیاد ِچنلهای ؛
مهراك ، نبات ، ماضی نُقلی ، اتفاق ،
علویه ، خاك ، حجره133 ، بانوی ِاو ،
لیدوکائین ، متلاشی ، بوعلي ، آلاوال ،
مأوا ، رویای گمشده ، گردآفرید ِفرفری ،
ببوسمت ؟ ، pallet ، اسرا ، گرامیترین ،
چای ِعراقی ، حسنین ، پیچش ِنور ،
رد ِخون ، آبی ِغمگین ، مُهرك ، خلاء .
- و دعاگوی گروههای ؛
رسوبات ِقلب ،
رسام گپ ، صندوقچهی من ،
جایی که کتابها صحبت میکنند .
و تمام عزیزانی که ناخواسته از قلم افتادن 🪴 .
ـــ
و نائبالزیارهی تمام اعضاء عزیز و گرامی ِماهد ؛
باشد که قسمت ِشما هم بشود .
امضاء ، ارادتمند ِشما ؛ ماهد .
[ فور بزنید برسه به دستشون * ]
این زندگی دیگه ارزش رعایت کردن نکات ادبی رو نداره. از این به بعد جای "راجعبه" از "راجب" استفاده میکنم.
اسرا.
_اینا خیلی خوشمزهست. +شکلات یحیی سنواره. _چی؟ +بعد از شهادت یحیی سنوار از اینا تو جیب کُتش پیدا کرد
_دخترکوچولومون میخواد شعار بده. بگو عمو.
+سپاهیِ...ام....
_بگو، سپاهی قهرمان...
+ام...سپاهیِ قهرمان...ام... سپاهی قهرمان اتحاد اتحاد.
اسرا.
_دخترکوچولومون میخواد شعار بده. بگو عمو. +سپاهیِ...ام.... _بگو، سپاهی قهرمان... +ام...سپاهیِ قهرمان.
ماجرای بچهها و شعار دادن پارت اول.