خیلی خوووب دارید این شکاف بین مردم رو بزرگ میکنید، کاری که دشمن میخواست انجام بده و الان سوپرانقلابیون دو دستی دارن انجام میدن. خسته نباشید.
وقتی ازم میپرسن بزرگترین ترست چیه و من میگم سوسک و تاریکی چون نمیتونم بگم تندروهای انقلابی جانفدای سینهچاک رهبری.
این لینک اینجا میمونه تا هروقت دلتون خواست با کسی صحبت کنید، اینجا حرفاتون رو بنویسید💕.
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_16fxt96&btn=اسرا؛
این چندروز داریم هی از همدیگه میپرسیم تو تشییع میری؟ کدوم شهر؟
جدی جدی ما را به سخت جانی خود این گمان نبود که روزی مجبور باشیم با شما وداع کنیم.
خاطرههای من از پرچمش خیلی شیرین است. یکچیزی دقیقا شبیه عناصری که یک کارگردان و تصویرساز برای نشان دادن یک خاطرهی شیرین به کار میگیرد. نور ملایم آفتاب، صدای خندهی کودکان، گرد شوق پاشیدن در فضا و... اما خاطرهی من یک چیز دارد که هیچکدام از این فضاسازیها ندارند. من در خاطرهام یک پارچهی بزرگ قرمز دارم که رویش پارچهی سفید دوختهاند و کلمهای نوشتهاند. پارچهی من بوی پیراهن یوسف میدهد. پارچهای که از بالای گنبد او سوغات بیاید قطعا بوی بهشت میدهد. من پرچم را زیر نور آفتاب ملایم و با گرد شوقی که خودش در فضا پاشیده بود بغل کردهام و بوسیدهام. من با بچهها زیر پرچمش نشستهام، دستم را به پارچهی ساتن کشیدهام و بلند بلند خندیدهام. پرچمش را پناهگاه خودم کرده بودم. همانگونه که همیشه من را زیر این پارچهی بزرگ که با پارچهی سفید رویش یاحسین دوختهاند راه داده. همان گونه که همیشه پناهم میدهد...