eitaa logo
اسرا.
666 دنبال‌کننده
713 عکس
152 ویدیو
2 فایل
مائیم به دنبال حقیقت زیستن، میان روزمرگی‌های ساده. . _پرسه زن بین کاشی‌های فیروزه‌ای اصفهان/همزاد با درخت سپیدار/هم‌خونه‌ی کلمات/خسته/کشته مرده‌ی حضرت شاه نجف/سرباز کوچیک امام. کپی؟ نه عزیزم، از ذهن خودت خلق کن. ما، در بله: ble.ir/join/8PGEbEic8m .
مشاهده در ایتا
دانلود
‌
دانش‌آموز نشسته و به پنجره نگاه می‌کند. یک ساختمان بدقواره که هنوز درحال تکمیل است، آسمان را خراب کرده‌. ساختمان را که می‌دید حالش بد می‌شد. هر روز می‌توانست تصور کند ابری، پرنده‌ای درحال پرواز پشت داربست‌های آویزان به اسکلت ساختمان زندانی شده‌اند. شاید هم او زندانی شده. کمی تامل کرد و هنگامی که هواپیمایی درحال پرواز بود، قاصدکی در هوا می‌رقصید و ابری می‌بارید؛ صدای حق به جانبی از سوی ساختمان شنید که "خودت الان در طبقه‌ی دوم یک مدرسه هستی و برای پنجره‌های اطرفت، در نظر مامور زندان آسمان به نظر می‌رسی." دانش‌آموز آنجا که معلّم داشت معادله‌ی درجه دوم درس می‌داد در فکر ابرهایی که پشت ساختمان‌ها می‌مانند بود. آسمان زندانی شده بود‌. زنگ بعدی او فهمیده بود می‌خواهد چه‌کاره شود. می‌خواست آن‌قدر فرد مهمی بشود که با یک امضا دستور بدهد که تمامی ساختمان‌هایی که آسمان را در بند کشیده‌اند، باید سقف خود را پایین بیاورند. آن‌قدر پایین که صاحب طبقه‌های بالای آن ساختمان‌ها، در خانه‌ی دیگری سکونت کنند و آسمان را بدون مانع تماشا کنند. البته امیدوار بود که تا آن‌موقع که تبدیل به آدم مهم شود و آسمان‌ها را از شر آجرها نجات دهد؛ آسمان‌خراش‌ها این پهنه‌ی آبی طاق‌باز را چاک چاک نکرده باشند.